سیاست خارجی بایدن و ترامپ آمریکا چیست؟
دونالد ترامپ و سیاست «اول آمریکا
دونالد ترامپ با سیاست گاه گمراه کنندۀ خود که در همان دو کلمۀ «اول آمریکا» تبلور یافته، سه گرایش پیوسته به هم را در مناسبات خارجی این کشور راهنمای تصمیمات دولت خود ساخته است. از این سه گرایش میتوان با عباراتی چون «انزواگزینی»، «حمایت گری» و «یکجانبه گرائی» یاد کرد. همین گرایشها او را به زورآزمائی تند و درازمدت با چین کشانده است.در تاریخ دیپلماسی آمریکا، کمتر میتوان دورهای یافت که این کشور تا این حد متحدان خود را از خویش رانده باشد. دونالد ترامپ که همتای فرانسوی خود، امانوئل مکرون را به «حماقت» متهم کرده، از تحقیر آشکار آنگلا مرکل خودداری نکرده و نخست وزیر کانادا را «متقلب» خوانده بود، در ستایش کیم جونگ اون نیز از اغراق پرهیز نکرد و بر «درک متقابل» میان خود و او تاکید کرد و در دفاع و حمایت از ولادیمیر پوتین حتی سر وصدای جمهوری خواهان را نیز درآورد.
رئیس جمهوری آمریکا با حملات پیاپی به پیمان آتلانتیک شمالی ـ ناتوـ که ستون فقرات همبستگی نظامی اروپا و آمریکا به شمار میآید، از سست کردن حلقههای این پیمان خودداری نکرد، بشکلی که ترکیه همزمان با عضویت در این سازمان، به آسانی به اتخاذ مواضع ناهمسو با آن پرداخت و از استقرار سامانههای دفاع ضد موشکی ساخت روسیه که رقیب ناتو محسوب میشود پرهیز نکرد. یکی از مهمترین انگیزههای او در اتخاذ برخی از این تصمیمات خودداری از پرداخت سهمی بیش از دیگران در تامین هزینۀ این سازمانها بود. او بارها دیگر کشورها را به ناتوانی در تامین منافع خود متهم کرد و گفت آمریکا حاضر به پرداخت برای دیگران نیست.
انزواگزینی، خودیاری اقتصادی و یکجانبه گرائی
دونالد ترامپ، بگفتۀ سلیا بِلَن، پژوهشگر در انستیتو بروکینگز، در پی سیاست «دخالت جویانۀ و نئومحافظه کارانۀ» جرج بوش و گزینۀ «محتاطانه و خویشتن دارانۀ» باراک اوباما که با یک سیاست خارجی فعال و گشایش اقتصادی همراه بود، خویشتنداری نظامی را با انزوا گزینی بینالمللی و خودیاری اقتصادی همراه ساخت و سیاست خارجی خود را انحصاراً بر ملی گرائی و یکجانبه گرائی» بنیاد نهاد.
چهل و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا با این حال آمادۀ مذاکره است. او برای جلوگیری از جنگهای پُرخرج آمادۀ مذاکره با هر کسی است. کولین داک، از اندیشکده محافظه کار «امریکن اینترپرایز اینستیتوت» با اشاره به آمادگی ترامپ برای گفتگو با هر کسی که لازم باشد، از یک «دکترین ترامپ» یاد میکند که بگفتۀ او همانند یک «قطار وحشت» از پست و بلندیهای بسیار میگذرد. او با کیم جونگ اون یک دیدار تاریخی داشت بی آنکه خلع سلاح اتمی کره شمالی را بدست آورد. او با طالبان گفتگو و حتی هم پیمان میشود تا نیروهای آمریکا را از افغانستان خارج کند، در حالیکه نبردها در این کشور همچنان ادامه دارد و شبح بازگشت طالبان جامعه مدنی را به وحشت انداخته است. او اصرار به گفتگو با مقامات ایران را دارد و در همان حال این کشور را با مجازاتهای سنگین خود بر سر این کشور میکوبد.ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا سیاست ترامپ در مناسبات خارجی را «دکترین واپس نشینی» نام نهاده که بگفتۀ او با انگیزه و شعار «اول آمریکا» همواره با جنگ اقتصادی و مجازاتهای یکجانبه همراه است.
نکوهشهای امروز ترامپ در بارۀ چین با این حال بر بستر رویاروئی کهن تری استوار است که به دوران پیش از او مربوط میشود و بسیاری از آمریکائیان با آن همراه هستند. چنین به نظر میرسد که رقابت راهبردی میان آمریکا و چین گرایشی است که تداوم خواهد داشت و رئیس جمهوری آینده آنرا به ارث خواهد بود.اگر سیاست خارجی دونالد ترامپ بیشتر به بن بست رسیده، او در هفتههای اخیر با نزدیک کردن امارات متحد عربی و بحرین به اسرائیل به موفقیتهائی نیز دست یافته است. در این زمینه باید یادآوری کرد که حمایت از اسرائیل یکی از گرایشهای پایدار او در سیاست خارجی است که انتقال یکجانبۀ سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس یکی دیگر از مظاهر آن بود.
جو بایدن و بازسازی اعتبار و نفوذ آمریکا
جو بایدن در بارۀ سیاست خارجی خود در آغاز سال جاری در «فارن افرز» نوشت که «اعتبار و نفوذ ایالات متحد آمریکا در جهان از هنگامی که باراک اوباما و من قدرت را ترک کردیم، کاهش یافته است» و تاکید کرد که او چنان عمل خواهد کرد که «آمریکا دوباره هدایت جهان را در دست گیرد».چنین هدفی نه تنها بسیار خوش بینانه، بلکه ناهمسازگار با واقعیات روز یا تحولات رخ داده در جهان به نظر میرسد. جو بایدن اگر به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شود با همان جهانی که هنگام ترک قدرت میشناخت روبرو نخواهد بود و ناگزیر باید با جنبههای تازهای از آن کنار آید. با این حال در موارد چندی نیز سیاست او در گسست کامل با رفتار دونالد ترامپ خواهد بود.
نامزد دموکرات خواستار پیوستن به توافق پاریس در بارۀ آب و هوا از «نخستین روز» آغاز ریاست جمهوری خویش است. او همچنین گفته است که به سازمان جهانی بهداشت، که دونالد ترامپ آن را در بحبوحۀ بحران کرونا ترک کرد، باز خواهد گشت .جو بایدن تاکید کرده است که «اگر ایران به کلیۀ تعهدات خود در برجام عمل کند، آمریکا به این توافق بازخواهد گشت». این بازگشت با این حال چندان آسان نیست و از همین روست که وی بر خلاف دیگر تعهدات آشکار، این اقدام را به رفتار متقابل مشروط ساخته است تا در صورت لزوم بتوان در چارچوب ارزیابی از اجرای تعهدات به چانه زنی پرداخت. به علاوه، خروج آمریکا از برجام که با برقراری مجازاتهای سنگین علیۀ ایران همراه شد، زیانهای فراوانی به این کشور وارد آورده است. آیا بازگشت آمریکا بدون توجه به این زیانها انجام پذیر است؟
دشواریهای چرخش در سیاست خارجی
چنین سیاستی تنها بازگشت به مناسبات خارجی دوران ریاست جمهوری باراک اوباما نیست و مشاوران جو بایدن اطمینان میدهند که او بخوبی میداند که جهان و روابط آمریکا با آن در همین دورۀ کوتاه دگرگون شده است و در این زمینه او نمیتواند تنها به «عادی سازی مناسبات» بپردازد. کاترینا مولیگان، از پژوهشگران مرکز مطالعات برای ترقی آمریکا، موسسۀ نزدیک به دموکراتها، تاکید میکند که «سیاست خارجی بایدن باید برآمدن اقتدارگرائی و عدم گسترش دموکراسی در جهان را که در سالهای اخیر شاهد آن هستیم، مورد توجه قرار دهد». این سخن، بازتاب نگرش شمار بسیاری از مشاوران جوان حزب دموکرات است که بدون تردید، در صورت پیروزی جو بایدن، خود در تدوین سیاستهای دولت او و از جمله دیپلماسی کشور شرکت خواهند داشت.
وزیر مشاور در امور خارجۀ فرانسه، کِلمان بُن، در این باره تاکید میکند که «اروپا نباید بپندارد که در صورت تغییر حکومت در آمریکا، موقعیت [روابط با این کشور] به شکل دوران پیش از انتخاب دونالد ترامپ بازمیگردد». به باور او «برخی گرایشهای دوران ترامپ و از جمله فشار بر اتحادیۀ اروپا برای مشارکت بیشتر در تامین هزینۀ دفاع مشترک نظامی، قاطعیت در زمینه تجارت بینالمللی و ایستادگی در برابر چین به همان گونه و یا بگونۀ دیگری دنبال خواهد شد».این چنین، گذشته از رفتارها و رهکنشهای گاه کاملاً متفاوت دو نامزد ریاست جمهوری، در صورت پیروزی جو بایدن، نباید در انتظار وارونه شدن کلیۀ مناسبات و تصمیمات بود
نامزد دموکرات در بارۀ مناسبات با پکن، اینک هر بار تاکید میکند که «آمریکا باید در برابر چین رفتاری قاطعانه داشته باشد». جو بایدن که پیش از هشت سال معاونت ریاست جمهوری، نزدیک به چهار دهه عضویت سنای آمریکا و بویژه کمیسیون امور خارجی این مجلس را داشت، بگفتۀ نزدیکان او از کسانی است که با بازشدن درهای چین به اقتصاد آزاد و گسترش روابط بیرونی این کشور، به بازگشائی سیاسی و توسعۀ دموکراسی در آن فراوان دل بسته بود. بر باد رفتن این امید، طعم تلخی بر دهان وی باقی گذاشته است و از همین رو، او اینک در این زمینه از خود ناخرسندی نشان میدهد و خواستار قاطعیت است.
از نظر ویلیام برنز، رئیس بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، که بسیاری از او به عنوان وزیر امور خارجۀ دولت احتمالی جو بایدن یاد میکنند، تاکید میکند که «مدیریت رقابت راهبردی با چین، معیار پیروزی یا شکست سیاست خارجی آمریکاست». بگفتۀ او، آمریکا، در صورت پیروزی جو بایدن، «تلاش خواهد کرد شبکهای از اتحادهای تازه در آسیا ایجاد کند. این اقدام به منظور جلوگیری از قدرت گرفتن چین نیست، زیرا آمریکا چنین توانی ندارد، اما برای ایجاد بستر و فضای دلخواهی است که برآمدن چین در آن صورت میگیرد».
.