عطریانفر: استفادهبهموقع از دیپلماسی، مسیر تهدیدها را به فرصتهای تازه میگشاید
«محمد عطریانفر» در چارچوب گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایرنا، درباره چرایی و زمینههای مطرحشدنِ اصرار برخی کنشگران سیاسی بر ادامه جنگ، اظهار کرد: مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است. هرچند میان دو کشور، درگیرشدن به یک جنگی فراگیر و تمامعیار و نیز تداوم جنگی مستقیم و طولانیمدت به شکل کلاسیکِ آن رخ نداده، اما رویاروییهای پیوستهای در لایههای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی و همچنین عرصههای منطقهای میان طرفین جریان دارد؛ وضعیتی که نه میتوان آن را «صلح بیچالش» نامید و نه «جنگِ کامل».
وی در ادامه با اشاره به حضور دو نگرش متفاوت در فضای سیاسی کشور، گفت: شماری از جریانهای سیاسی بر این باورند که هر نوع عقبنشینی یا نرمش بدون دریافت تضمینهای روشن و معتبر، طرف مقابل را بیشتر به افزایش فشار وادار میکند و عملاً دست برتر را از کشور میگیرد.
عطریانفر، فعال اصلاحطلب، در مقابل این رویکرد افزود: در عین حال، بخش قابلتوجهی از مردم و نیز برخی گروههای سیاسی، اعتقاد دارند اگر دیپلماسی به شکل فعال دنبال شود—همزمان با نگهداشتن توان بازدارندگی—میتواند بار هزینههای کشور را کاهش دهد و عرصههای تازهتری برای تحقق منافع ملی ایجاد کند.
او با تأکید بر اینکه هر دو جریان از حیث وزن و پشتوانه سیاسی شایان توجهاند، تصریح کرد: نباید بهصورت سادهانگارانه نتیجه گرفت که هر فرد یا گروهی مخالف مذاکره است لزوما خواهان ادامه جنگ است، یا هر کسی از مذاکره حمایت میکند حتما به دنبال سازش یکطرفه است. محور تمایز اصلی میان این نگاهها، درک و ارزیابیشان از «میزان اعتماد به طرف مقابل» و همچنین شیوههای «صیانت از منافع کشور» است.
جنگ و مذاکره، ابزارهایی برای تحقق هدفهای راهبردی و منافع ملی هستند
وی در ادامه عنوان کرد: در پایانِ تصمیمگیریها، باید معیار اصلی، منافع ملی، امنیت پایدار و کاهش هزینههایی باشد که کشور متحمل میشود؛ زیرا جنگ و مذاکره، هر دو میتوانند ابزارهایی برای رسیدن به اهداف و منافع ملی تلقی شوند.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در اشاره به اینکه برخی افراد متمایل به تداوم جنگ هستند، گفت: معمولاً اختلاف نظر در حوزه سیاست خارجی از تفاوت در خوانش رفتار طرف مقابل و همچنین از نوع سنجش هزینهها و فرصتها سرچشمه میگیرد.
عطریانفر توضیح داد: منتقدان مذاکره بر این استدلال تکیه دارند که توافقهای سیاسی، اگر پشتوانه ضمانتهای اجرایی نداشته باشند، دوام چندانی پیدا نمیکنند؛ ضمن اینکه هر نوع امتیازدهی بدون دریافت منافع متقابل، میتواند طرف مقابل را به تشدید فشار ترغیب کند. از نگاه آنان، تقویت قدرت دفاعی و حفظ مواضع بازدارنده، کارآمدتر و مؤثرتر از ورود مستقیم به مسیرهای توافقیِ پرریسک برای صیانت از منافع ملی است.
وی افزود: در سوی دیگر، حامیان مذاکره میگویند گفتوگو—در صورتی که از جایگاه اقتدار آغاز شود و دقیقاً در چارچوب خطوط قرمز مدیریت گردد—میتواند از بالاگرفتن بحران پیشگیری کند، شدت فشارهای اقتصادی و امنیتی را کاهش دهد و در نهایت فرصتهایی مناسبتر برای توسعه کشور فراهم آورد.
سیاست خارجی موفق، نتیجه همنشینی هوشمندانه قدرت سخت و قدرت نرم است
فعال اصلاحطلب ادامه داد: سیاست خارجی موفق زمانی شکل میگیرد که قدرت سخت و قدرت نرم، در کنار هم به شکل هوشمندانه به کار گرفته شوند. کشوری که همزمان از توان دفاعی بازدارنده و دیپلماسی فعال بهرهمند باشد، در مذاکرات نیز دست برتری خواهد داشت. در همین چارچوب، مسئولان ارشد نظام باید بکوشند با کمترین هزینه و بالاترین سطح کارآمدی، امنیت، استقلال، رفاه و منافع بلندمدت کشور را تضمین کنند.
عطریانفر در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا مخالفان مذاکره برنامه جایگزینی دارند یا نه، گفت: انتظار از این جریانها آن است که راهکارهای بدیل را به شکل روشن و شفاف ارائه کنند. مخالفان مذاکره معمولاً بر راهبرد «مقاومت فعال» تاکید دارند؛ راهبردی که مؤلفههایی مانند بیاعتمادی به غرب، تقویت اقتصاد درونزا، کاستن از میزان وابستگی به خارج، بیاثر کردن تحریمها از مسیر اصلاحات ساختاری و نیز افزایش تولید را شامل میشود.
وی ادامه داد: اما منتقدان این رویکرد یادآور میشوند که حتی اگر با این اهداف کلی هم مخالفتی وجود نداشته باشد، اجرای موفق آنها بدون کاهش سطح تنشهای بینالمللی و بدون بهرهگیری حسابشده از ظرفیت دیپلماسی، دشوار و بعضاً غیرممکن میشود؛ زیرا تداوم تنشها میتواند کشور را در مسیر توسعه و اجرای اصلاحات اقتصادی با موانع جدی روبهرو کند.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بیان کرد: از نگاه این طیف، تحقق اهدافی مانند توسعه اقتصادی، جذب سرمایه و گسترش تجارت، وابسته به کاهش فشارهای بیرونی و استفاده هوشمندانه از ابزار مذاکره است. به دلیل درهمتنیدگی اقتصاد جهانی، کمتر کشوری موفق شده صرفاً با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و بدون مدیریت تنش با نظام بینالملل، منافع ملی خود را بهطور کامل محقق سازد.
عطریانفر خاطرنشان کرد: در واقع، اطمینان عمومی به سیاستگذاریهای کلان، شکلگیری اقتصاد پویا، دیپلماسی فعال و نیز قدرت دفاعی، اجزای تکمیلکننده امنیت و توسعه هستند و نباید هیچکدام قربانی دیگری شوند.
دیپلماسی، زمانی به نتیجه میرسد که پشتوانه قدرت کارآمد داشته باشد
وی درباره پیگیری همزمان دیپلماسی و آمادگی دفاعی برای تحقق منافع ملی گفت: دیپلماسی وقتی مؤثر و نافذ است که پشتوانه قدرت را همراه داشته باشد؛ در نقطه مقابل، قدرتی که بدون دیپلماسی پیش برود نیز ممکن است موجب افزایش تنشهای بیدلیل و تحمیل هزینههای سنگین بر کشور شود.
فعال اصلاحطلب اضافه کرد: جمهوری اسلامی ایران در دهههای گذشته همواره بر دو اصل «اقتدار» و «دیپلماسی» تاکید کرده است؛ اصولی که در عمل مکمل هم هستند و مدیریت بهینه بحران و کاستن از هزینههای منازعه، در گرو ایجاد توازن میان آنها است.
عطریانفر در ادامه یادآور شد: افزایش بازدارندگی، احتمال وقوع جنگ را کمتر میکند و بهکارگیری بهموقع دیپلماسی، تهدیدها را به فرصت تبدیل میسازد.
پیگیری همزمان قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال، شرط موفقیت سیاست خارجی و تأمین منافع ملی است. وی تاکید کرد: همافزایی قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال، بنیان اصلی برای موفقیت در سیاست خارجی و تأمین منافع ملی است؛ بنابراین مسئولان ارشد نظام باید با بهرهگیری هوشمندانه از هر دو ظرفیت، برای ارتقای امنیت و رفاه شهروندان قدم بردارند.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی درباره تخریب، فحاشی و سنگاندازی در مسیر مسئولان نظام گفت: بیتردید، قدرنشناسی، فحاشی و ایجاد مانع، موجب دلسردی میشود. میان نقدی که مسئولانه و مبتنی بر گفتوگوی سازنده است و تخریب شخصیتها فاصلهای جدی وجود دارد و لازم است این مرز با وضوح رعایت شود.
عطریانفر عنوان کرد: در شرایط فعلی، با وجود همه این چالشها، تخریب چهرهها، اتهامزنی و دوقطبیسازی نهتنها گرهی از کار کشور باز نمیکند، بلکه حتی بار مسئولیت کسانی را که دست به تهمت میزنند سنگینتر هم میسازد. البته مسئولان باید در برابر عملکردشان پاسخگو باشند و رسانهها نیز میتوانند سیاستها و اقدامات را با نگاهی مشفقانه و نقدمحور ارزیابی کنند.
لزوم همگرایی بر اصولی همچون حفظ امنیت ملی، تمامیت ارضی، منافع ملی و عزت کشور
وی با این حال تاکید کرد: اگر فضای سیاسی به جای گفتوگوی مبتنی بر استدلال، تبدیل به عرصه تخریب و نفی مداوم یکدیگر شود، زمینه شکلگیری اجماع ملی از میان میرود و دشمنان از این آشفتگی منتفع خواهند شد. توافق بر اصول مشترکی مانند حفظ امنیت ملی، صیانت از تمامیت ارضی، پیگیری منافع ملی و پاسداری از عزت کشور، ضرورتی است که همه گروهها—even با تفاوت نگاههای جناحی و سیاسی—باید از آن حفاظت کنند.
فعال اصلاحطلب درباره ارسال پیامهای متناقض و حاشیهسازی در میانه تقابلها و تضاد با منافع ملی گفت: بازیگران بینالمللی، بهویژه دشمنان ملت، برای سنجش ما صرفاً به توان نظامی و قدرت اقتصادی تکیه نمیکنند؛ بلکه میزان همگرایی سیاسی و میزان ثبات درونی کشور را نیز با دقت زیر نظر دارند.
عطریانفر اظهار کرد: بر این مبنا، هرگونه پیام ناهماهنگ در موضوعات راهبردی، به طرف مقابل جسارت میدهد تا به سمت تهاجم حرکت کند. رقابتهای سیاسی باید به نحوی اداره شود که تصویری از ناتوانی در تصمیمگیری ایجاد نشود؛ چون هر گامی که با وحدت ملی در تضاد باشد، دشمن را به اتخاذ راهبردهای سختگیرانهتر تشویق میکند.
وی تصریح کرد: رعایت مسئولیتپذیری در بیان مواضع، پرهیز از حاشیهسازیهای غیرضروری و توجه به بازتاب بینالمللی سخنان و رفتارها، ضرورتی اجتنابناپذیر برای تقویت قدرت ملی و افزایش بازدارندگی سیاسی است.
پیشگیری از شعلهور شدن جنگ، موفقترین راهبرد است
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در توضیح اینکه پیروزی و بازدارندگی در برابر دشمنی آمریکا - صهیونیستی چگونه معنا مییابد، گفت: در مناسبات بینالمللی، پیروزی همیشه مساوی با غلبه نظامی یا ورود به جنگ برای تصرف مواضع طرف مقابل نیست. کارآمدترین راهبرد، جلوگیری از وقوع جنگ، صیانت از امنیت کشور، کاهش هزینههای ملی و فراهم شدن امکان پیشرفت اقتصادی و حرکت در مسیر توسعه است.
عطریانفر ادامه داد: بازدارندگی زمانی اثرگذار است که طرف مقابل به این نتیجه برسد هزینه تجاوز و اقدام خصمانه از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود. او اضافه کرد: بازدارندگی، تنها در چارچوب توان نظامی خلاصه نمیشود؛ اقتصاد توانمند، ثبات سیاسی، برخورداری از فناوریهای پیشرفته و دیپلماسی فعال از ارکان مهم قدرت ملی به شمار میآیند و تقویت هر یک از این اجزا، قدرت بازدارندگی کشور را ارتقا میدهد.
سیاست خارجی موفق، ترکیبی از اقتدار، عقلانیت و دیپلماسیِ بهموقع است
وی پیروزی راهبردی کشور را منوط به حفظ استقلال، تامین امنیت، جلوگیری از تحمیل اراده بازیگران خارجی، ارتقای جایگاه ایران در سطح منطقه و جهان و همچنین ایجاد بستری برای رشد و رفاه مردم دانست. سپس افزود: سیاست خارجی موفق، مجموعهای از اقتدار، عقلانیت و دیپلماسیِ بهموقع است؛ هرچه این عناصر با هماهنگی بیشتری کنار هم قرار گیرند، بحرانها بهتر مدیریت میشوند و منافع ملی بیشتری نیز تحقق پیدا میکند.