تصمیمی که باشگاه استقلال گرفت؛ احترام به سلامت آقای رضاییان!
خاتمه همکاری باشگاه استقلال با رامین رضاییان، فقط به اندازه یک جدایی معمولی معنا ندارد؛ شاید نشانهای باشد از اینکه یک عصرِ تازه در حال شکل گرفتن است؛ دورانی که در آن باشگاهها برای نگهداشتن بازیکنان، مجبور بودند ناچار به خودشان فشار بیاورند.
حالا دیگر قرار نیست تیمهای ایرانی برای دستیابی به هر بازیکن یا حفظ او، بخشی از شأن و جایگاه خود را پای معاملههای پرهزینه بگذارند؛ آن هم در شرایطی که فوتبال ما سالها با چنین چالشهایی دستوپنجه نرم کرده است.
استقلال با پایان دادن به همکاریاش با رامین رضاییان (اینجا بخوانید)، دستکم یک پیام واضح را روی میز گذاشت: هیچ فوتبالیستی بزرگتر از باشگاه نیست.
رامین رضاییان در ۳۶ سالگی حق دارد برای آینده مسیر خودش را تعیین کند؛ اما در همان حال باشگاه هم مجاز است زمانی که شرایط موردنظرش از سوی بازیکن پذیرفته نمیشود، بدون کشوقوس، بدون منتکشی، بدون خواهشهای مکرر و بدون نمایشهای پرزرقوبرق، کار را تمامشده بداند و پرونده همکاری را ببندد.
شاید ریشه بخشی از آسیبهای فوتبال ایران را باید در همین رفتارها جستوجو کرد؛ از روزی که بعضی بازیکنان به این باور رسیدند که باشگاهها باید برای ماندنشان التماس کنند و تمام امکانات را در اختیارشان قرار دهند.
از اینجا به بعد، باید فصل تازه دقیقاً نقطه پایان همان طرز فکر باشد. پیراهن استقلال، پرسپولیس، سپاهان، تراکتور و هر تیم دیگری، باید تنها به کسانی تعلق بگیرد که پوشیدن آن را افتخار میدانند؛ نه اینکه تبدیل به ابزار چانهزنی و بدهبستانهای مقطعی شود.
اگر کسی نخواست بماند، راه خروج همیشه باز است. جناب رضاییان هم حالا هر کجا میخواهد برود؛ به سلامت...
در همین زمینه: رامین رضاییان جواب استقلال را داد؛ بهجای اولتیماتوم میشد تماس گرفت؛ بهجای سروصدا در رسانه و دست آخر وارد بازی قایمباشک شد، میشد از همان ابتدا مذاکره کرد!