جامعه ایران خواهان زندگی است
ساعت 24 -رسانههای فارسیزبان ایرانستیز کوشیدند با گزینش جملهها، حذف زمینه تحلیل و تحمیل برداشتهای دلخواه، نتایج یک گزارش را سندی درباره ناامیدی، گسست اجتماعی یا فروپاشی جامعه ایران معرفی کنند. این بازنمایی نه با روش گزارش سازگار بود و نه با نتیجه اصلی آن.
این رسانهها معمولا هر داده انتقادی درباره ایران را نشانه فروپاشی معرفی میکنند و هر نشانهای از امید، همبستگی، میهندوستی و تابآوری را نادیده میگیرند. مساله آنان فهم علمی جامعه ایران نیست؛ ساختن تصویری از ایران است که با نیازهای سیاسی و تبلیغاتی حامیانشان سازگار باشد. تصویری که از مجموعه دادهها، مطالعات و مشاهدات به دست آمده بود، جامعه ایران را جامعهای پویا، بهبودخواه، صلحطلب اما تسلیمناپذیر، امیدوار، ثباتخواه، ایراندوست و مخالف سلطه خارجی نشان میداد. ایرانیان ممکن است نسبت به عملکردها، نهادها و سیاستها انتقاد داشته باشند، اما همواره نسبت به بیگانهطلبان فاصله داشته و با هیچ دشمنی که ایران را تهدید کند همراهی ندارد.
جامعه ایران در بزنگاههای تاریخی و بهویژه در جریان دفاع میهنی چهل روزه نشان داد که میان مطالبه اصلاح در داخل و دفاع از کشور در برابر تجاوز خارجی تمایز قائل است. ایرانیان میتوانند همزمان منتقد، اصلاحخواه و عمیقا میهندوست باشند. این همان واقعیتی است که رسانههای ایرانستیز یا قادر به درک آن نیستند یا عامدانه از بازتاب آن خودداری میکنند. به روایتی ما توانستیم در کنار هم وحدت زیر سایه پرچم را تجربه کنیم و این مهمترین یافته ماست که از دل دفاع ملی- میهنی به دست آمده است.
گزارش نه جامعهای بیمساله و یکدست ترسیم میکرد و نه خشمها، نگرانیها و مطالبات انباشته را انکار میکرد. سخنگفتن از خشم اجتماعی به معنای اعلام زوال یا فروپاشی جامعه نیست. خشم میتواند نشانه حساسیت اخلاقی، اعتراض به نارساییها، مطالبه شنیدهشدن، میل به اصلاح و زندهبودن جامعه باشد. جامعهای که نسبت به سرنوشت خود کاملا بیتفاوت شده باشد، حتی خشمگین نیز نمیشود. ازاینرو، تحلیل خشمها و نگرانیها نه القای ناامیدی، بلکه تلاشی برای شناخت ظرفیتهای اصلاح، مشارکت و بازسازی کشور است. نتیجه اصلی این مطالعه آن بود که جامعه ایران، با وجود همه فشارها، رنجها و نارضایتیها، همچنان از ظرفیت بالای همبستگی، بازسازی، بهبودخواهی و حرکت به سوی آینده برخوردار است. این تحلیل پیش از آنکه مایه ناامیدی القایی باشد، حامل امید و دعوت به تصمیمگیری واقعگرایانهتر بود. انتشار مغرضانه و تحریف ایرانستیزانه آن گزارش، این نتیجه را تغییر نمیدهد. آنچه تغییر میکند، میزان اعتماد عمومی به رسانههایی است که بار دیگر نشان دادند نه به اصول علم پایبندند، نه به اخلاق حرفهای و نه به منافع مردم ایران.
فرصتی برای گفتوگو درباره سنجش اجتماعی
من معتقدم هر فرصتی برای گفتوگویی جدی درباره جایگاه نظرسنجی و پژوهش اجتماعی در ایران باید جدی گرفته شود. ما به مراکز افکارسنجی حرفهای، معتبر و پاسخگو، انتشار روشن روششناسی، رعایت حقوق مالکیت دادهها، امکان نقد علمی یافتهها و سازوکاری برای انتقال منظم نتایج پژوهشها به مدیران کشور نیاز داریم.
سیاستگذار نباید با «سوگیری تاییدی »، تنها گزارشهایی را بپسندد که باورهای پیشین او را تایید میکنند. ارزش پژوهش اجتماعی دقیقا در آنجاست که گاه ما را با واقعیتهایی متفاوت از تصوراتمان روبهرو میسازد. مدیر مسوول کسی است که نه از واقعیتهای تلخ میگریزد و نه اجازه میدهد دشمنان ایران از همان واقعیتها برای القای فروپاشی و ناامیدی سوءاستفاده کنند. داده و پژوهش اجتماعی نه ابزار تبلیغات است، نه سلاح منازعه سیاسی و نه مجوزی برای تحقیر یک ملت. داده، امکانی برای فهم بهتر جامعه است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به دیدن جامعه بهجای انکار آن، شنیدن صداهای متکثر و تبدیل شناخت اجتماعی به تصمیمهای امیدآفرین، اعتمادساز و انسجامبخش نیاز دارد. جامعه ایران، با همه رنجها، نگرانیها و مطالباتش، جامعهای زنده، مقاوم، تسلیمناپذیر، بهبودخواه، میهندوست و خواهان زندگی بهتر است. علی ربیعی – اعتماد
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.