سیاست خارجی وخطر انزوای استراتژیک ایران
وی افزود: در نظام سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بهجای آنکه فرآیند سیاستگذاری بر محور استنباط واقعیتها و راهبردهای کلان (policy-oriented) استوار باشد، نوعی رویکرد دیپلماسیمحور (diplomacy-oriented) غلبه یافته است. بدین معنا که بهجای تمرکز بر مسائل واقعی و مبتلابه (pressing issues) که نیازمند تحلیل عمیق و ارائه راهحلهای اجراییاند، تاکید بر مواضع ثابت سیاسی و راه حلهای روتین جایگزین شده و در نتیجه، مسائل عینی مهم و جاری به حاشیه رانده میشوند. صالحی در ادامه تاکید کرد: این رویکرد، سیاست خارجی را از پویایی و انطباق لازم برای مواجهه با چالشهای ژئوپلیتیکی محروم میسازد و در نهایت، خطر انزوای استراتژیک را در پی دارد. وزیر اسبق امور خارجه ایران ادامه داد: از سوی دیگر، وزارت امور خارجه در ساختار تصمیمسازی جمهوری اسلامی، باید بخش مهمی از فرآیند سیاستسازی (policy-making) را بر عهده داشته باشد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «وزارت خارجه نیمی از دولت است»؛ عبارتی که نشانگر نقش محوری این نهاد در جهتدهی کلان سیاست خارجی کشور است. وی توصیه کرد: بر این اساس، وزارت خارجه نباید صرفاً بهعنوان یک عضو مشورتی در شوراهای عالی تصمیمگیر، از جمله شورای عالی امنیت ملی، تلقی شود؛ بلکه باید نقش هدایتگر و هماهنگ کننده سیاست خارجی را ایفا نماید. این جایگاه مستلزم آن است که وزارت خارجه از سطح ارائه مشورت فراتر رود و به هسته اصلی سیاستگذاری تبدیل شود. صالحی اظهار کرد: همانگونه که نهادهای نظامی در حوزه دفاعی نقش محوری در تعریف تهدیدها و هدایت تصمیمگیریها دارند، وزارت خارجه نیز باید در حوزه سیاست خارجی، وزن تخصصی و اثرگذاری راهبردی بیشتری نسبت به سایر دستگاهها داشته باشد. این رویکرد با اصول مدیریت استراتژیک و تخصصگرایی نهادی سازگار است، چراکه تصمیمگیری موثر مستلزم تکیه بر دانش تخصصی (expertise) در هر حوزه است.