حملات اوکراین در پهنه دریای سیاه، روسیه را زیر فشار سنگین قرار داده/ ابهام در موقعیت پوتین میان حلقه نخبگان
قاسم مومنی، کارشناس مسائل روسیه، با اشاره به اینکه هدفگیری متقابل ناوها و کشتیهای روسی و اوکراین و نیز بالا گرفتن میزان تنش میان این دو کشور در پهنه دریای سیاه، به مرحله تازهای رسیده است، در گفتوگو با ایلنا توضیح داد: در پرونده اوکراین، امروز عملاً با جنگی روبهرو هستیم که وارد پنجمین سال خود شده است. در واقع، علیرغم روایتها و گمانهزنیهایی که در ابتدا مطرح میشد، این درگیری به یک جنگ کاملاً غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینی بدل شد؛ چون بسیاری انتظار نداشتند روند جنگ تا این حد کشدار شود. علاوه بر طولانی شدن، محدوده اثرگذاری آن نیز به کشورهای دیگر سرایت کرده و کمکم موضوعات تازهای مطرح شده است؛ موضوعاتی که در سایه شرایط پیچیدهتر بینالمللی، به شکلگیری یک بحران فرامرزی انجامیدهاند. به نظر میرسد در وضعیت کنونی، روسها زیر فشار محسوسی قرار گرفتهاند. از نگاه او، اوکراینیها پس از چند سال جنگ توانستهاند به مجموعهای از فناوریهای تازه دست یابند، از پشتیبانیهای گستردهتر برخوردار شوند و در نهایت تا حدی به سمت خودکفایی و اتکا به توان داخلی حرکت کنند.
وی در ادامه افزود: آنها بخشهایی از ظرفیتهای نظامی خود را بازآرایی کرده، بهروز رسانی کرده و همچنین مسیر بومیسازی را پیش بردهاند؛ به طوری که صنایع دفاعیشان با استفاده از کمک آمریکا و دیگر کشورهای غربی، شکل و شمایلی مدرنتر پیدا کرده است. در واقع، بخشی از تسلیحاتی که پیشتر عمدتاً از آمریکا و اروپا وارد میکردند، اکنون یا به دست خودشان تولید میشود یا نمونههای مشابه آن را میسازند؛ یعنی گام مهمی در دستیابی به دانش و فناوری تولید آنها برداشتهاند. برای نمونه، توان پهپادی اوکراین در سال ۲۰۲۶ واقعاً برجسته و قابل توجه بوده است. این کشور با تکیه بر پهپادهایی که طراحی آنها را بازطراحی کرده یا از آنها بهرهبرداری عملیاتی انجام داده، توانسته معادلات جنگ را به هم بریزد؛ به شکلی که روسیه با چالشهای جدی و چندلایه روبهرو شده است. به گفته این تحلیلگر، سال ۲۰۲۶ یکی از تندترین و بحرانیترین برهههای روسیه بوده؛ زیرا میزان خسارتهایی که طی شش یا هفت ماه اخیر به حوزه نفت و گاز، نیروهای انسانی و همچنین تجهیزات نظامی روسیه وارد شده، از مجموع خسارتهایی که در سالهای پیش رخ داده، بیشتر بوده است.
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید ادامه داد: از همین رو، چنین برداشت میکنم که در شرایط فعلی، اوکراین در مقایسه با روسیه دست بالا را دارد و دیگر نمیخواهد یا نمیتواند شرایطی را که پیشتر ممکن بود به پای میز مصالحه بیاید، بپذیرد. آن دسته از سناریوهایی که روسها برای رسیدن به صلح مطرح میکردند، امروز برای اوکراین تبدیل به گزینهای قابل قبول نشده است. اوکراین اکنون خواهان پس گرفتن کامل سرزمینهای خود است و حتی حاضر نیست بخشی از خاکش را واگذار کند. در همین چارچوب نیز مشاهده میشود که نیروهای نظامی اوکراین کریمه را به شکل جدی تهدید میکنند؛ به نحوی که این منطقه به تدریج به فضایی تبدیل میشود که در آن، بخش قابل توجهی از توانمندیهای نظامی روسیه رو به افول میرود. محور بعدی نیز دریای سیاه است. نیروهای اوکراینی انواع مختلفی از کشتیهای جنگی و شناورهای نظامی روسیه را هدف قرار دادهاند و حتی به پایگاهها و تأسیسات دریایی روسها حمله کردهاند. این موضوع برای روسیه پیام هشدارآمیزی داشته است؛ چون حالا دیگر دستکم در نظر کارشناسی، برای نگهداری تجهیزات خود با امنیت کافی، نقطه مطمئن و کمریسکی در اختیار ندارد.
وی اضافه کرد: در کنار این تحولات، تغییراتی که زلنسکی در ترکیب کابینه اوکراین اعمال میکند، در واقع نوعی جابهجایی بین جریانهای سیاسی است؛ به این معنا که طیفهای نرمتر سیاسی در اوکراین با چهرههای جدیتر، سرسختتر و ملیگرا جایگزین میشوند. یعنی فرماندهان و سیاستمدارانی که حتی حاضر نیستند یک وجب از خاک اوکراین را به روسیه واگذار کنند، از سوی افرادی کنار زده میشوند که گرایش بیشتری به مصالحه یا واگذاری بخشی از سرزمین نشان میدادند. این خطمشی زلنسکی بر پایه توانمندیهایی پیش میرود که اکنون اوکراین به آن رسیده و همچنین بر مبنای افقی است که خود زلنسکی تصور میکند روسها قادر به تحمل چنین میزان خسارتی نخواهند بود. در عین حال، گزارشها و شواهدی هم وجود دارد که نشان میدهد به کشتیهای روسی در دریای خزر حمله شده و کشتیهای حامل مهمات نیز هدف قرار گرفتهاند؛ هرچند گفته میشود روشن نیست روی این کشتیها دقیقاً چه محمولهای بارگیری شده بوده است. از طرف دیگر، ناامنی در دریای سیاه و دریای آزوف نیز تشدید شده و به تبع آن، روسها در عمل نمیتوانند مانند گذشته با سهولت از مسیرهای دریایی برای صادرات یا واردات استفاده کنند؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر اقتصاد و عملیات نظامی روسیه وارد میآورد.
مومنی در پایان جمعبندی کرد: روسیه اکنون پنج سال است که درگیر جنگ است؛ هزینه میکند و در شرایطی وارد این کشمکش شد که از ابتدا خودش را برای چنین جنگ طولانیمدتی آماده نکرده بود. برنامهریزیها حداکثر بر مبنای مدت سه، چهار، پنج یا حتی شش ماه شکل گرفته بود، نه برای ادامه یک جنگ پنجساله. این جنگ به مرور، توان روسیه را فرسوده میکند، مشروعیت دولت مرکزی را زیر سؤال میبرد و حتی جایگاه پوتین را در میان نخبگان با تردید و چالش جدی روبهرو میسازد. بخشی از ملیگرایان روس نیز به پوتین انتقاد دارند که این جنگ را بدون مطالعه کافی و بدون در نظر گرفتن پیامدهای آن آغاز کرده و اکنون روسیه را در معرض تهدیدهای سنگین قرار داده است. حتی این احتمال وجود دارد که ادامه روند جنگ، برخی از جمهوریهای خودمختار و ساختارهای فدرال درون روسیه را به فکر جدایی بیندازد و آنان را به این سمت سوق دهد که بخواهند از روسیه فاصله بگیرند. چنین پیامدی در واقع تمامیت ارضی روسیه را به چالش میکشد و از نظر اهمیت، یکی از خطرناکترین پیامدهای احتمالی این جنگ به شمار میرود؛ نگرانیای که بسیاری از افراد درباره آن ابراز میکنند.