هشدار سردار سنایی راد به ملل منطقه/ همکاری با آمریکا، زیرساختهای راهبردی شما را در خطر قرار میدهد
بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سردار سنایی راد به تشریح دلایل هشداری که فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) ارائه کرده، پرداخته و به بررسی عواقب راهبردی ناشی از استفاده آمریکا از پایگاههای کشورهای منطقه، تغییر تعادل قدرت پس از جنگ اخیر، نشانههای تغییر رویکرد دولتهای منطقه به روابط امنیتی با واشنگتن و چشمانداز تحولات امنیتی آینده در غرب آسیا میپردازد و تصریح میکند که تجربه جنگ اخیر، محاسبات امنیتی منطقه را وارد مرحلهای جدید کرده است.
متن کامل گفتگویی با سردار رسول سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی ـ سیاسی فرماندهی معظم کل قوا را در ادامه خواهید خواند؛
سرلشکر عبداللهی در پیام خود نسبت به احتمال درگیری کشورهای همپیمان با آمریکا در تبعات جنگ هشدار دادهاند. از دیدگاه راهبردی این هشدار را چگونه تحلیل میکنید؟
پیام ایشان به کشورهای منطقه در واقع تذکری به آنان در خصوص یک واقعیت حیاتی بود؛ اینکه نیروهای آمریکایی جنگی را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند، اما در این راستا هیچکدام از اهداف مورد نظر خود را تحقق نیافتند و اکنون با یک بنبست راهبردی و بیآبرویی قابل توجهی روبهرو هستند و در تلاشند تا این وضعیت را تغییر دهند.
اشتباه محاسباتی آمریکا در این است که تصور کرده میتواند تجاربی مشابه آنچه در برخی کشورها مانند ونزوئلا به کار گرفته بود را در ایران پیاده کند.
آمریکا اکنون به این نتیجه رسیده که به جنگی تمدنی وارد شده است؛ جنگی که موجب بروز احساسات ضد آمریکایی در میان ملل اسلامی گردیده است. از این رو، آنان به دنبال بازگشت به شیوه جنگهای نیابتی هستند و درصددند از کشورهای اسلامی به عنوان ابزارهای نیابتی در راستای اهداف خود بهرهبرداری کنند؛ نقشی که پیشتر توسط رژیم صهیونیستی ایفا میشد.
هرگونه همکاری کشورهای اسلامی با چنین راهبردی، در واقع تنها به بیآبرویی و خسارات کلانی برای آینده این کشورها منجر خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران نیز پیشتر به دفعات اعلام کرده است که درصدد جنگ با کشورهای اسلامی نیست، اما اگر کشوری پایگاه یا امکانات خود را در اختیار ایالات متحده قرار دهد و از آنجا به ایران حملهور شود، اقدامات ایران در راستای دفاع مشروع خواهد بود و مراکزی که آمریکاییها در آنها مستقر هستند، مورد هدف قرار خواهند گرفت.
بنابراین، این پیام را باید ادامه هشدارهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران به منظور حفظ منافع کشورهای اسلامی دانست که این بار توسط فرمانده محترم قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) به کشورهای منطقه منتقل شده است.
همراهی با آمریکا، زیرساختهای راهبردی کشورهای منطقه را تهدید میکند
نقش آمریکا در استفاده از زیرساختها و پایگاههای کشورهای همسایهاش برای پیشبرد اهداف خود چه اثراتی بر امنیت و ثبات غرب آسیا خواهد داشت؟
بدیهی است که با توجه به اعلام رسمی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه هر منبعی که به سمت ایران حمله کند، پاسخ متقابلی دریافت خواهد کرد، استفاده آمریکا از زیرساختهای کشورهای منطقه میتواند عواقب سنگینی برای آنها بهدنبال داشته باشد.
تجربیات گذشته نشان داده است که تعدادی از پایگاههای آمریکا مورد حمله قرار گرفتهاند و برخی از این زیرساختها نیز به طور مشترک مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند؛ از جمله فرودگاههایی که هم به منظور غیرنظامی و هم نظامی مورد استفاده قرار گرفتهاند. در این راستا، کشورهای اسلامی ممکن است بخش مهمی از ظرفیتها و منابع راهبردی خود را نابود کنند.
در این جنگ همچنین ثابت شد که جمهوری اسلامی ایران به سیاستهای پیشین خود پایبند مانده است؛ به این معنا که اگر زیرساختهای ایران آسیب ببینند، پاسخ نیز به تناسب همان دامن خواهد رسید. این تجربه باید برای کشورهای منطقه درسآموز باشد، زیرا جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت خود هیچگونه سازشی ندارد.
ادامه این روند میتواند علاوه بر افزایش تنشها، باعث بروز اختلافات میان دولتها و حتی میان دولتها و ملتهای منطقه شود و سرمایههای راهبردی کشورهای اسلامی که برای ایجاد امنیت پایدار ضروری هستند را از بین ببرد.
از طرف دیگر، این روند ممکن است زمینه را برای تثبیت هژمونی رژیم صهیونیستی و تحقق اهداف توسعهطلبانه آن در منطقه آماده کند؛ رژیمی که در سياستهای اعلامی و عملی خود، تجزیه کشورهای بزرگ اسلامی را دنبال میسازد.
نتیجه چنین وضعیتی، تنها افزایش تنشها و بیثباتیهای آتی خواهد بود؛ کشورهایی که با آمریکا همسو میشوند، نه تنها هزینههای سنگینی خواهند پرداخت، بلکه باید بار خسارتهای ناشی از تخریب زیرساختهای خود را نیز تحمّل کنند و در نهایت، آینده امنیت و ثبات خود را به خطر اندازند.
در کنار این موضوع، باید به نظرات نخبگان و افکار عمومی در این کشورها نیز توجه داشت؛ امروز نشانههای روشنی از مخالفخوانی نخبگان و اقشار آگاه کشورهای منطقه نسبت به تداوم این رویه قابل مشاهده است.
امروز میتوان تغییر موازنه قدرت را در چند شاخص مهم مشاهده کرد
در پیام فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) به تغییر موازنه قدرت در منطقه اشاره شده است. این تغییر موازنه در میدان عمل چه تغییرات و چه عواملی را رقم زده است؟
امروزه میتوان تغییر موازنه قدرت را در چند شاخص تعیینکننده مشاهده کرد؛ اولاً، تحقق توان و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در دفاع از خود در برابر آمریکا و ناکامی واشنگتن در دستیابی به اهداف خود.
از دیگر سو، ناکارآمدی سیستمهای پدافندی آمریکا و متحدانش، آسیبپذیری نیروهای آمریکایی و همچنین قابلیت جمهوری اسلامی ایران برای ایستادگی در برابر جنگ فرسایشی، همگی از نشانههای بارز این تغییر موازنه به شمار میروند.
در این جنگ همچنین به وضوح مشخص شد که ایران توانایی گسترش دامنه جنگ به محدودهای فراتر از پیشبینی دشمن را دارد. جنگ عملاً به یک مقیاس منطقهای تبدیل شد و جمهوری اسلامی ایران نشان داد که در صورت ضروری بودن، ظرفیت ارتقاء حجم آن به حدی فرامنطقهای را نیز دارد.
کنترل تنگه هرمز نیز به جمهوری اسلامی ایران یک ابزار چندکاره داده که افکار عمومی جهانیان را به قدرت ایران معطوف کرده است.
این تغییر موازنه دارای پیام روشنی برای آمریکا و کشورهای منطقه است؛ آنها باید در مورد ادامه یا توقف همکاریهای نظامی و امنیتی با آمریکا بر اساس هزینهها و خسارتهای احتمالی تصمیمگیری کنند.
نشانههای تغییر در نگرش کشورهای منطقه در روابط امنیتی با آمریکا
آیا تحولات اخیر میتواند باعث تغییر نظر برخی کشورهای منطقه در روابط نظامی و امنیتی با آمریکا شود؟ اگر بله، چه نشانههایی برای این تغییر وجود دارد؟
قطعا کشورهای منطقه به تجاربی دست پیدا کردهاند که برآوردها و محاسبات آنها را در مورد روابط امنیتی و نظامی با آمریکا دگرگون خواهد ساخت.
نشانههای این تغییر را نیز میتوان در چند محور مشاهده کرد؛ نخست، ظهور اختلافات داخلی در بعضی از کشورها در خصوص ادامه همکاری با آمریکا و تداوم روند پیشین.
دوم، ورود برخی از این کشورها به عرصه میانجیگری برای پایان دادن به جنگ و پیشنهاد پیشنهادات مختلفی که نشان میدهد به دنبال رهایی از این شرایط و فرار از هزینههای سنگین آن هستند.
سوم، گرایش برخی کشورهای منطقه به خرید سامانههای غیرآمریکایی، از جمله تجهیزات چینی، و تلاش برای انعقاد پیمانهای نظامی با کشورهای دیگر که نمونه بارز آن را میتوان در مذاکرات برخی دولتهای منطقه با پاکستان مشاهده کرد.
اینها نشانههای روشنی است که نشان میدهد یک درک راهبردی نوین در این کشورها شکل گرفته و آنها به این جمعبندی رسیدهاند که تداوم وابستگی به آمریکا، جز تحمیل هزینه، دستاورد دیگری نداشته است. آنها تمامی این هزینهها را به منظور تأمین امنیت پرداخت کردهاند، اما حاصل آن، افزایش ناامنی و تهدیدی برای ثبات داخلی و منطقهای بوده است.
آغاز بازآرایی امنیتی غرب آسیا پس از جنگ
با توجه به شرایط کنونی، آینده ساختار امنیتی منطقه را چگونه پیشبینی میکنید و کشورهای منطقه برای جلوگیری از افزایش تنشها چه رویکردی باید در پیش بگیرند؟
آنچه که در این جنگ به اثبات رسید، این است که قدرتهای بزرگ و فرا منطقهای دیگر قادر نیستند بهتنهایی نقشی تعیینکننده و نهایی در بحرانهای منطقه ایفا کرده یا امنیت پایدار خلق کنند.
از طرف دیگر، اهداف آمریکا که به دنبال تحکیم هژمونی خود و تقویت انگیزههای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی است، با اهداف امنیتی کشورهای منطقه که عمدتاً حفظ ثبات، امنیت، رشد اقتصادی، جذب سرمایهگذاری و فناوری را در دستور کار دارند، در تضاد جدی قرار دارد.
در مقابل، انگیزههای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی بر ناامن سازی منطقه استوار است و این فرآیند میتواند در آینده نه تنها همپیمانان کنونی آمریکا را نیز در معرض تهدید قرار دهد.
تابآوری جمهوری اسلامی ایران، مقاومت در مقابل آمریکا، بیاعتباری تسلیحات گرانقیمت، پایگاههای وسیع و هزینههای بالای نظامی آمریکا در برابر توانمندیهای متحرک و انبوه جمهوری اسلامی ایران، همگی نشاندهنده این نکته است که قدرتهای متوسط منطقه نیز قادر به ایفای نقش مؤثر هستند.
مجموعه این عوامل میتواند به تجدید نظر کشورهای منطقه در مناسبات دفاعی و امنیتی، حرکت به سمت دفاع مستقل، تقویت همکاریهای منطقهای و همچنین گسترش همکاری با دیگر قدرتها منجر شود. به نظر میرسد در آینده شاهد تغییرات مهمی در آرایش امنیتی غرب آسیا خواهیم بود.
۲۹۲۱۸