کد خبر 596642
۱۴۰۱/۰۷/۲۳ ۱۰:۰۰

ذهن های بسته و دهان باز مشکل تحلیلگران حکومتی

ساعت 24 - محمد رضا تاجیک از نویسندگان وتحلیلگران سیاسی اصلاح طلب ایرانی است که نوشته هایش نشان می دهد می خواهد حرفهای مهم را در قالب نوشته های پرپیچ وخو بسته بندی کند و از سطح عبور می کند و به ژرفای مسایل می رسد . او که یکی از باسوادترین اصلاح طلبان ایرانی است متن طولانی را در باره مسایل امروز ایران دررونامه اعتماد منتشر کرده است . نوشته او سه بخش دارد که در بخش میانی نگاه تحلیلی صاحبان قدرت درباره دلایل  وچگونگی رشد شتابان نا آرامی ها در این روزها و هفته ها اشاره می کند ومی نویسد  ذهن های بسته و دهان بازمشکل تحلیلگرانی است که در سوی قدرت ایستادده اند وخشونت را گسترش می دهندو ادامه می دهد .  خشونت تحلیلی در جامعه امروز ما نیز، دقیقا در همین نکته نهفته است.
ذهن های بسته و دهان باز مشکل تحلیلگران حکومتی
html>

تاجیک ادامه داده است : بسیاری از ذهن‌های بسته تحلیلگران ارگانیک، که همواره یافته‌ها و تافته‌های ذهنی خود را، همچون ملانصرالدین وسط زمین (همان نقطه ارشمیدسی) می‌دانند که برای اثبات یا ابطال آن باید زمین را متر کرد، در اثر مواجهه با رخدادی نامنتظر که تمام هستی آنان را به چالش کشیده، به تحلیل آمده‌اند و برخی از اغتشاشی سخن می‌گویند که نه یک امر طبیعی در یک بستر اجتماعی، بلکه یک سناریوی از پیش برنامه‌ریزی ‌شده امنیتی برای ایران بوده که با خبر فوت تلخ مهسا امینی، بستر مناسب را برای آغاز یافته است.

ازدیدگاه تاجیک این تحلیلگران می نویسند و می گویند ،از نظراستراتژیست‌های امریکایی، نظم جهانی کنونی که ماحصل جنگ جهانی دوم و سپس فروپاشی شوروی در جنگ سرد با امریکا است امروز با چالش‌های جدی مواجه شده است و چین، روسیه و ایران اصلی‌ترین قدرت‌هایی هستند که این نظم را به چالش کشیده و در حال تغییر آن هستند. امریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که مهار ایران و فروپاشی آن، یکی از مهم‌ترین اقدامات ضروری برای مهار تغییر نظم جهانی و افول جایگاه جهانی امریکا است. نقش‌آفرینی فعال جمهوری اسلامی ایران در تقویت بلوک‌بندی‌های جهانی و حرکت به سمت ایجاد یک محور راهبردی با مشارکت روسیه و چین به عنوان دو قدرت بزرگ جهانی سبب شده از نظر امریکا، ایران به عنوان یک عامل موثر در کاهش هژمونی این کشور و تهدید جدی منافع غرب تلقی شود. ... شواهد نشان می‌دهد ایجاد اغتشاشات و شورش اجتماعی درواقع همان پلن B امریکایی‌ها است. بررسی سابقه اقدامات امریکا در دوره حضور دموکرات‌ها نشان می‌دهد که دموکرات‌ها برخلاف جمهوری‌خواهان که به گزینه‌های سخت‌تر مثل حمله نظامی علاقه‌مند هستند، علاقه خاصی به استفاده از گزینه‌های نرم و نیمه سخت همچون ایجاد اغتشاش و آشوب در کشورهای هدف‌دارند و کارنامه آنان در ایجاد انقلاب‌های رنگی در کشورهای مختلف مبین این حقیقت است. ازجمله ایجاد فتنه ۸۸ در ایران که در زمان دولت دموکرات اوباما اتفاق افتاد و در همان زمان، جو بایدن رییس‌جمهور کنونی نیز، معاون رییس‌جمهور وقت امریکا بود.

در نوشته تاجیک اضافه شده است : برخی دیگر، در تحلیل ناآرامی‌های اخیر می‌گویند: این جوان‌های کف خیابان «می‌خواهند هیجانات‌شان را تخلیه کنند. دو سال کرونا را در خانه بوده‌اند و تکان نخورده‌اند. متاسفانه محرک‌های جنسی هم که فراوان! رفته‌اند توی این اینترنت و دسترسی به این وی.پی.ان‌ها هم که بسیار ساده است. حالا کف خیابان چه اتفاقی افتاده؟ مساله تخلیه هیجانات در کنار مساله زن! دقیقا این دو به‌هم رسیدند.» عده‌ای نیز، ریشه این خیزش را در بزرگ‌نمایی و سیاه‌نمایی رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های مجازی، جست‌وجو می‌کنند و بر این نکته اصرار می‌ورزند که آن واقعیت که بسترساز این خیزش شده، سراسر امری برساخته، یا به بیان بودریار، حاد-واقعیت است و البته بعضی هم حرمت زبان و بیان دریده و از نوعی اراده معطوف به زن، فحشا و هرزگی، مرد، بی‌ناموسی و شهوترانی در متن و بطن این ناآرامی‌ها خبر می‌دهند.

نتیجه گیری

تاجیک در بخش آخر نوشته اش تاکید می کند : آنچه در تمامی این تحلیل-تحریف‌ها مشترک می‌نماید، نوعی هرمنوتیک سوء‌ظن نسبت به خودِ واقعیت است. به بیان دیگر، صدای واقعیت، صدای محذوف و امر رنجور پنهان در درون این تحلیل‌هاست: همان واقعیت که زیر پوست نظم و نظام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... مستقر در این چهار دهه، از رهگذر اعمال همین ‌سنخ خشونت‌های تحلیلی، نهان مانده است، همان واقعیت که بسان «امر واقع» لکانی، از نمادینه‌ شدن می‌گریزد، همان واقعیت که هیچ خشونت تحلیلی قادر به سرکوب و مسکوت نگه‌ داشتن آن نیست، همان واقعیت که برای رویت‌پذیر کردن خود نیازمند هیچ واسطه بازنمایی و رخصت هیچ دیگری بزرگ نیست، همان واقعیت که با مختل‌ کردن جریان تحلیلی حکومتی و ایجاد تردید نسبت به بداهت آن، خشونت پنهان آن را افشا می‌کند، همان واقعیت که همچون یک ویروس به جان تحلیل‌های تحریف‌گرا می‌افتد و آنان را به جوش و خروش درمی‌آورد، آن‌چنان که خودشان هستی خودشان را به پرسش بکشند، همان واقعیت از تحلیل می‌خواهد که بیش و پیش از آنکه یک روش بازنمایی باشد، ضجه‌ای باشد برای عدالت و مسوولیت، همان واقعیت که به هیچ تحلیلی از خیزش اخیر اجازه نمی‌دهد آن را به میل جنسی و حال و احوال نسلی و تاثیرات فضای مجازی و بازی‌های ویدیویی و کارتون‌ها و فیلم‌های سینمایی، تقلیل دهد و بالاخره، همان واقعیت که اصحاب قدرت و تحلیلگران ارگانیک را به اخلاق تحلیلی، یعنی گشودگی نسبت به واسازی خود در مواجهه با واقعیت‌ها و دگرهای تحلیلی و پرهیز از خشونت، فرامی‌خواند. آنچه رخداد جاری در جامعه امروز، تحلیل را بدان می‌خواند، پرهیز از فرافکنی و آسمون و ریسمون به‌هم بافتن، از یک‌سو، تفکیک و تمییز لحظه رخداد با فردای آن، از سوی دیگر و دیدن (و اصلی و فرعی کردن) تمامی علل و عوامل بسترساز آن، از جانب سوم، است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک