مجازات مردم ایران با قطع اینترنت
این رفتار و تصمیم با اعداد و ارقام ارائهشده سازگاری ندارد و مثل این میماند که در یک سازمانی یک اقلیت بسیار اندک کار خلافی کنند و رییس سازمان به جای اینکه با معترضان برخوردهای قانونی کند همه کارکنان را مشمول مجازات کرده و شغل آنها را از چنگشان بیرون بکشد تا اینکه معترضان سر جایشان بنشینند.ندیدن همه سویههای یک تصمیم در اندازه قطع کردن اینترنت و از دسترس خارج کردن برخی شبکههای اجتماعی که محل کسب درآمد میلیونها شهروند شده مصیبتی بزرگ است که شوربختانه بر شهروندان ایرانی تحمیل شده و صدای اعتراض فعالان اقتصادی در سطوح گوناگون را درآورده است. برآورد شده است شمار کسانی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از راه فعالیت در شبکههای اجتماعی کسب درآمد داشتهاند و حالا قطع شده است نزدیک به ۹ میلیون نفر است. در صورتی که این عدد حتی به یکسوم کاهش داده شود و سه میلیون ایرانی با آسیب مالی مواجه شده باشند به مثابه این است که جان این سه میلیون در خطر است و در صورت ادامه قطعی اینترنت آنها جان خود را از دست میدهند.
تصمیمگیرندگان درباره قطع اینترنت و نیز نابودسازی برخی شبکههای اجتماعی باید این داوری جان لاک، فیلسوف آزادی را به یاد داشته باشند که جان و مال در امتداد یکدیگرند و هر کس به مال و درآمد کسی آسیب بزند انگار که به جان او آسیب زده است. آدمی برای کسب مال رنج و درد را بر روح و جسم خود تحمیل میکند و تنها هنگامی حاضر است بیدریغ و افسوس مال خود را هزینه کند که جانش به خطر افتاده باشد. میلیونها نفری که از محل فعالیت در شغلهای اینترنتی نان درمیآوردند و رزق و روزیشان به باز بودن شبکههای اجتماعی گره خورده است چه باید کنند؟ آیا میتوان به آنها توضیح داد از مال خود بگذرید و چشم به راه باشید تا روزی شبکه ملی اینترنت ملی تاسیس شود؟ شهروندان ایرانی در دوره احمدینژاد شنیدند که قرار است موبایل ملی تولید شود و ۴ دهه است میشنوند قرار است چادر مشکی در ایران تولید شود و نیز میشنوند که تولیدکنندگان صنایع خانگی میخواهند برند ملی تولید کنند و نیز آرزوی خودروی ملی را در ذهن دارند.