چرا فقرا در برابر ویروس کرونا آسیب پذیرترند؟
کرونا و فقر
شاید مهمترین توضیح برای آسیبپذیری فقرا در برابر کرونا، همبستگی بالای عامل فقر با دو عامل دیگر ریسک، یعنی وجود بیماریهای زمینه ای و سن بالا در میان افراد باشد. به عبارتی فقر خود عامل تشدید بیماریهای زمینه ای و باعث کاهش سن آسیبپذیری در برابر بیماری میشود. مرکز کنترل بیماریهای واگیردار چین با ارائه شواهدی نشان میدهد که مرگ و میر ناشی از ابتلا به ویروس کرونا در میان افراد با بیماریهای مزمن بیش از ۱۰برابر افراد عادی است. شواهد دیگری نیز وجود دارد که افراد فقیر احتمالا بین ۵ تا ۱۵ سال زودتر به بیماری مزمن مبتلا میشوند و یا ۱۰ درصد بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای مزمن هستند. سازمان بهداشت جهانی نیز معتقد است که افراد بالای ۷۰ سال شانس بیشتری برای ابتلا و مرگ ناشی از ویروس کرونا دارند، در حالیکه آستانه این آسیب پذیری برای فقرا میتواند تا ۵۵ سال کاهش یابد. بررسیهای مرکز کنترل بیماریهای واگیردار آمریکا نیز نشان میدهد که فقرا آسیبپذیری بالاتری در برابر انواع ویروس آنفولانزا دارند و نیاز بیشتری به دریافت خدمات بستری و ICU دارند و یا نرخ مرگ و میر بالاتری نسبت به دیگران دارند. با ارجاع به این شواهد، بسیاری معتقدند که ویروس کرونا میتواند تا دو برابر برای فقرا کشندهتر از افراد با درآمد بالا باشد.علاوه بر این همبستگی بالای فقر با دو عامل دیگر ریسک، فقرا به دلایل اقتصادی و اجتماعی دیگری نیز در برابر بیماری ناشی از ویروس کرونا آسیب پذیرترند. ناتوانی فقرا در تامین لوازم محافظتی یکی از عوامل تشدید آسیبپذیری این بخش از جامعه در برابر ویروس کرونا است. خصوصا آنکه با افزایش تقاضا و افزایش قیمت این محصولات، امکان تهیه منظم این لوازم برای فقرا مهیا نیست.
ویروس کرونا نه تنها برای فقرا کشنده تر، بلکه عامل تشدید فقر آنان نیز است. برآورد جدید بانک جهانی نشان میدهد کرونا بین ۱.۵ تا ۸ درصد به جمعیت فقرا در جهان خواهد افزود و احتمالا بیش از ۵۰۰ میلیون نفر را به دام فقر خواهد کشید. در ایران نیز پیش بینی میشود که کرونا تمام ۴ میلیون شغلی که طی ۱۵ سال گذشته در اقتصاد ایران ایجاد شده است را نابود کند که این خود به معنای فقر بیشتر خواهد بود. براساس برآورد وزارت کار و رفاه اجتماعی بالغ بر ۱۷.۷ میلیون خانوار، یعنی معادل ۵۸ میلیون نفر از جمعیت ایران پیش از کرونا واجد شرایط دریافت بسته حمایتی دولت بوده اند. با در نظر گرفتن خط فقر بر مبنای تامین ۲۱۰۰ کیلو کالری انرژی در روز، بین ۳۰ تا ۳۳ میلیون نفر تا پیش از کرونا توان تامین هزینههای اساسی خود را نداشته اند. همچنین نزدیک ۲۵ تا ۲۷ میلیون نفر در دهک های ۵ تا ۷ درآمدی جز بخش آسیبپذیر جامعه محسوب میشوند که با شوکهای اقتصادی در معرض فقر قرار میگیرند.به بیان دیگر، براساس پیشبینی بانک جهانی میتوان پیشبینی کرد که در نبود سیاست حمایتی روشن، دهک پنجم درآمدی ایران نیز در اثر بیماری کرونا و عوارض اقتصادی آن در معرض فقر قرار خواهد گرفت و نرخ فقر را از ۴۰ درصد کنونی به بالای ۴۵ تا ۴۸ درصد افزایش خواهد داد. برای مقایسه بهتر کارکرد فقرزای تحریمها و کرونا ذکر این نکته کافی است که بعد از برجام و در سال ۱۳۹۶ حدود ۱۳ میلیون نفر ناتوان از تامین نیازهای اساسی خود بودند که به واسطهی اثر تحریمها این تعداد به ۳۲ تا ۳۳ میلیون نفر تا پیش از کرونا رسیده بود. احتمالا کرونا جمعیت افراد زیر خط فقر ایران را به ۴۰ میلیون نفر خواهد رساند.واقعیت این است که کرونا در بدترین زمان ممکن به سراغ اقتصاد ایران آمده است.
واقعیت این است که کرونا در بدترین زمان ممکن به سراغ اقتصاد ایران آمده است. همزمانی گسترش بیماری با افت قیمت نفت و تحریمهای اقتصادی آمریکا، کسری بودجه حدودا ۵۰ درصدی (۲۳۰ تا ۲۴۰ هزار میلیارد تومانی) را باعث شده است. با ۶۳ هزار میلیارد تومان زیان قرنطینه، ۴۰هزار میلیارد تومان زیان توریست، ۱۲ هزار میلیارد تومان هزینه برای بخش سلامت و هزینه فرصت ۶۵۰۰ میلیارد تومانی برای وام ۷۵ هزار میلیارد تومانی حمایت از کسب و کارهای آسیب دیده از کرونا و هزینه ۵ هزار میلیارد تومانی بیمه بیکاری، کرونا حداقل ۱۲۶.۵ هزار میلیارد تومان هزینه مستقیم به دولت تحمیل کرده است.
اما در برابر، دولت صرفا ۸ هزار میلیارد تومان وام کم بهره ۱۲ درصدی برای ۴ میلیون خانوار در نظر گرفته است. چنین رویکردی نشان دهنده درک نادرست نظام تصمیم گیری ایران از ماهیت شوک کرونا و راههای مقابله با آن است. عدم اختصاص پرداختهای انتقالی مکفی، هدفمند و زمانمند برای کنترل بیماری برای ۷ دهک درآمدی، بیش از آنکه ناشی از تنگناهای مالی شدید دولت باشد محصول نبود یک سیاست اجتماعی روشن در مجموعه حاکمیت است. یک سیاست اجتماعی روشن و منسجم برای مبارزه با بحران کرونا، در کنار غربالگری گسترده، توصیه به رعایت فاصله گذاری اجتماعی، محدودسازیهای هدفمند منطقهی و توسعه زیرساخت درمانی، از ابزار پرداختهای انتقالی نیز به عنوان یک شیوه موثر در کنترل بیماری بهره میگیرد.با درک تنگناهای مالی شدید دولت و زیان و کسری ۳۶۰ تا ۳۷۰ هزار میلیارد تومانی ناشی از کرونا، تحریم و افت قیمت نفت، تاکید بر پرداختهای انتقالی هدفمند و زمانمند به ۷۰ درصد جامعه ایران را میتوان از منظر هزینه کمتر در مبارزه با بیماری کرونا توصیه کرد.