خرید قسطی؛ نشانهای بارز از افول معاش
در دهههای ۵۰، ۶۰ و حتی اوایل دهه ۷۰ شمسی، حقوقبگیران، کارمندان، معلمان و کارگران، نیازمندیهای پایهای یک زندگی ساده را قسطی تامین میکردند. خانه، خودرو و لوازم خانگی و اثاث خانه به شیوه خرید از تعاونیهای مصرف مزدبگیران، به صورت قسطی خریداری میشد. توان خرید اقساطی مزد و حقوق بهاندازهای بود که با آن بشود خانه و ماشین خرید و یک مزدبگیر سایر نیازهای زندگی را خیلی ساده و در زمان نیاز به صورت نقدی خریداری میکرد.
وقتی جلوتر میآییم و به دهه ۹۰ و سالهای میانی این دهه میرسیم، آگهیهای خرید قسطی برای اقلام ارزانتر و سهلالوصولتری منتشر میشود. در آن سالها، مثلاً تورهای مسافرتی به صورت اقساطی عرضه میشد یا آگهیهایی برای خرید قسطی ملکهای اشتراکی در فضای مجازی به چشم میخورد. بعدتر، بلیت قطار و هواپیما، هزینه خدمات درمانی و دندانپزشکی و اجاره ویلا و استراحتگاه در شمال و جنوب، قسطی شد اما حالا با سقوط ارزش واقعی مزد و حقوق در قیاس با صعود تند قیمتها، دایره خرید قسطی به طرز عجیبی گسترش یافته و مردم از خرید قسطی خانه و ویلا به خرید قسطی مایحتاج زندگی رسیدهاند و حتی اقلام خوراکی هم به صورت اقساطی به فروش میرسد.
بلبشوی عجیب در بازارآنچه در بازار این روزها حاکمیت دارد، بینظمی و ناهماهنگیست. دولت قیمت هر کیلو سیبزمینی را ۲۹هزار و ۵۰۰ تومان اعلام کرده و قرار است با واردات سیبزمینی مشکل حل شود هرچند معلوم نیست واردات با دلار ۹۰ و چند هزار تومانی چطور قرار است بازار سیبزمینی را به آرامش برگرداند اما در مغازهها و سطح شهر، گاهی سیبزمینی به دو برابر این قیمت به فروش میرسد. نرخهای رسمی، فقط روی کاغذ معنا دارند و جالب اینجاست که دولت در محاسبات رسمی ازجمله محاسبات سبد معیشت در شورای عالی کار به همین نرخهای غیرواقعی اکتفا میکند و کاری به کف بازار و واقعیات ندارد.
در فرودین امسال، قیمت هر کیلو سیبزمینی در بازار حدود ۲۰هزار تومان بود و بعد از گذشت ۱۱ ماه به حدود ۶۰هزار تومان رسید یعنی در عرض چند ماه تورم ۳۰۰درصدی فقط روی همین یک قلم کالا، اعمال شده است. سیبزمینی و پیاز، سادهترین اقلام سبد خوراکی هستند. کالاهای گرانتر سفرهها ازجمله برنج هم یک تورم ۱۰۰درصدی یا بیشتر را تجربه کردهاند.
توسعه ایرانی
دولت و مجلس،
گریهکن زندگی مردم شدهاند
زندگی کاملاً قسطی شده و فرودستان و مزدبگیران، قسطی سفر میروند، قسطی وسیله خانه میخرند، قسطی لباس میپوشند و حالا قسطی اقلام خوراکی میخرند.
«فرامرز توفیقی» فعال کارگری در این رابطه میگوید: متاسفانه دولت و مجلس به جای مسئولیتپذیری، در مقام واعظ و نالهکن ظاهر میشوند. کارگران سیبزمینی و پیاز به سختی میخرند ولی دولت از ناترازی و کمکاریهای گذشته ناله میکند. مشکلات را همه میدانند و شکی نیست که اشتباهات و بیمسئولیتیها که کماکان ادامه دارد انواع ناترازیها را به وجود آورده که جدیترین آن، ناترازی دستمزد و سبد هزینههای زندگیست. حالا راهکارشان چیست؟ اصلاً میدانند چه میکنند و آیا راهکاری دارند؟ کشور با فروش سکه و طلا و دلار به مردم تا کی اداره میشود؟!
گرانی بیسابقه میوه و صیفیجات در شرایطی که دستمزد ثابت مانده، منجر به کاهش سنگین تقاضا برای خرید شده و در نتیجه، فروشندگان آنلاین به عرضه قسطی سادهترین کالاهای خوراکی روی آوردهاند
به گفته وی، فروش قسطی سیبزمینی و پیاز، تبعات مشکلات ساختاری ازجمله ناترازیهای درماننشده و ناتوانیها در اداره امور است که حالا کار به جایی رسیده که مردم سیبزمینی و تخممرغ برایشان گران است و برای خریدش تب میکنند.
توفیقی ادامه میدهد: کالاهای مصرفی مردم از لباس و گوشت گرفته تا سیبزمینی و هویج، قسطی و دانهای به فروش میرسد اما پشتپرده، بیماریهای متابولیکی، سوءتغذیه و تلاشی خانوادهها در جریان است. زندگی کردن به این شیوه دیگر امکانپذیر نیست و این سیر سقوط یکجا باید متوقف شود.
مردم از خرید خانه و خودروی قسطی به تامین قسطی سادهترین نیازمندیهای زندگی روی آوردهاند. لباس قسطی، لوازمالتحریز قسطی، درمان با قسط و قوله و پدیدهای جدید به نام سیبزمینی و پیاز قسطی، واقعیت غمانگیزی است. این دگرگونی عمیق سبک زندگی مردم باید زنگهای خطر را به صدا دربیاورد.