فرسودگی تدریجی با باورهای غلط درمورد سلامت روان!
بسیاری از مردم وقتی که صحبت از مشکلات روانی و ذهنی میشود گمان میکنند که از دیوانهها سخن می گوییم! آنان مشکلات مربوط به سلامت روان را تنها مختص افرادی با بیماریهای زمینهای، افرادی تحت فشارهای شدید روانی مانند مرگ عزیزان یا طلاق و غیره میدانند…

واقعیت: مشکلات بهداشت روان در واقع بسیار بسیار شایع هستند!
بیایید چند آمار مربوط به سال ۲۰۱۴ را با هم بررسی کنیم، توجه داشته باشید که این آمار هر روز رو به افزایش هستند. خصوصا با مشکلاتی که ویروس کرونا و قرنطینه خانگی برای سلامت روان همهی مردم جهان ایجاد کرد…!
- از هر پنج بزرگسال آمریکایی، یک نفر مشکل و مسئلهای مربوط بهداشت روانی را تجربه می کند!
- از هر ۱۰ جوان در دنیا یک نفر یک دوره افسردگی اساسی و عمیق را تجربه می کند!
- از هر ۲۵ آمریکایی یک نفر با یک بیماری روانی جدی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی یا افسردگی شدید زندگی میکند!
- خودکشی دهمین علت اصلی مرگ و میر در ایالات متحده است. این کشور سالانه بیش از ۴۱ هزار آمریکایی را تنها به خاطر خودکشی از دست میدهد؛ این رقم دوبرابر کشتههای ناشی از قتل است!
شاید بهتر باشد کمی درمورد شیوع مشکلات سلامت روان و چکاپهای روحی تجدید نظر کنیم، بیماریهای روحی روانی فقط برای آمریکاییها و همسایه و جانبازان جنگ نیستند...
باور غلط شماره دو: کودکان با مشکلات روحی روبرو نمی شوند!
اگر هم بتوانید قشر قابل توجهی از جامعه را قانع کنید که بیماریهای روحی روانی وجود داشته و واقعی هستند باز در اقناع آنها نسبت به مشکلات سلامت روان کودکان به مشکل خواهید خورد!
بسیاری از مردم معتقدند که کودکان تا سن بزرگسالی توانایی درک رخدادهای تلخ و مشکلات را ندارند و به همین دلیل دچار هیچ نابههنجاری روحی روانی نمیشوند. گاهی والدین می ترسند که با چکاپهای مربوط به سلامت روان کودکشان زمینههای بیماریهای روحی را در او ایجاد کنند. برخی دیگر هم از مواجه با واقعیت واهمه دارند و در برابر تمام رفتارهای غیرطبیعی فرزندشان توجیههایی مانند: بازیگوشی بیش از حد، شیرین زبانی یا غیره میآورند. اما حقیقت این است که بسیاری از والدین به دنبال مرکز درمان بیش فعالی هستند و این گویای این موضوع است که اختلالات روانشناختی و تحولی در کودکان شایع است.

واقعیت: حتی کودکان بسیار خردسال نیز ممکن است علائم هشدار دهنده اولیه درباره نگرانی های مربوط به بهداشت روان را نشان دهند!
این مشکلات بهداشت روان اغلب از نظر بالینی قابل تشخیص است و می تواند به دلیل عوامل بیولوژیکی و وراثتی، روانشناختی و یا اجتماعی به وجود آمده باشد.
شانس بهبودی بسیار بالا در سنین پایین!
متاسفانه نیمی از اختلالات بهداشت روانی علائم اولیه را قبل از 14 سالگی فرد نشان می دهد و سه چهارم اختلالات بهداشت روانی قبل از 24 سالگی شروع می شود. با این وجود کمتر از 20٪ کودکان و نوجوانان با مشکلات روانی قابل تشخیص، درمان مورد نیاز خود را دریافت می کنند. مراقبت از سلامت روان کودک و دسترسی زود هنگام به درمان به شما کمک میکند تا از رشد دلبندتان با اختلالات روانیاش و بروز ناهنجاریها در بزرگسالی جلوگیری کنید.
باور غلط شماره سه: افرادی که مشکلات بهداشت روانی دارند خشن و غیرقابل پیش بینی هستند!
یکی از دلایلی که مردم هیچوقت به یک متخصص بهداشت و سلامت روان مراجعه نمیکنند همین است. آن ها می ترسند دیوانه، عصبی و روانی خطاب شوند.
واقعیت: اکثریت قریب به اتفاق افرادی که دارای مشکلات بهداشت روانی هستند هیچ برخورد خشونت آمیزی ندارند!
اکثر افراد مبتلا به بیماری روانی خشونت ندارند و فقط 3٪-5٪ اعمال خشونت آمیز را می توان به افرادی که با یک بیماری روانی جدی زندگی می کنند نسبت داد. در حقیقت، افراد مبتلا به بیماری های شدید روانی بیش از ۱۰ برابر بیشتر از عموم مردم قربانی خشم در جامعه میشند. مثل این می ماند که خشم را به شکسته شدن پا یا مشکلات ریوی ربط دهید!
باور غلط شماره چهار: ضعف شخصیتی یا نقص شخصیت باعث مشکلات روحی می شود!
بسیاری از مردم فکر میکنند که افرادی که مشکلات روحی و روانی دارند اگر به اندازه کافی تلاش کنند می توانند از آن خارج شوند. به عنوان مثال به فرد افسرده میگویند که انقدر غمگین نباش از جایت بلند شو! بخواه تا بتوانی! تو بیشتر از اینها ارزش داری و…!
واقعیت: مشکلات بهداشت روان هیچ ارتباطی با تنبل یا ضعیف بودن ندارد!
چه بخواهید و چه نخواهید مشکلات مربوط به سلامت روان مشکلاتی واقعی هستند. شما نمیتوانید به یک فردی که دچار شکستگی از ناحیه دست شده بگویید که اگر بخواهد میتواند خونریزی را بند آورده یا درد دستش را آرام کند! فردی که دچار قطع نخاع شده با اراده و بلند شدن از روی ویلچر قادر به راه رفتن نخواهد شد! باور کنید که بسیاری از افراد برای بهتر شدن نیاز به کمک و مراجعه به کلینیک روانشناسی دارند. در همین راستا خوب است بدانیم که بسیاری از عوامل در ایجاد مشکلات بهداشت روان نقش دارند، از جمله:

- عوامل بیولوژیکی ، مانند ژن ها، بیماری های جسمی، آسیب دیدگیهای مغز و هورمونها
- تجارب زندگی تلخ مانند سواستفادههای جنسی، شکستهای اقتصادی و عشقی یا مرگ عزیزان
- سابقه خانوادگی مشکلات روانی
باور غلط شماره پنج: من برای شخصی که دارای مشکل روانی است نمی توانم کاری انجام دهم.
بسیاری از نزدیکان افرادی که با مشکلات سلامت روان دست به گریبان هستند معتقدند که تقریبا کاری نیست که بتوانند برای عزیزشان انجام دهند، اما واقعیت چیز دیگریست!
واقعیت: دوستان و عزیزان می توانند تفاوت زیادی در روند درمان و بهبودی فرد ایجاد کنند!
متاسفانه فقط 44٪ بزرگسالان با مشکلات روانشناختی قابل تشخیص و کمتر از 20٪ کودکان و نوجوانان درمان مورد نیاز را دریافت می کنند. دوستان و خانواده می توانند تأثیرات مهمی برای کمک به عزیزشان داشته باشند! شما به عنوان یک فرد نزدیک به فرد بیمار و به عنوان خانواده می توانید مشاوره خانواده دریافت کنید و یا میتوانید نکات زیر را انجام دهید:
- تماس بگیرید و به آنها اطلاع دهید که شما برای کمک همیشه و همه جا در دسترس هستید!
- به آنها کمک کنید تا به خدمات بهداشت روان دسترسی مناسب داشته باشند (کمک در هزینهها، رفت و آمد و …)
- در یادگیری و به اشتراک گذاری حقایق در مورد سلامت روان بکوشید و فرهنگسازی کنید.
- مانند هر کس دیگری با احترام با آنها رفتار کنید، آنها درست به اندازه سایر انسانها دارای ارزش و احترام هستند.
- اجازه ندهید بیماریشان آنها را تعریف کند.
باور غلط شماره شش: پیشگیری موثر نیست. پیشگیری از بیماریهای روانی غیرممکن است!
واقعیت: به کمک موارد زیر میتوانید از بروز اختلالات روحی و روانی در کودک یا نوجوانان جلوگیری کنید:
- آموزش بهتر از سنین پایین
- فرهنگسازی
- کمک به اقتصاد قوی تر
- کاهش هزینههای مربوط به سلامت روان
- بهبود کیفیت زندگی جسمی
نظرات کاربران
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشتهشده با حروف لاتین معذور است.