پرورش تابآوری در کودکان به جای محافظت بیش از حد
هنگامی که مادری از من پرسید: دکتر بکی مگر شما نمیخواهید فرزندانتان خوشحال باشند؟ همین ایدهها در مورد عوامل استرسزای بزرگ در زندگی نیز صادق است: مثلا مرگ در خانواده، طلاق، نقلمکان، بیماری همهگیر. وقتی به فرزندان میگوییم «خوب میشوی» یا «تو خیلی جوان هستی و لازم نیست نگران این موضوع باشی» فرزندانمان یاد میگیرند احساس آنها بد و اشتباه است و نباید آنطور که هستند احساس کنند. بسیاری از والدین به من میگویند که میخواهند از فرزندان خود در برابر احساسات سخت «محافظت کنند». این مداخله با نیت خوب اغلب نتیجه معکوس میدهد زیرا بیشتر تلاشها برای «حفاظت» در واقع کودک را با احساساتی که در حال حاضر دارند تنها میگذارند که این تنها ماندن ترسناکتر از خود احساسات است. والدین آنقدر که نیاز است فرزندان را برای داشتن این احساسات آماده کنند، نیازی به محافظت کودکان در برابر احساسات سخت ندارند. بهترین راه برای آماده کردن فرزندانمان صداقت و حضور محبتآمیز است. به عبارتی به جای اینکه به فرزندتان بگویید « مادربزرگ فقط ….رفت.او جای بهتری رفته است و کلمات گیجکننده… در این هنگام باید بگوییم میخواهم چیزی به شما بگویم که ممکن است شما احساس ناراحتی کنید. مادر بزرگ دیروز درگذشت. یعنی بدنش دیگه از کار افتاد و بعد در حالی که کنار فرزندتان نشستید و برای لحظهای سکوت کردید، منتظر باشید ببیند چی میشود. بعد ببینید آنها چه میگویند یا چه میکنند و همچنین شاید بعد بگویید اشکالی ندارد که واقعا غمگین باشید یا بگویید چه سوالهای مهمی میپرسی من خوشحالم که با هم در این مورد صحبت میکنیم.» مهمترین چیزی که به فرزندمان در این هنگام یاد میدهیم این است که گاهی پریشان حالی در زندگی اتقاق میافتد و وقتی اتفاقهای ناراحتکننده در زندگی پیش میآید ما میتوانیم درباره آنها صحبت کنیم و آن شرایط را به همراه افرادی که دوستشان داریم پشتسر بگذاریم.
منبع :کتاب باطن خوب