استقلال؛ مستعمرهای که به فرد خاصی واگذار شد و حتی از وزارتخانه برایش چراغ سبز گرفت/ رئیسجمهور هم یک بدهی انتخاباتی داشت و باشگاه را به او داد!
میثم منیعی، از چهرههای قدیمی و پیشکسوت باشگاه استقلال، در گفتوگویی که با خبرورزشی داشته، به شدت نسبت به شیوه مدیریت فعلی در این تیم واکنش نشان داد. او در توضیح دیدگاه خود گفت: متأسفانه استقلال امروز به شکلی اداره میشود که عملاً تبدیل به «مستعمره» یک فرد شده؛ همان فردی که پیش از این از سوی وزارتخانه وعده یا قولی گرفته بود. اما از آنجا که نهادها و ارگانهای مرتبط صلاحیتش را تأیید نکردند، در ادامه با تکیه بر همان فضا، باشگاه را در اختیار گرفته و حالا شاهدیم که نتیجهاش چه آشفتگیهایی در مجموعه دیده میشود؛ شلختگی و ریختوپاشهایی که بهوضوح در ارکان مختلف باشگاه رسوخ کرده است. من حتی از برخی منابع شنیدهام که برای استقلال هزینهای حتی بالاتر از ۵ همت هم انجام شده و در کنار آن، حدود ۲ تا ۳ همت بدهی هم روی دوش این تیم وجود دارد. با وجود این حجم از هزینهها، اما خروجی قابلتوجهی برای استقلال ایجاد نشده؛ نه برنامهریزی مشخصی برای توسعه زیرساختها دیده میشود و نه اقدامات مؤثر و چشمگیری برای تیمهای پایه استقلال انجام گرفته است.
در همین زمینه بخوانید: استقلال اداره آب و برق نیست/ آقای تاجرنیا! سمبل اصلی این باشگاه فوتبال است نه رشتههای دیگر
وی در ادامه صحبتهایش تأکید کرد: اطمینان داشته باشید که اگر این دولت و این فرد از استقلال کنار بروند، باز هم هر کسی که جایگزین شود با دشواریهای بزرگ و چالشهای سنگینی روبهرو خواهد شد؛ چالشهایی که طی حدود ۱۰ سال آینده گریبان باشگاه را میگیرد و امکان دارد عملاً تا مدتها اثراتش باقی بماند. به هر حال، به نظر میرسد رئیسجمهور بابت مدیریت ستاد انتخاباتی استان تهران یک بدهی سیاسی یا مدیریتی به این شخص داشته و در نتیجه، این مسئولیت را به او واگذار کرده است. این فرد نیز از زمانی که وارد شده، نه مدیرعامل کارآمدی تعیین کرده، نه هیئت مدیرهای که از نظر ساختار و کارکرد «درست و حسابی» باشد شکل گرفته، و نه آنطور که باید به توصیهها و حرفهای پیشکسوتان توجه میکند. در عمل انگار همه چیز تحت اختیار و تصمیمگیری شخصی اوست. من واقعاً برای هواداران استقلال دلام میسوزد. امیدوارم خداوند پایانِ این ماجرا را به خیر کند و عاقبت باشگاه با این مسیر، اتفاقات ناخوشایندتری را رقم نزند.
متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید.
