روحانی مقصر کاهش مشارکت معرفی شد
درصد کمتر مشارکت در انتخابات اخیر علتهای چندگانهای داشته است که در جای خود قابل پرداختن است ولی آنچه بیتردید میتوان گفت اینکه مشکلات فراوان معیشتی و فشارهای کمرشکنی که طی ۸ سال گذشته از سوی دولت به مردم تحمیل شده است، یکی از اصلیترین علتها در کاهش درصد مشارکت بوده است. مشکلاتی که در طول عمر ۴۲ ساله انقلاب نه فقط کم سابقه، بلکه به گواهی اسناد و آمار، بیسابقه بوده است.گرانی افسارگسیخته کالا و خدمات مورد نیاز مردم. چوب حراج به بیتالمال و تعطیلی صدها کارخانه و مراکز تولید. کاهش دهها برابری و نزدیک به سقوط ارزش پول ملی. سرازیر کردن ۳۰ میلیارد دلار ارز و ۶۰ تن طلا به حلقوم مفسدان و رانتخواران. افزایش ۸ برابری قیمت مسکن. تنزل ۶ رتبهای اقتصاد کشور از هجدهمین رتبه در اقتصاد دنیا. شکستن رکوردهای تورم، رکود و ضریب جینی و گسترش فقر و بیکاری و فاصله طبقاتی. تاسیسات هستهای کشور را به مرز نابودی کشاندند و پیشرفت هستهای را متوقف کردند. قرار بود در مذاکرات هستهای تحریمها را لغو کنند ولی نه فقط هیچ تحریمی لغو نشد بلکه به علت نابلدی، نفوذ عوامل دشمن و گرایش به سازش، صدها تحریم دیگر نیز به آن اضافه کردند. نقدینگی را که میتوانست و باید روانه عرصه تولید شده و باعث کسب و کار شود، از ۴۳۰ هزار میلیارد تومانبه ۳۷۰۰ هزار میلیارد تومان افزایش دادند و تولید و کسب و کار را با رکود شدید و بیسابقه (و نه کمسابقه) روبهرو کردند. کشور را از خودکفایی در تولید گندم و گوشت قرمز و گوشت مرغ به واردات این اقلام ضروری و معیشتی مردم کشاندند. با دیپلماسی انفعالی، راه را برای باجخواهی دشمنان باز کردند و امنیت و اقتدار کشور را به مخاطره انداختند و...و اما، درصد کمتر مشارکت در انتخابات اخیر علاوهبر مشکلات کمرشکنی که طی ۸ سال اخیر از سوی دولت به مردم تحمیل شده است، علتهای دیگری نیز دارد که به آن پرداخته و بازهم خواهیم پرداخت. برشمردن مستند این علتها به وضوح نشان میدهد که انتخابات ۱۴۰۰ و نتیجه آن یعنی انتخاب فرزند فرهیخته، پا به رکاب و آزمون داده انقلاب، یکی از بزرگترین دستاوردها بوده است و مردم با وجود موانعی که به آن اشاره خواهد شد، حماسهای ماندگار آفریدهاند.
روزنامه جوان
عبدالله گنجی سردبیر روزنامه جوان نیز که منتقد صریح اصلاحات و دولن بوده وهست نیز درهمین باره نوشته است
اصلاحطلبان یا دوستداران می گویند دلیل کاهش مشارکت شهروندان در انتخابا سیزدهم عدم احراز صلاحیتهاست. برای راستیآزمایی این مهم چندین نظرسنجی را در دو مقطع قبل از رد صلاحیتها و بعد از آن مطالعه کردم. گزاره «شرکت نمیکنم» یا «احتمالاً شرکت نمیکنم» یا «تصمیم نگرفتهام» در اردیبهشت ماه که هنوز احراز صلاحیتها انجام نشده بود از نمونه ۱۵ هزار و ۵۰۰ نفری سراسر کشور به ترتیب ۲۶/۷ درصد، ۷/۴ درصد و ۱۳/۳ درصد است، یعنی در اردیبهشت ماه حدود ۵۷/۴ درصد گرایش به سمت عدم مشارکت دارند و از قضا این عدد بعد از رد صلاحیتها هنوز بالای ۵۰ درصد بوده است، اما قدری کاهش یافته است. رأی آقای لاریجانی در اردیبهشت ۲/۱ درصد، جهانگیری ۲ درصد و پزشکیان ۷دهم درصد بوده است. در این میان رأی احمدینژاد قابل توجه است که در جای دیگری به آن اشاره میشود. علاوه بر آن رأی ۱۳۹۲ در غیاب هاشمی و ۱۳۹۶ در عدم احراز صلاحیت احمدینژاد به ترتیب حدود ۷۳ درصد و ۷۳ درصد است. در این چهارسال جز نارضایتی اقتصادی چه اتفاق حادی افتاده است . علاوه بر آن در سنجش علت عدم مشارکت، مشکلات موجود اقتصادی بالای ۳۰ درصد، عدم امید به آینده ۱۷ درصد و بیعدالتی ۱۰ درصد از دلایل عدم شرکت را به خود اختصاص داده است که حدود ۵۷ درصد عدم مشارکت (که در بالا آورده شد) را به خود اختصاص داده است.