کد خبر 100000005921
۱۴۰۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۰

قصه ۷ و ۸، اتفاقی تازه در پرسپولیس؛ وارثان سایه‌روشن میراثِ سلطان و نام‌آوران، تاریخ را می‌سازند یا به دام چرخِ تقدیر می‌افتند؟

ساعت 24 - فصل جدید پرسپولیس، با اعلام شماره‌هایش دوباره توجه‌ها را، همچون همیشه، به سمت دارندگان دو عدد ویژه و خاص کشاند.
قصه ۷ و ۸، نوبرانه در پرسپولیس؛ وارثان میراث سلطان و بزرگان، تاریخ‌ساز می‌شوند یا قربانی تاریخ؟

در آستانه لیگ بیست‌وششم، پرسپولیس قرار است با یک اتفاق ویژه و قابل توجه خودش را دوباره در کانون توجه نگه دارد؛ رویدادی که برای هواداران این تیم آن‌قدر جذاب و سرنوشت‌ساز است که حتی پیش از شروع فصل هم نگاه‌ها را به سمت خود کشانده. چرا؟ چون دو پیراهن پرارزش و مملو از تاریخ این باشگاه، برای نخستین بار در شروع یک فصل، هم‌زمان به دو صاحب تازه رسیده‌اند؛ یکی از میان جوان‌ترها آمده و دیگری هم تازه‌وارد است.

شماره‌های افسانه‌ای ۷ و ۸ پرسپولیس از همان لحظه‌ای که پا به فوتبال این تیم گذاشتند، یک امتیاز ثابت و همیشگی داشتند: تداوم. یعنی هر بار که کسی این دو پیراهن را به تن می‌کرد، معمولاً برای مدت‌ها همان صاحب باقی می‌ماند و این شماره‌ها از دست کسی خارج نمی‌شدند. ستاره‌های محبوب سکوها که هم ملی‌پوش بودند و هم در زمین حرف می‌زدند، به همین خاطر سال‌های طولانی‌تر از انتظار هواداران، صاحب آن شماره‌ها می‌ماندند. حالا اما برای نخستین بار، اتفاقی رخ داده که هر دو پیراهن، بدون آن‌که یکی‌شان جایگزین صرف یک نفر دیگر باشد، هم‌زمان به چهره‌های تازه سپرده شده‌اند؛ به همین سادگیِ تغییر، ولی با شکوهی تاریخی.

نماد ستاره‌ها

فوتبال در ایران، با همان مسیر وارداتی و زودهنگامی که از اروپا و جهان شروع شد، به کشور ما رسید و از همان ابتدا هم نسخه انگلیسی آن همراه با فرهنگ و نمادهایش وارد شد. در ادبیات انگلیسی، عدد ۷ را عددی خوش‌یمن می‌دانند؛ عددی که هنوز هم بسیاری از بهترین‌ها و بخت‌برگشته‌های فوتبال این کشور، در رویاهای فوتبالی‌شان به دنبال آن هستند. تا پیش از اوج گرفتن پله، در بسیاری از نقاط دنیا شماره ۷ نشانه سوپراستار تیم بود؛ چه در تیم‌های ملی و چه در باشگاه‌ها. حتی وقتی حریف مقابل تیمی ضعیف‌تر یا گمنام‌تر بود، باز هم این باور وجود داشت که باید مراقب شماره ۷ بود و اجازه نداد همان بازیکن تعیین‌کننده دست بالا را بگیرد!

از پله و مارادونا تا روشن و دایی

با رشد و ظهور پله و بعد از آن مارادونا، شماره ۱۰ کم‌کم از جایگاه شماره ۷ در ذهن فوتبال جهان جدا شد و به عنوان جانشین اوج ستاره‌بودن، جایگاهی تازه پیدا کرد. در فوتبال ایران هم همین جابه‌جایی معنایی داشت؛ حسن روشن و علی دایی—که هر دو از نسل‌های طلایی فوتبال ایران بودند و اتفاقاً در استقلال، پرسپولیس و تیم ملی نقش بسته‌اند—شماره ۱۰ را به نقطه‌ای رساندند که امروز در آمار و خاطره‌ها می‌بینیم.

اما در پرسپولیس، ماجرا فقط با یک تغییر عدد پیش نرفت. داستان شماره ۷ همچنان ادامه داشت و رنگی از فراموشی به خودش راه نداد. امروز اگر سری به باشگاه‌های بزرگ بزنیم—مثلاً میلان—می‌بینیم شماره‌هایی مثل ۶ را به یاد فرانکو بارسی و شماره ۳ را به خاطر پائولو مالدینی برای همیشه بایگانی کرده‌اند؛ رسمی که خیلی تیم‌ها و کشورها هم در ورزش‌شان به شکل‌های گوناگون اجرا می‌کنند. با این حال، پرسپولیس دهه‌ها قبل از آنکه این سنت در کشورهای مختلف به شکل رسمی‌تر جا بیفتد، چنین رسم‌هایی را تجربه کرده بود.

شماره ۷؛ میراث سلطان

از همان روزهایی که علی پروین به جمع پرسپولیسی‌ها اضافه شد، شماره هفت روی او دیده شد. حتی در تیم ملی هم او با همین شماره به میدان رفت، کاپیتان بود و در جام جهانی با پیراهن شماره ۷ جنگید. در پرسپولیس هم تا حدود ۴۰ سالگی به فوتبال ادامه داد و بعد از آن، همه کاره و فصل‌ساز قرمزها ماند؛ نامی که از تاریخ تیم پاک نمی‌شود.

برخلاف آنچه شاید در ذهن خیلی‌ها شکل گرفته باشد، علی پروین هیچ‌وقت دنبال آن نبود که شماره خودش را تبدیل به یک تابلوِ دست‌نخورده کند و برای همیشه بایگانی‌اش کند. او در دهه ۶۰ هم‌زمان نقش‌های مختلف را حمل می‌کرد: کاپیتان بود، سرمربی بود، مدیرعامل بود و در نهایت هم مالک پرسپولیس. آن‌چنان ابهتی هم داشت که تا آخرین روز حضورش در فوتبال، همان وزن روی زمین می‌ماند. اگر پروین واقعاً می‌خواست، به سادگی می‌توانست اجازه ندهد این شماره به کس دیگری برسد؛ اما چنین نکرد.

پس این بازیکنان بودند که—به نوعی—با وجود وسوسه و احترام، نخواستند زیر سایه سنگین مقایسه با علی پروین کار خود را در پرسپولیس ادامه بدهند؛ سخت‌تر از چیزی که باید می‌شد. چون هر کس هم این شماره را می‌پوشید، ناچار بود با یک معیار بزرگ و یک استاندارد سنگین روبه‌رو شود.

علی پروین

دردسرهای جانشینی پروین

بعد از آن‌که علی پروین فوتبال را به عنوان بازیکن کنار گذاشت، کوروش لرستانی نخستین کسی بود که این شماره را به تن کرد. او را به عنوان بهترین بازیکن وقت آوردند؛ اما سنگینی فشارِ مقایسه با پروین، همان‌قدر که تصورش ساده است، عملش هم بی‌رحم بود. لرستانی مدتی دوام آورد، اما دیگر هیچ‌کس حاضر نشد شماره ۷ را به عنوان یک چالش دائمی در پرسپولیس بپذیرد—یا حداقل، آن‌طور که باید، سراغش نرفت.

در دهه ۷۰ و در چارچوب یک مسابقه آسیایی، حامد کاویان‌پور ناچار شد شماره ۷ را بر تن کند؛ آن هم بنا به قانونی که در آن مقطع وجود داشت. جوانی که با اولین اشتباه در پاس، چنان زیر فشار مقایسه له شد که حتی با وجود حضور در تیم، خیلی زود عطای شماره ۷ را به لقایش بخشید و دیگر سراغش نرفت.

این رفت‌وآمد و سختیِ جانشینی ادامه داشت؛ حتی زمانی که پروین هم دیگر در فوتبال نبود. تا اینکه در سال ۷۷ او برگشت و تنها در یک فصل—آن هم با اصرار و اجبار خودش پروین و البته برای جبران محبت‌هایی که حمید استیلی از دلش به تیم و او داشت—شماره ۷ دوباره به ستاره تازه میدان رسید. قهرمانی پرسپولیس در همان فصل، باعث شد استیلی هم شماره ۷ را از جنس تجربه خودش بیرون بیاورد و بر تن کند!

بعدتر، در غیاب پروین برای یک فصل، حسین بادامکی شماره خود را به ستاره تازه‌واردِ برگشته از امارات داد و او شماره ۷ را برداشت. اما این ماجرا خیلی دوام نیاورد؛ همان‌قدر که انتظارها بالا بود، واقعیت هم زود دستش را رو کرد و در نهایت آن شماره را برگرداند.

سروش رفیعی

از پسر سلطان تا بازیکن گم‌نام برزیلی

علی پروین در ابتدای لیگ چهارم دوباره به پرسپولیس برگشت؛ فرصتی که برای خودش هم حکم آرزو داشت. جایی که پسرش محمد به پرسپولیس آمد و شماره ۷ پدر را به تن کرد. اما حتی با وجود نام خانوادگی پروین، نتوانست جای سلطان را پر کند. خیلی زود از این تیم جدا شد و این اتفاق عملاً باعث شد دیگر کسی چندان سراغ شماره ۷ قرمزها نرود.

تا اینکه در دهه ۹۰، سروش رفیعی در یکی از بازگشت‌های متعددش به پرسپولیس، برای این شماره اعلام آمادگی کرد. شماره ۷ را پوشید و در ادامه هم برای سال‌ها نگهش داشت. پیش از او، دیگر علی پروین برای شماره ۷ کاری نکرد؛ اما وقتی این پیراهن به یک برزیلی گمنام و تازه وارد به نام جونیور براندائو سپرده شد، خیلی سریع معلوم شد قضیه چیزی شبیه فوتبال نیست. حتی همان اولین تمرین هم نشان داد فوتبالیست واقعی نیست!

علی پروین تصور کرد این کار عمدی است؛ شاید می‌خواستند از این شماره برای خراب کردن او استفاده کنند. مخصوصاً اینکه پیش‌تر هم پرسپولیسی‌ها یک پرنده باز را به عنوان فوتبالیست به ایران آورده بودند و پروین آن را با همین نگاه، در کنار این ماجرا دید.

عاشق ۷، آخرین ۷

و حالا از چند وقت پیش که خبر رسید قرارداد سروش رفیعی دیگر تمدید نخواهد شد، پرسپولیسی‌ها دنبال یک پاسخ روشن برای «۷ جدید» بودند. در نهایت قرعه به نام محمد عمری افتاد؛ جوانی که با شماره ۷۷ در همین تیم برای خود جایگاهی ساخت و همزمان عشقش به این شماره هم قابل تشخیص شد. عمری پیش‌تر دو شماره دیگر را هم در پرسپولیس امتحان کرده؛ حتی تجربه حضور در ملوان و گذراندن خدمت سربازی را هم پشت سر گذاشته و حالا وارث شماره سلطان است.

باید منتظر ماند و دید او می‌تواند مثل سروش رفیعی تداوم این شماره را حفظ کند یا مثل همه نام‌هایی که زیر بار مقایسه با سلطان له شدند، از همان ابتدای فصل بعد دوباره ۷ را برمی‌گرداند و راه دیگری را انتخاب می‌کند!؟

محمد عمری

شماره ۸؛ شناسنامه ستاره‌ تیم

وقتی باشگاه شاهین منحل شد و ستاره‌های بزرگ، محبوب و ملی‌پوش آن تیم دسته‌جمعی به پرسپولیس منتقل شدند، پرسپولیس وارد فضایی تازه شد: رقابت دوقطبی با تاج، با این نیت که سفیدپوشانِ دیروز حالا باید قرمزپوشانِ امروز را پس بزنند. در میان نام‌های بزرگ، پرسپولیس چهره‌های شناخته‌شده زیادی داشت، اما علی پروین در میان آن‌ها تنها یک جوان تازه‌وارد از تیم ملی جوانان بود. در تیم سابق هم، حسین کلانی—که ستاره محبوب همان روزهای فوتبال ملی بود—شماره ۸ را بر تن می‌کرد.

پس حتی پیش از آنکه شماره ۷ تبدیل به نماد پرسپولیس شود و عنوان افسانه را بگیرد، شماره ۸ مدت‌ها پیش‌تر روی شانه فوق‌ستاره‌های قرمز سنگینی می‌کرد. بازیکنانی که هوادار روی سکو و علاقه‌مندان در خانه، از شروع هر بازی چشم‌شان را به او دوخته بودند تا تیم را جلو بیندازد؛ به‌خصوص وقتی بازی گره می‌خورد یا عقب افتادن معنی پیدا می‌کرد، همه یک‌صدا می‌گفتند این شماره باید کاری کند.

بعد از حسین کلانی هم این پیراهن به دست کسانی رفت که ویژگی اصلی‌شان دقیقاً همین بود. کسانی که باعث می‌شدند شماره ۸ پرسپولیس، چیزی بیشتر از یک عدد باشد و به یک «شناسنامه» برای ستاره‌های اثرگذار تبدیل شود.

پسران محبوب پروین

با رفتن حسین کلانی و تا پیروزی انقلاب اسلامی و تعطیلی فوتبال، شماره ۸ همچنان روحیه تهاجمی‌اش را حفظ کرد. پیراهنی که به تن بازیکنان رو به جلو می‌رفت؛ کسانی که هم صاحب گل بودند، هم در ساخت موقعیت نقش داشتند—و مهم‌تر از همه، ملی‌پوش هم بودند. این روند تا بعد از پیروزی انقلاب ادامه داشت، تا اینکه فوتبال دوباره راه افتاد و ناصر محمدخانی این شماره را تصاحب کرد. کسانی که بازی‌های ناصر را دیده‌اند، هنوز هم نامش را با افسوس و حسرت می‌آورند؛ افسوسی که بیشتر از یک خاطره است.

کارهایی که امروز مسی با توپ و در حال حرکت با پای چپ جادویی می‌کند، در دهه ۶۰ ناصر محمدخانی در پرسپولیس و تیم ملی روی همان زمین‌های آسیب‌دیده و پرچاله‌چوله هم انجام می‌داد. او مثل یک شعبده‌باز بود؛ انگار برای هر حریف، یک تنه کافی است. و چقدر افسوس‌بار بود که در آن سال‌ها نه لیگ طوری بود که مدام آدم‌ها را به دنیا نشان بدهد و نه تیم ملی هر سال فرصت پیدا می‌کرد این چهره‌ها را در ویترین فوتبال جهان به نمایش بگذارد.

وقتی ناصر به فوتبال قطر رفت، پروین این شماره را به مرتضی کرمانی‌مقدم سپرد. مهاجمی دیگر، اما از جنس تکنیک و گلزنی. کسی که برای پرسپولیس و تیم ملی روی زمین، هم تکنیک داشت و هم قلدریِ فوتبال‌پسند.

پروین از این جنس بازیکن‌ها خوشش می‌آمد. وقتی مرتضی هم راهی قطر شد، این پیراهن به مجتبی محرمی رسید. نقطه مشترکِ این سه نفر، علاقه پروین به آنها بود؛ همان چیزی که باعث می‌شد از آنها با عنوان «پسر علی آقا» یاد کند. محرمی—که بی‌شک یکی از پنج بازیکن برتر تاریخ فوتبال ایران است—این شماره را تا پایان فوتبالش در نیمه دوم دهه ۷۰ نگه داشت. حتی اگر فقط نگاه کنیم می‌بینیم او اولین مدافعی بود که این شماره را در پرسپولیس پوشید، اما بیشتر از آنکه مدافع صرف باشد، هم گل می‌زد و هم گل می‌ساخت؛ درست مثل همان سنتی که قرار بود ادامه پیدا کند.

علی انصاریان

محبوب سکوها که مغضوب سلطان شد

با رفتن محرمی، شماره ۸ به مهدی هاشمی نسب رسید. او هم مثل محرمی مدافع بود، اما تفاوتش این بود که در عین دفاع، شم گلزنی بالایی هم داشت؛ تا انتظاری که پرسپولیسی‌ها از شماره ۸ خود دارند—با وجود پستش و فاصله گرفتن از دروازه حریف—دقیقاً حفظ شود. هاشمی نسب با گلزنی در دربی‌های پشت سر هم به محبوبیتی رسید که کمتر پیش می‌آید سکوها کسی را این‌قدر یک‌دست دوست داشته باشند. حتی به گفته برخی نزدیکان تیم، همین محبوبیت بی‌نظیر و پررنگ شدن بیش از حد، کار دستش داد!

آقای جادوگر

یکی از مهم‌ترین دلایلی که رفتن مهدی هاشمی نسب—با آن حجم از محبوبیت و آن هم مستقیم به تیم رقیب—نتوانست ضربه عمیقی به پرسپولیس بزند، وارثی بود که بعد از او آمد. بعد از علی پروین و نامجومطلق، فوتبال ایران کمتر کسی را داشت که آن‌قدر تکنیکی باشد که به قول قدیمی‌ها بتواند روی یک قاب کوچک دستمال، سه نفر را دریبل بزند. خیلی‌ها می‌دانند که فوتبال دوستان ایرانی عاشق بازیکن‌های تکنیکی هستند!

علی کریمی با شماره ۲۶ به پرسپولیس آمد. اولین بار در آزادی، در دقیقه ۷۰ وارد زمین شد و بعد از دریبل زدن ۷ بازیکن، دروازه حریف را باز کرد؛ آن هم در لحظه‌ای که انگار قرار است تاریخ را هم بنویسند. همین اتفاق، او را به میخ محکمی تبدیل کرد: هم به تیم ملی رسید، هم در پرسپولیس فیکس شد. زمستان همان سال ۷۷ با یک حرکت کودکانه در بازی تیم ملی امید، یک سال محروم شد و وقتی برگشت، پروین شماره ۸ را به او داد. کریمی هم سنت گلزنی این شماره را در دربی‌ها ادامه داد؛ در همان بازی‌ای که هاشمی نسب دروازه عابدزاده را گشود، کریمی کاری کرد قرمزها بازنده به خانه نروند و این شماره، نقشش را در سرنوشت نتیجه‌ها حفظ کند.

آخرین بازمانده نسل شوالیه‌ها

با رفتن علی کریمی به امارات، شماره ۸ پرسپولیس به علی انصاریان رسید. او هم در نزد پروین محبوب بود و تا حدود زیادی به پسر پروین هم مشهور شده بود. مثل هاشمی نسب، مدافع میانی بود و مثل تمام شماره ۸های قبلی، توان گلزنی بزرگ داشت؛ اما در نهایت همان اتفاق تکرار شد: مثل هاشمی نسب، راهی استقلال شد. اتفاقی که باز هم تا حد زیادی با موج محبوبیت نزد سکوها همراه بود؛ سکوها او را رها نکردند، اما این بار دیگر پروین در پرسپولیس حضور نداشت تا جلوی این رفتن را بگیرد!

تغییر فوتبال یا تضعیف بازیکنان؟

لابلای قصه شماره ۸، نام‌هایی مثل حسین بادامکی یا حامد کاویان‌پور هم دیده می‌شوند؛ ملی‌پوشانی که هافبک بودند و از بهترین‌های همان دوره به حساب می‌آمدند. با این حال، هیچ‌کدام به اندازه محبوبیت و اثرگذاری شماره ۸های بزرگ پیشین نتوانستند همان علامت ماندگار را در ذهن هواداران ثبت کنند. در دهه ۹۰ شماره ۸ پرسپولیس اعتبار قدیمی‌اش را تا حد زیادی از دست داد و حتی با قهرمانی‌های متوالی تیم برانکو، نوع بازی و سبک پیروزی‌ها و همچنین جانشینش—یحیی گل‌محمدی—مجال درخشش فردی نفرات را کم می‌کرد. ضمن اینکه در دو دهه اخیر، دیگر ستاره‌هایی از جنس بازیکنان قدیمی ظهور نکرده بودند که بتوانند یک تنه نتیجه یک مسابقه را زیر و رو کنند.

مدافعان عالی اما ناکافی!

مرتضی پورعلی گنجی آخرین وارث شماره ۸ در پرسپولیس بود. او به عنوان ملی‌پوش و لژیونر آمد و مثل علی کریمی در تیم ملی هم شماره ۸ می‌پوشید. حتی در پست مدافع میانی هم بازی می‌کرد—همان نقشی که هاشمی نسب و انصاریان هم در آن دیده می‌شدند—اما با وجود همه این شباهت‌ها، هر فصل نتوانست مثل آنها گلزنیِ مهاجمان را به چمدان کارهایش اضافه کند و کاری کند که دل هواداران در بازی‌های مهم بیشتر بلرزد. تا همین تابستان هم، با وجود داشتن قرارداد، تارتار او را نخواست.

در دهه ۹۰، شماره ۸ پرسپولیس یک مدافع میانی دیگر هم داشت: محسن بنگر؛ حتی تا جایی که بازوبند کاپیتانی قرمزها را هم به بازو بست. بنگر از نظر دفاعی کم‌نظیر بود، اما نتوانست مثل هاشمی نسب و انصاریان با گل‌های حساس در بازی‌های بزرگ—آن هم در تعداد قابل توجهی در هر فصل—به عمق قلب هواداران برسد و در کنار ستاره‌های بزرگ تاریخ شماره ۸ بایستد.

مرتضی پورعلی‌گنجی

سوغاتی تارتار

و حالا نوبت به مهدی تیکدری رسیده؛ تازه‌واردی که قرار است صاحب شماره ۸ شود. درست مثل محمد عمری که در ابتدا با این شماره وارد زمین می‌شود، تیکدری هم برای اولین بار پیراهن شماره ۸ پرسپولیس را خواهد پوشید. او از بازیکنانی است که در خط میانی توان گل زدن و ساخت موقعیت را در تیم‌های مختلف نشان داده و مدعی است می‌تواند اثر بگذارد؛ اما فوتبالِ تیم‌های بزرگ، داستانی دیگر است. مگر می‌شود ندانست چه تعداد ستاره از تیم‌های نخست دیگر—حتی قهرمان لیگ—به استقلال و پرسپولیس آمدند و حتی یک فصل هم دوام نیاوردند!

حالا تارتار، از سرِ اعتماد و به نشانه برنامه‌اش، شماره ۸ پرسپولیس را به تیکدری داده؛ بازیکنی که او را از گل‌گهر به پرسپولیس آورده است. باید دید این انتقال می‌تواند همان درخشش فصل‌های اخیر را دوباره زنده کند یا خیر. آیا بار دیگر شماره ۸ پایان فصل تبدیل به یکی از بهترین گلزنان لیگ و همچنین پرسپولیس خواهد شد یا تیکدری هم در جمع بزرگ صاحبان شماره ۸ در ۱۵ سال اخیر قرار می‌گیرد؛ همان‌هایی که کمتر کسی حتی فرصت می‌کند نامشان را به خاطر بیاورد؟

فقط یک راه باقی می‌ماند: زمان و صبر. باید دید نتیجه چه می‌شود و این شماره افسانه‌ای در فصل جدید چگونه خودش را نشان می‌دهد.

مهدی تیکدری‌نژاد

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.