خوانساری تصویر اقتصاد سوخته را به قالیباف نشان داد
او سیاههای از شاخصهای کلان را نیز یادآوری کرد اما متاسفانه ضعف در اطلاعرسانی نهاد خصوصی موجب شد درصد اندکی از ایرانیان این اعداد را حتی بشنوند چه برسد به اینکه بتوانند آن را تفسیر کنند و به پیامدهای ویرانگر آن بر آینده این سرزمین بیندیشند. فروافتادن متغیر سرمایهگذاری در هر کشور در یک دور طولانی یک دههای معنایش این است که آن سرزمین زایش و رویش آتی در تولید را از دست داده و باید در آینده از جیب بخورد. خروج ۹۰ میلیارد دلار از کشور به معنای این است که خارجکنندگان سرمایه از ایران چشمانداز روشنی از آینده را پیشروی خود نمیبینند و ترجیح میدهند سرمایههایشان را به بیرون از مرزها برده و سرزمینهای دیگر را آباد کنند. رشد منفی شش درصدی سالانه بخش خصوصی ایران به این معناست که آنها به هر دلیل ترجیح میدهند ماشینآلات و تجهیزات کارخانهای یا داراییهای مالی که دارند به مرور فرسوده شده و اندازه بنگاهشان نیز تغییر نکند تا روزی برسد که راهی جز تعطیلی بنگاه پیش رویشان نباشد. نکته بهتآور این است که هیچکس هم چیزی نمیگوید و آقای رییسجمهور نیز از آینده امیدوارکننده اقتصاد میگوید و هر کس را که به این حرف او با استناد به همین آمارها نقد کند در صف منتقدان سیاسی قرار داده و حقیقت را اینگونه قربانی میکند. فرسوده و از دور خارج شدن یک سرزمین و یک کشور را میشود از همین آمارها استخراج کرد و هر چه جز این گفته شود، شعار است و امیدوارسازی بیهوده. صدای شکستن استخوانهای اقتصاد ایران در تکتک این عددها پنهان شده و تنها با دقت میتوان ناله دردناک را شنید.
اقتصاد ایران سوخته است و بعید است دست کم تابهتر شدن وضعیت امیدی برای نسل آینده باقی مانده باشد. مهاجرت استادان دانشگاه ، پرستاران ، دانشجویان نخبه و هرکس که می تواند بود و می رود را با همین آمارها می توان توضیح داد.