کد خبر 100000005539
۱۴۰۵/۰۵/۱۵ ۰۹:۳۷

کوبیدن سیلیِ واقعیت بر گونه‌ی رویا؛ سینمای مستند گرفتار گره‌های اکران

ساعت 24 - کارگردان مستند «باد بهشت» در گفت‌وگو با انتقاد از شرایط اکران سینمای مستند در داخل کشور، از دشواری‌های فیلمبرداری در یک اقلیم کاملاً متفاوت و چالش‌هایی که پیش روی تولید و نمایش این جنس از آثار قرار می‌گیرد، سخن گفت.
کوبیدن سیلی واقعیت برصورت رویا؛ سینمای مستند از مساله اکران رنج می‌برد

محمدرضا فرطوسی، کارگردان مستند «باد بهشت»، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره محور و فضای این اثر توضیح داد: لوکیشن اصلی مستند ما در پهنه ترکمن‌صحرای منطقه گنبد کاووس و دقیق‌تر در روستای صوفیان قرار دارد. ایده مرکزی فیلم، واکاوی پیوند عمیق مردم بومی با سنتِ سوارکاری و در کانون آن، «پرورش اسب» است؛ موضوعی که این ناحیه را با آن می‌شناسند و اهالی گنبد کاووس را پایتخت اسب ایران می‌نامند. در اینجا مسابقاتی برگزار می‌شود که تماشایشان هم برای بیننده جذاب است و هم برای خود ساکنان، به‌خصوص کودکانی که از سنین پایین، با حس و عشق به اسب و سوارکاری رشد می‌کنند. در بسیاری از بخش‌های ایران و حتی در نقاط مختلف جهان، سوارکاری اغلب به‌عنوان یک ورزشِ اختصاصی و پرهزینه شناخته می‌شود؛ ورزشِ کسانی که دسترسی مالی بیشتری دارند. اما در این منطقه، ماجرا کاملاً متفاوت است؛ سوارکاری به داراییِ یک قشر محدود محدود نمی‌ماند و تبدیل به بخشی از زندگی عمومی می‌شود، تا جایی که حتی طبقه پایین جامعه هم درگیرش هستند. همین دوگانه و تضاد برای من جذاب بود و دوست داشتم به تصویر کشیده شود.

وقتی جهان سیلی واقعیت را به رویاها می‌کوبد

فرطوسی ادامه داد: روایت مستند درباره نوجوانی است که می‌خواهد با اسبش به دنیای مسابقات حرفه‌ای راه پیدا کند و بتواند به موفقیت برسد. تمام تمرکز او در این خلاصه می‌شد که با اسبش پیوند برقرار کند، از آن مواظبت کند و به آرزوی دیرینه‌اش جامه عمل بپوشاند. این نوجوان در دنیایی بزرگ می‌شد که خبری از تبلت، موتور و دغدغه‌های مهاجرت در آن دیده نمی‌شد؛ آنچه زندگی را شکل می‌داد، عشق به طبیعت و ارتباط زنده با محیط و حیوانات بود. رسیدگی به اسب، کار ساده‌ای نیست و طاقت زیادی می‌خواهد؛ آنها از سپیده‌دم از خواب برمی‌خیزند و تا پایان روز، درگیر مراقبت از اسب‌ها هستند. به همین خاطر، مسئله تنها یک دغدغه فردی نیست و کل خانواده را با خود همراه می‌کند و همه درگیر این مسیر می‌شوند.

این کارگردان در ادامه بیان کرد: آن نوجوان برای اسبش تقریباً همه‌چیز را کنار گذاشته بود. او در سر می‌پروراند که روزی با همان اسب در مسابقات بدرخشد و مقام بیاورد؛ چون باور داشت باید با موفقیت در رقابت‌ها بتواند اسب دلخواهش را صاحب شود، چراکه بسیاری از اسب‌ها عملاً تحت تملک خودشان نیست و اغلب فقط از آنها نگهداری می‌کنند. علاوه بر آن، او می‌خواست با پولی که از مسابقات به دست می‌آورد، وارد مسیر زندگی بزرگسالانه شود: ازدواج کند، زندگی‌اش را جلو ببرد و دست‌کم بخشی از رؤیاهایش را محقق سازد. اما وقتی پایش از دایره نوجوانی بیرون می‌آید و وارد فضای حرفه‌ای می‌شود، واقعیتِ سخت و پیچیده راهش را می‌بندد. موانع جدی پیش می‌آید؛ انگار یک نفر یا یک شبکه اجازه نمی‌دهد او وارد میدان شود و در نتیجه رویاها مثل چیزی که قدرت ایستادن ندارد، فرو می‌ریزد. حس ما این است که درست هم‌زمان با رسیدن انسان به بلوغ، جهان هم چهره واقعی‌اش را بی‌پرده نشان می‌دهد؛ واقعیت‌هایی تند و بی‌رحم که همچون سیلی، روی رویاها فرود می‌آیند و آنها را می‌شکنند.

سینمای مستند از مساله اکران رنج می‌برد

فرطوسی درباره دشواری‌های فیلمبرداری مستند «باد بهشت» گفت: به تصویر کشیدن صحنه‌های اسب‌سواری کار بسیار سختی است. منطقه‌ای که فیلم در آن ساخته می‌شود، هم از نظر طبیعت و شرایط محیطی ویژه است و هم از نظر الگوی زندگی مردم، که هیچ‌کدام قابل کنترل کامل از سوی تیم فیلمبرداری نیست. ما در کنار هم، به مدیری فیلمبرداری با دانش و تجربه‌ای قابل اتکا تکیه داشتیم؛ صادق سوری که پیش‌تر در ساخت فیلم‌های مستند فعالیت داشته و با این فضا آشناست. در مجموع با دو چالش اصلی مواجه بودیم: نخست، اقلیم و مدل زندگی مردم که باید با آن هماهنگ می‌شدیم و زمان‌ها و ریتم روزمره‌شان را از نزدیک می‌پذیرفتیم؛ دوم، خود مسابقات که ماهیت‌شان به‌گونه‌ای است که زمان زیادی برای مکث ندارند. ما از چند دوربین استفاده کردیم و حدود ۱۰ هفته را برای ثبت لحظه‌های کلیدی پشت سر گذاشتیم؛ چون مسابقه در مدت کوتاهی به پایان می‌رسد و یک لحظه غفلت می‌تواند تمام فرصت‌های ارزشمند را نابود کند.

کارگردان مستند «باد بهشت» سپس درباره برنامه اکران اثر اظهار کرد: این مستند هم از مسئله اکران رنج می‌برد. امیدمان به جشنواره‌ها، پلتفرم‌ها و تلویزیون است. چند شبکه تلویزیونی خارجی هم تمایل نشان داده‌اند و درباره پخش آن توافقاتی انجام شده، اما در نهایت، اکران برای مخاطب عمومی همچنان یکی از گره‌های اصلی سینمای مستند و فیلم‌های هنری در ایران محسوب می‌شود؛ جایی که دیده شدن دشوارتر از تولید است و مسیر پخش، خودش تبدیل به چالشی جداگانه می‌شود.

فرطوسی در پایان درباره کارهایی که این روزها پیش می‌برد گفت: من اخیراً یک مستند جدید درباره زندگی و سبک زیستِ ساکنان حاشیه تالاب شادگان و هورالعظیم را به پایان رسانده‌ام؛ این تالاب در بخش عراقی‌اش نیز گسترده است. در حال حاضر این پروژه وارد مرحله مونتاژ و پست‌پروداکشن شده است. همچنین فیلمنامه‌ای آماده کرده‌ام و در مسیر ساخت یک فیلم داستانی سینمایی، برنامه‌های تازه‌ای را در ذهن و عمل دنبال می‌کنم.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.