سلطنتی سیاسیتر از گذشته
هر چند پادشاهی چارلز، روز پنجشنبه اعلام شد، اما انتظار میرود که مراسم تاجگذاری او چند ماه دیگر برگزار شود.
دوران ولایتعهدی چارلز خالی از جنجال نبود. نگارش نامههایی توسط او به وزرای دولت تونی بلر، او را به «شاهزاده مداخلهگر» مشهور کرد، ازدواجش با دایانا اسپنسر، رابطه خارج از ازدواج با همسر بعدی و کنونیاش کامیلا پارکر بوولز و جداییاش از دایانا و مرگ او، بزرگترین جنجالهای مربوط به خانواده سلطنتی بریتانیا در دهه ۱۹۹۰
بود.
حتی نام رسمی سلطنتی ولیعهد هم در طول سالیان مورد مناقشه بود، چراکه نام پادشاهانی که با نام چارلز در بریتانیا سلطنت کرده بودند یا مدعی سلطنت بودند، چندان سابقه درخشانی
نداشتند.
پادشاه سیاسی
بسیاری تصور میکنند که پادشاهی چارلز سوم، بر خلاف مادرش، بیشتر آغشته به سیاست باشد. چارلز در طول سالیان دراز ولایتعهدی، با دنیای سیاست آشنا شده است. او بر خلاف مادرش که در ۲۵ سالگی و بعد از گردش جانشینی از خانواده ادوارد هشتم به خانواده جورج ششم بعد از ۱۵ سال به قدرت رسید، همواره به عنوان جانشین سلطنت بزرگ شده و ۷۰ سال فرصت داشته است تا برای روزگار سلطنتش برنامه بریزد.
زندگی چارلز در طول دهههای گذشته چندان از سیاست و مسائل اجتماعی دور نبوده است و اینگونه تصور میشود که دوران پادشاهی او نیز بیشتر از مادرش با سیاست و سوگیری سیاسی آمیخته باشد. یکی از مشهورترین جنجالهای دوران ولیعهدی چارلز به زمانی برمیگردد که نامههای او به وزرای دولت تونی بلر در رسانههای بریتانیا افشا شد. او بین سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، ۲۷ نامه به وزرای دولت در مورد مسائل مختلف از جمله محیط زیست و تغییرات آب و هوایی، کشاورزی، محصولات تراریخته، محرومیتهای اجتماعی، طراحی شهری، معماری و ساخت و ساز ارسال کرده بود. این نامهها که به «نامههای عنکبوت سیاه» مشهور شدند و به دلیل دستخط او این لقب را گرفته بودند، بعدها به حکم دادگاه منتشر شدند. او در طول سالیان ولایتعهدی نسبت به مسائل مختلفی اظهارنظر و موضعگیری کرده است، از جمله ساخت و ساز و معماری شهری، محیط زیست و ایجاد شبکهای از نهادهای خیریه اقدامهای مهم او بودهاند. البته خود چارلز این ارزیابی را قبول ندارد که پادشاهی او سیاسی خواهد بود و پیش از این گفته است که پس از رسیدن به قدرت، از سیاست دوری خواهد کرد. وقتی که بیبیسی به مناسبت هفتادمین سالگرد تولد چارلز از او پرسید که آیا قصد دارد بعد از رسیدن به پادشاهی به دخالت در امور سیاسی ادامه دهد، پاسخ داد که «آنقدرها هم احمق نیستم.» او به نمایشنامههای هنری پنجم، هنری چهارم قسمت اول و هنری چهارم قسمت دوم شکسپیر استناد کرده بود که پادشاهانی که تازه تاجگذاری میکنند «باید آنگونه که انتظار میرود حکومت کنند.»
سلطنت متفاوت
روزنامه هوادار سلطنت تلگراف در این مورد مینویسد: «هیچ کسی که چارلز را از نزدیک بشناسد، انتظار ندارد که او مانند مادرش ملکه الیزابت دوم سلطنت کند.» این روزنامه به نقل از یکی از مقامهای پیشین دربار مینویسد: «آزادی زیادی وجود دارد که یک پادشاه به شیوه خودش رفتار کند. اینکه ممکن است ما تصور کنیم که فقط یک راه برای سلطنت وجود دارد به این دلیل است که عمده دوران زندگیمان فقط یک پادشاه دیدهایم و به یاد نمیآوریم دیگر پادشاهان چگونه سلطنت میکردند.» تلگراف مینویسد: «پادشاه جدید، برخلاف مادر یا پدربزرگش، با این دانش بزرگ شده که سرنوشتش روزی نشستن روی تخت سلطنت است و تمام دوران زندگیاش را فرصت داشت که در مورد اینکه چگونه سلطنت خواهد کرد، فکر کند.» حوزههایی که ممکن است از سوی چارلز سوم تغییراتی در آن رخ دهد از سوی تلگراف اینگونه ارزیابی میشود: «آیا او دربار را کوچکتر میکند و بسیاری از بازیگران حاشیهای را که مسوولیتهای رسمی دارند، کنار میزند؟ در مورد چندین کاخ عظیم که به او ارث رسیده است چه میکند از بالمورال گرفته تا سندرنگهام و حتی اقامتگاه رسمیاش کاخ باکینگهام؟ بر سر خیریههای بزرگی که مدیریت میکند چه خواهد آمد؟ و با کشورهای مشترکالمنافع چه خواهد کرد؟» تلگراف با اشاره به اینکه ملکه همواره فاصلهای نسبی با رعایایش راحفظ میکرد که به نوعی بهرمزآلود بودن و اعتلای مقامش کمک میکرد، به نقل از یکی از نزدیکان چارلز مینویسد: «او در دوران افول تفاوتها زندگی کرده است. او بسیار نسبت به ملکه بازتر عمل کرده است، چراکه از نسلی میآید که بسیار بازتر بودهاند. ما انسانیت و شوخطبعی او را مانند همیشه، بیشتر خواهیم دید.» این روزنامه مینویسد که هر چند ممکن است پادشاه جدید مقداری از میزان دخالتش در امور عمومی بکاهد، اما قرار نیست که مبارزهاش را در حوزههایی که برای دههها به آنها اهتمام داشته، مانند محیط زیست و ساخت و سازهای عمومی ترک کند. پنی جونور، زندگینامهنویس چارلز که برای دههها در مورد او نوشته است، میگوید: «تصور من این است که او به صورت علنی دخالت نمیکند، اما به صورت مشروع با نخستوزیرانش کاملا سوگیرانهتر و صاحبنظرانهتر از مادرش گفتوگو خواهد کرد. نباید انتظار داشت که وقتی نخستوزیر نزد او میآید و میخواهد در مورد تغییرات آب و هوایی یا کشاورزی سخن بگوید، او فقط جواب دهد آیا یک فنجان چای دیگر میل دارید؟ اما تصور نمیکنم که بار دیگر به نوشتن نامههای عنکبوت سیاه ادامه دهد.»
جورج هفتم یا چارلز سوم؟
در مورد نام چارلز به عنوان پادشاه گمانهزنیهایی وجود داشت، چراکه صاحبان نام چارلز در پادشاهی بریتانیا چندان سابقه خوبی نداشتند. چارلز اول که اعتقادی به مشروطه نداشت، در جنگهای داخلی قرن ۱۷ بریتانیا شکست خورد و سر از بدنش جدا شد. چارلز دوم، فرزند او هم بهرغم محبوبیتش در دوران سلطنت، فردی بیبند و بار بود که به عیاشی مشهور بود. در تاریخ بریتانیا چارلز سوم دیگری هم وجود دارد که از خاندان استوارت و از جمله مدعیان تاج و تخت و بازگردادن مذهب کاتولیک به بریتانیا بود و تلاش ناکام درازمدتی برای تصرف کرسی سلطنت در این کشور کرد. به همین دلیل تا پیش از این پیشنهاد شده بود که نام سلطنتی چارلز، به افتخار پدربزرگ مادریاش جورج هفتم باشد، اما نهایتا بعد از مرگ ملکه الیزابت دوم، اعلام شد که او با نام چارلز سوم سلطنت خواهد کرد.
ازدواج، جدایی و مرگ دایانا
بزرگترین جنجال و رسواییهای دوران زندگی چارلز، ازدواج او با دایانا اسپنسر بود. چارلز سال ۱۹۸۱ با دایانا ازدواج کرد و سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۴ دو پسرشان هری و ویلیام به دنیا آمدند. اختلاف سن ۱۳ ساله این دو به علاوه روحیه آزادیخواه دایانا که به تشریفات سختگیرانه خانواده سلطنتی جور در نمیآمد به تدریج به یک عامل اختلاف بین این زوج بدل شد. بر اساس روایتهای معتبر دایانا و چارلز هر دو روابط خارج از ازدواجشان را از سال ۱۹۸۶ و دو سال بعد از تولد فرزند دومشان آغاز کردند. چارلز روابطش با کامیلا پارکر بوولز، همسر بعدیاش که دو سال از او بزرگتر بود، در همین دوران از سر گرفت. گفته میشود که دایانا نیز در این دوران روابط خارج از ازدواج داشته است. نهایتا سال ۱۹۹۲ بعد از ۱۱ سال زندگی سراسر جنجال، دایانا و چارلز، رسما زندگی جدا از هم را آغاز کردند و ۴ سال بعد رسما طلاق آنها نهایی شد. یکسال بعد از طلاق، دایانا در یک تصادف پس از فرار از دست عکاسهای رسانهها در پاریس جان خود را از دست داد. گروهی از رسانهها و پدر دودی فاید، دوست پسر وقت دایانا که در تصادف در کنار او کشته شد، دولت بریتانیا را به دست داشتن در این تصادف متهم کردهاند. چارلز نهایتا سال ۲۰۰۵ با کامیلا پارکر بوولز ازدواج کرد. همسر دوم چارلز دو سال از او بزرگتر است و دو فرزند از همسر پیشینش دارد که سال ۱۹۹۵ همزمان با جدایی چارلز و دایانا، از او جدا شد.
چارلز و ایران
ولیعهد پیشین و پادشاه کنونی بریتانیا، تنها عضو خانواده سلطنتی بریتانیاست که در طول ۴ دهه بعد از انقلاب اسلامی به ایران سفر کرده است. سال ۱۳۸۲ در پی وقوع زلزله بم، شاهزاده چارلز به عنوان رییس صلیب سرخ بریتانیا به ایران سفر کرد. چارلز پیش از سفر به بم برای بازدید از مناطق زلزلهزده در تهران با سید محمد خاتمی، رییسجمهور وقت اسلامی ایران دیدار کرد. ولیعهد پیشین بریتانیا به تازگی نیز بار دیگر برای سفر به ایران ابراز علاقه کرده بود. سال ۱۳۹۸، چارلز در گفتوگو با روزنامه نشریه بریتانیایی ساندی تایمز گفته بود که دوست دارد یک سفر رسمی به ایران انجام دهد. او در این مصاحبه گفت: «من میدانم که ایران برای سدهها بخش مهمی از جهان بوده و مشارکت زیادی در دانش بشری، فرهنگ، شعر و هنر داشته است. یعنی اینکه آدمهای واقعا فوقالعادهای هستند.»
اعتماد