کد خبر 664619
۱۴۰۵/۰۵/۰۷ ۱۰:۴۸

هوش مصنوعی؛ خرج تریلیونی، بازده نامعلوم

ساعت 24 - بازده تریلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی همچنان به‌شدت نامطمئن است
درآمد هوش مصنوعی

هنوز چیزی ندیده‌اید. بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری آمریکا، از جمله آمازون، گوگل و مایکروسافت، سال گذشته ۴۵۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت‌ها هزینه کردند؛ بخش بزرگی از این پول نیز صرف تأمین توان مورد نیاز هوش مصنوعی شد.

اما این فقط پیش‌غذا بود. آن‌ها امسال برای غذای اصلی، ۹۰۰ میلیارد دلار صرف خرید تراشه، ساخت مراکز داده، تأمین برق و دیگر زیرساخت‌ها خواهند کرد و در سال ۲۰۲۷ نیز دسری ۱.۴ تریلیون دلاری در راه است. این شرکت‌ها برای تأمین هزینه چنین ضیافتی، تنها در سال جاری بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار وام گرفته‌اند.

رونق مخارج سرمایه‌ای در حوزه هوش مصنوعی به‌سرعت در حال تبدیل شدن به بزرگ‌ترین موج سرمایه‌گذاری در تاریخ است.

اگر دستیابی به «ابرهوش» واقعاً ممکن باشد، ساخت زیرساخت‌های پردازشی به وسعت چندین زمین فوتبال می‌تواند به ارزشمندترین تصمیم تخصیص سرمایه در تاریخ تبدیل شود. با این حال، حتی چنین مخارج عظیمی ممکن است بازده ناامیدکننده‌ای برای سرمایه‌گذاران به همراه داشته باشد.

از زمانی که ارزش سهام بزرگ‌ترین شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی در ماه ژوئن به اوج رسید، قیمت سهام آن‌ها حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است. نگرانی سرمایه‌گذاران از این است که رسیدن به بازدهی مناسب، دشوارتر از آن چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد.

پس از آنکه آلفابت، شرکت مادر گوگل، در ۲۲ ژوئیه گزارش مالی سه‌ماهه دوم خود را منتشر کرد، ارزش سهام این شرکت ۷ درصد کاهش یافت. گزارش‌های مالی مایکروسافت و متا قرار است ۲۹ ژوئیه و گزارش آمازون یک روز بعد منتشر شود.

در ۲۸ ژوئیه نیز شاخص اصلی بورس کره جنوبی که شرکت‌های سامسونگ الکترونیکس و اس‌کی هاینیکس، دو تولیدکننده بزرگ تراشه، سهم زیادی در آن دارند، حدود ۱۰ درصد سقوط کرد.

یک برآورد سرانگشتی نشان می‌دهد برای آنکه هزینه‌های سرمایه‌ای هوش مصنوعی از محل درآمدهای قابل‌شناسایی این فناوری پوشش داده شود، سالانه چیزی حدود ۲.۵ تریلیون دلار درآمد لازم است؛ رقمی بیشتر از مجموع درآمد کنونی تمام شرکت‌های فناوری.

به نظر می‌رسد تنها بخش کوچکی از مصرف‌کنندگان حاضرند برای اشتراک شخصی خدمات هوش مصنوعی پول بپردازند. بنابراین درآمد اصلی باید از فروش این فناوری به شرکت‌ها و مشتریان سازمانی به دست آید.

برای نمونه، معامله‌گران می‌توانند با استفاده از کوپایلت مایکروسافت مدل‌های مالی دقیق‌تری طراحی کنند و مدارس نیز شاید از مدل‌های گوگل برای آموزش کودکان بهره ببرند. با این حال، درآمدهای چند تریلیون دلاری در حال حاضر بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.

برای آنکه درآمدهای هوش مصنوعی جهش بزرگی داشته باشد، هم باید شرکت‌های بیشتری از این فناوری استفاده کنند و هم میزان استفاده شرکت‌های فعلی عمیق‌تر شود. اقتصاددانان حالت نخست را افزایش در «دامنه استفاده» و حالت دوم را افزایش در «شدت استفاده» می‌نامند.

در زمینه گسترش دامنه استفاده، تازه‌ترین نظرسنجی دو‌هفته‌ای اداره سرشماری آمریکا نشان می‌دهد حدود ۲۰ درصد شرکت‌های این کشور در دو هفته منتهی به انجام نظرسنجی، در دست‌کم یکی از فعالیت‌های تجاری خود از هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند.

در بریتانیا نیز آمارهای رسمی حاکی از آن است که حدود یک‌سوم شرکت‌ها مدعی‌اند از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند؛ هرچند نحوه طرح پرسش در این کشور متفاوت است.

با هر معیاری، این آمار نشان‌دهنده گسترش سریع یک فناوری جدید است. به‌هرحال، تنها چهار سال پیش تقریباً هیچ‌کس از مدل‌های زبانی بزرگ استفاده نمی‌کرد.

با این حال، به نظر می‌رسد رشد این ارقام اخیراً متوقف شده است. اقتصاددانان اداره سرشماری آمریکا در ماه مه اعلام کردند که «میزان استفاده از هوش مصنوعی در بسیاری از بخش‌ها طی شش ماه گذشته نسبتاً ثابت باقی مانده است».

نظرسنجی جان هارتلی از دانشگاه تگزاس در آستین و همکارانش نیز نشان می‌دهد سهم نیروی کار استفاده‌کننده از هوش مصنوعی که در میانه سال ۲۰۲۵ به اوج ۴۶ درصد رسیده بود، اکنون به حدود ۳۳ درصد کاهش یافته است.

فرض کنیم یک‌سوم شرکت‌های کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، یعنی باشگاه کشورهای عمدتاً ثروتمند جهان، هوش مصنوعی را به کار بگیرند. در این صورت، برای ایجاد ۲.۵ تریلیون دلار درآمد، هر شرکت باید به‌طور متوسط سالانه حدود ۱۰۰ هزار دلار برای هوش مصنوعی هزینه کند. آیا چنین رقمی واقع‌بینانه است؟

شاید؛ اما در حال حاضر تعداد کمی از شرکت‌ها هوش مصنوعی را یک فناوری محوری می‌دانند و همین موضوع میزان پولی را که حاضرند برای آن بپردازند، محدود می‌کند.

بر اساس نظرسنجی بانک مرکزی اروپا، در اواخر سال ۲۰۲۵ تنها یک‌دهم شرکت‌های منطقه یورو که از هوش مصنوعی استفاده می‌کردند، گفته بودند استفاده آن‌ها از این فناوری «گسترده و عمیق» است.

بوندس‌بانک، بانک مرکزی آلمان، نیز دریافته است که حدود نیمی از شرکت‌های آلمانی استفاده‌کننده از هوش مصنوعی، این فناوری را در حداکثر ۵ درصد از ساعات کاری خود به کار می‌گیرند.

ایوان یوتسوف از بانک مرکزی انگلستان و همکارانش نیز به این نتیجه رسیده‌اند که مدیران آمریکایی به‌طور متوسط فقط ۱.۷ ساعت در هفته از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند؛ زمانی که شاید برای آماده کردن یک ارائه پاورپوینت قابل‌قبول کافی باشد، اما نه خیلی بیشتر از آن.

برای چنین کاربران تفننی و کم‌مصرفی، مدل‌های رایگان یا بسیار ارزان هوش مصنوعی معمولاً نیازهایشان را برطرف می‌کند.

داده‌های رسمی بریتانیا نشان می‌دهد نزدیک به نیمی از شرکت‌های این کشور که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، هیچ پولی بابت آن نمی‌پردازند. احتمالاً آن‌ها به نسخه رایگان یکی از مدل‌های آمریکایی یا یک مدل متن‌باز چینی بسنده کرده‌اند.

شرکت فناوری مالی «رمپ» دریافته است که تنها بخش کوچکی از شرکت‌ها برای هر کارمند، ماهانه هزاران دلار صرف هوش مصنوعی می‌کنند. با این حال، میزان هزینه ماهانه شرکت میانه برای هر کارمند در ماه ژوئن فقط ۱۰ دلار و ۶۶ سنت بوده است.

شرکت نرم‌افزاری اینتویت که فعالیت کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در آمریکا، بریتانیا و کانادا را بررسی می‌کند، نیز گزارش داده است که تنها حدود یک شرکت از هر ۱۰ شرکت برای استفاده از یک ابزار تخصصی هوش مصنوعی پول پرداخت کرده است.

میزان کل هزینه‌کرد برای هوش مصنوعی را فقط می‌توان تخمین زد، زیرا منابع آماری شفاف نیستند و شرایط نیز با سرعت زیادی تغییر می‌کند.

شرکت مشاوره‌ای اکسپوننشال ویو برآورد کرده است که درآمد هوش مصنوعی مولد در ماه ژوئن، در مقیاس سالانه، به ۱۷۵ میلیارد دلار رسیده است.

آنتون کورینک از شرکت آنتروپیک و پاتریک مک‌کلوی از بانک مرکزی کانادا نیز در مقاله‌ای تازه، مجموع درآمد «خدمات هوش مصنوعی» را تخمین زده‌اند. با استفاده از روش آن‌ها، برآورد ما این است که این درآمد در سه‌ماهه نخست امسال، در مقیاس سالانه، به ۲۲۰ میلیارد دلار رسیده بود.

داده‌های رمپ نیز نشان می‌دهد اکنون حدود ۲ تا ۳ درصد از مخارج شرکت‌ها به هوش مصنوعی اختصاص دارد؛ رقمی که معادل حدود ۱۷۰ میلیارد دلار در سال است.

تمام این محاسبات پیچیده تقریباً با یک روش بسیار ساده‌تر همخوانی دارد: جمع کردن درآمد شرکت‌هایی که بیشترین خدمات هوش مصنوعی را می‌فروشند.

درآمد آنتروپیک احتمالاً در مقیاس سالانه به ۷۵ میلیارد دلار می‌رسد. اوپن‌ای‌آی ده‌ها میلیارد دلار درآمد دارد و گوگل از طریق مدل هوش مصنوعی جمینای و همچنین مایکروسافت، احتمالاً درآمدی کمی کمتر کسب می‌کنند.

اسپیس‌ایکس نیز ممکن است امسال چند میلیارد دلار از خدمات هوش مصنوعی سازمانی درآمد داشته باشد. متا هم درآمدی هرچند محدود از هوش مصنوعی به دست می‌آورد. با جمع کردن این ارقام، به درآمدی در حدود ۱۵۰ میلیارد دلار در سال می‌رسیم.

درآمدهای هوش مصنوعی با سرعتی خیره‌کننده در حال افزایش‌اند؛ اما محاسبات فوریچای رونگ‌چارون‌کیتکول از بانک تسویه‌حساب‌های بین‌المللی نشان می‌دهد این سرعت شاید برای راضی کردن سرمایه‌گذاران کافی نباشد.

نکته اصلی این است که میزان استفاده از هوش مصنوعی که می‌توان آن را با تعداد توکن‌های مصرف‌شده سنجید، احتمالاً حتی سریع‌تر از درآمدها رشد می‌کند.

یکی از دلایل احتمالی این وضعیت آن است که افراد بیشتری بدون پرداخت پول، مدام از یک مدل رایگان به مدل رایگان دیگری می‌روند.

تحلیل رونگ‌چارون‌کیتکول نتیجه مهمی دارد: دست‌کم بخشی از موج عظیم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، صرف یک رقابت با حاصل جمع صفر می‌شود.

شرکت‌ها بخشی از توان پردازشی جدید خود را نه برای گسترش بازار مشتریان پولی، بلکه برای ربودن مشتریان رقبا به کار می‌گیرند. بر اساس این پژوهش، شاید یک‌سوم این سرمایه‌گذاری‌ها یا حتی بیشتر، نتواند بازدهی رضایت‌بخشی ایجاد کند.

با این همه، اگر دو شرط محقق شود، ممکن است درآمدهای هوش مصنوعی به‌زودی با سرعت بیشتری افزایش یابد.

شرط نخست این است که هوش مصنوعی بهره‌وری را به میزان محسوسی بالا ببرد. در حال حاضر شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن فعالیت شرکت‌هاست.

تعداد کمی از کسب‌وکارها توانسته‌اند با جایگزین کردن نیروی انسانی با ربات‌ها هزینه‌های خود را کاهش دهند. بر اساس پژوهش یوتسوف، از هر ۱۰ مدیر، ۹ نفر گفته‌اند هوش مصنوعی طی سه سال گذشته هیچ تأثیری بر بهره‌وری شرکتشان نداشته است.

اما اگر این وضعیت تغییر کند، شرکت‌های بیشتری دلیلی برای اختصاص منابع گسترده‌تر به این فناوری خواهند داشت. آن‌ها همچنین افزایش قیمت خدمات هوش مصنوعی را راحت‌تر می‌پذیرند و همین موضوع می‌تواند درآمد شرکت‌های ارائه‌دهنده این فناوری را بیشتر کند.

شرط دوم این است که هوش مصنوعی به افزایش «سرمایه نامشهود» شرکت‌ها منجر شود.

شرکت‌ها برای بهره‌برداری کامل از هوش مصنوعی نمی‌توانند فقط هزینه اشتراک یک چت‌بات را بپردازند. آن‌ها باید فرایندهای کاری خود را از بالا تا پایین بازطراحی کنند؛ از نحوه سازمان‌دهی کارکنان گرفته تا شیوه استفاده از داده‌ها.

شواهد تاریخی نشان می‌دهد شرکت‌ها به ازای هر یک دلار سرمایه‌گذاری در سخت‌افزارهای رایانه‌ای، بین ۵ تا ۱۰ دلار نیز در دارایی‌ها و زیرساخت‌های نامشهود سرمایه‌گذاری کرده‌اند. بر این اساس، اگر قرار باشد هوش مصنوعی به ظرفیت واقعی خود برسد، شرکت‌ها باید سالانه تریلیون‌ها دلار در چنین بخش‌هایی هزینه کنند.

با این حال، تاکنون نشانه چندانی از شکل‌گیری موج سرمایه‌گذاری در دارایی‌های نامشهود دیده نمی‌شود.

درآمد شرکت‌هایی مانند پالانتیر که در زمینه سازمان‌دهی و تحلیل داده فعالیت می‌کنند، به چند میلیارد دلار می‌رسد، نه صدها میلیارد دلار.

نرخ ترک شغل در میان کارکنان آمریکایی نیز به پایین‌ترین سطوح تاریخی نزدیک شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد بازسازمان‌دهی گسترده‌ای در بازار کار در حال رخ دادن نیست.

داده‌های تازه همچنین نشان می‌دهد سهم سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در «سرمایه سازمانی» از تولید ناخالص داخلی در حال کاهش است. سرمایه سازمانی در واقع شامل تلاش‌هایی برای بهبود روال‌های کاری، فرایندها، فرهنگ سازمانی، روابط با تأمین‌کنندگان و جریان داده‌هاست.

زمانی که هوش مصنوعی واقعاً اقتصاد را در دست بگیرد، اثر آن را به‌وضوح احساس خواهیم کرد.

منبع: اکونومیست

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

پیشنهاد

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک