کریمه؛ غنیمت روسیه در تله اوکراین
شبهجزیره کریمه، یکی از مهمترین دژهای نظامی روسیه، اکنون با نوعی محاصره تدریجی روبهرو شده است که میتواند ادامه حضور نیروهای روسی را در این منطقه از نظر نظامی غیرقابلدوام کند. پس از چهار سال فرسایش تدریجی سامانههای پدافند هوایی مستقر در شبهجزیره، نیروهای مسلح اوکراین تقریباً هر روز با پهپاد و موشک به کریمه حمله میکنند تا کرملین را در موقعیتی قرار دهند که هر تصمیمی برایش هزینهزا باشد.
حملات پیدرپی اوکراین به انبارهای سوخت، پایگاههای هوایی و تأسیسات دریایی کریمه، شبکه تدارکاتی روسیه در جنوب اوکراین را بهشدت مختل کرده و توان نظامی مسکو در شبهجزیره را بهتدریج به مرحلهای رسانده است که حفظ آن دشوارتر میشود.
اگر روسیه اولویتهای خود را بهطور اساسی تغییر ندهد و بهجای ادامه حملات کمدستاورد، بر تثبیت مواضع دفاعی تمرکز نکند، کریمه همچنان در معرض حملات روزانه اوکراین خواهد بود. در چنین شرایطی، وضعیت این شبهجزیره برای حکومت ولادیمیر پوتین نهتنها شکننده، بلکه احتمالاً حیاتی خواهد شد.
محاصره تدریجی کریمه از سوی اوکراین
در تابستان ۲۰۲۲ و چند ماه پس از آغاز حمله گسترده روسیه به اوکراین، ارتش اوکراین نخستین حملات موشکی مهم خود را علیه اهداف نظامی در کریمه انجام داد. این حملات دستاوردی قابلتوجه در شبهجزیرهای بود که کرملین آن را به یک دژ نظامی مستحکم تبدیل کرده بود.
با این حال، اوکراین در موقعیت نامساعدی قرار داشت. روسیه کریمه را با شمار زیادی از سامانههای پدافند هوایی، از جمله اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰، و همچنین تجهیزات و زیرساختهای تدارکاتی گوناگون تقویت کرده بود.
اوکراین نیز تنها تعداد محدودی موشک تاکتیکی ارتش آمریکا، موسوم به اتکمز، در اختیار داشت و شمار موشکهای «استورم شدو» و «اسکالپ» آن نیز به میزان کمکهای بریتانیا و فرانسه محدود میشد. بنابراین کییف ناچار بود راهبرد خود را تغییر دهد و این تغییر با گسترش صنعت دفاعی داخلی اوکراین امکانپذیر شد.
اوکراین طی چند سال گذشته بخش دفاعی خود را با سرعت زیادی توسعه داده است. اکنون نیروهای مسلح این کشور میتوانند سالانه هفت تا هشت میلیون سامانه بدون سرنشین، از شناورهای زیرسطحی و دریایی گرفته تا پهپادهای دید اولشخص، تولید یا به میدان نبرد وارد کنند.
کییف همچنین تولید داخلی موشکهای بالستیک خود، از جمله خانواده موشکهای «ساپسان» و «افپی فلامینگو» را آغاز کرده است.
پیش از آغاز مرحله محاصره، ارتش اوکراین بارها فرودگاهها، سامانههای پدافند هوایی، مسیرهای تدارکاتی و ناوگان دریای سیاه روسیه را هدف قرار داد. این حملات حضور دریایی روسیه در کریمه را بهتدریج غیرقابلادامه کرد.
کرملین نیز در اواخر تابستان ۲۰۲۴ بخش عمده ناوگان دریای سیاه خود را از کریمه به منطقهای امنتر در اطراف بندر نووروسیسک منتقل کرد.
پس از تضعیف پدافند شبهجزیره، یگانهای پهپادی اوکراین در اواخر بهار ۲۰۲۴ کارزار حملات میانبرد خود را آغاز کردند. هدف این عملیات، قرار دادن کریمه در وضعیت محاصره، منزوی کردن نیروهای روسی در جنوب و دشوار یا حتی ناممکن کردن ارسال تدارکات به آنها بود؛ روندی که میتوانست به فروپاشی شبکه لجستیکی روسیه منجر شود.
این حملات، استفاده روسیه از مسیرهای مهم تدارکاتی مانند جاده آر-۲۸۰ را دشوار کرده است. پل کانال شمال کریمه، پل چونگار و چند مسیر ارتباطی دیگر نیز بر اثر حملات مکرر بارها از دسترس خارج شدهاند.
حمله به انبارهای سوخت نیز به توقف یا اختلال در توزیع فرآوردههای نفتی در کریمه انجامیده و مسکو را وادار کرده است برای تأمین نیازهای شبهجزیرهای که روزبهروز منزویتر میشود، تلاشهای گستردهتری انجام دهد.
کریمه در قلب ملیگرایی ارضی روسیه
اشغال و الحاق دائمی کریمه برای روسیه با ملیگرایی و بازپسگرایی ارضی این کشور پیوندی عمیق دارد.
امپراتوری روسیه در سال ۱۷۸۳ کریمه را از خانات کریمه، یکی از متحدان مهم امپراتوری عثمانی، تصرف و به خاک خود ضمیمه کرد.
کاترین کبیر چند شهر مهم شبهجزیره، از جمله سواستوپل و سیمفروپل را بنیان گذاشت. این شهرها بعدها به مراکز اصلی قدرتنمایی نظامی روسیه تبدیل شدند. مقر ناوگان دریای سیاه، یکی از ارزشمندترین ناوگانهای روسیه، نیز برای چند قرن در کریمه قرار داشت و نقش مهمی در گسترش قدرت دریایی این کشور ایفا میکرد.
تصرف کریمه در واقع نخستین پایگاه جدی روسیه برای نفوذ به اروپا بود. دسترسی گستردهتر به دریای سیاه به نیروی دریایی روسیه اجازه داد وارد دریای مدیترانه شود و از متحدان مسکو در منطقه بالکان پشتیبانی تدارکاتی کند.
حتی پس از فروپاشی امپراتوری روسیه، اتحاد جماهیر شوروی جایگاه خود را در کریمه حفظ کرد. حکومت شوروی تاتارهای کریمه، یونانیها، ارمنیها و دیگر گروههای ساکن این منطقه را تبعید کرد و در مقابل، جمعیت بیشتری از روسها و اوکراینیها را در شبهجزیره اسکان داد. کرملین بعدها اداره کریمه را به جمهوری شوروی اوکراین واگذار کرد.
با وجود انتقال کریمه به اوکراین در دوره اتحاد جماهیر شوروی، مردم این شبهجزیره در همهپرسی فروپاشی شوروی به استقلال اوکراین رأی دادند. با این حال، روسیه بر اساس یک قرارداد اجاره، پایگاه دریایی سواستوپل را برای استقرار ناوگان دریای سیاه در اختیار خود نگه داشت.
این قرارداد پس از تصرف کریمه در سال ۲۰۱۴ عملاً بیاعتبار شد؛ رخدادی که مسیر تحولات منطقه را تا امروز تغییر داده است.
در بحبوحه اعتراضات میدان در اوکراین، ولادیمیر پوتین نگران بود که کییف روابط مستقلی با کشورهای غربی برقرار کند. او در سال ۲۰۱۴ دستور حمله و تصرف کریمه را صادر کرد.
نیروهای روسی بدون نشان نظامی که بعدها به «مردان سبز کوچک» مشهور شدند، سراسر شبهجزیره و باقیمانده نیروی دریایی اوکراین را تصرف کردند و جایگاه ناوگان دریای سیاه روسیه در کریمه را تثبیت کردند.
الحاق کریمه به روسیه به شعاری محوری در ملیگرایی امپراتوریگرایانه مسکو تبدیل شد. پوتین نیز شخصاً خود را با پتر کبیر مقایسه کرده است.
واکنش محدود جامعه جهانی به این الحاق که هیچگاه به رسمیت شناخته نشد، باعث شد کریمه در سال ۲۰۲۲ به یکی از مهمترین پایگاههای آغاز حمله گسترده روسیه به اوکراین تبدیل شود. این شبهجزیره اکنون نیز یکی از اصلیترین مراکز تدارکاتی جنگ است.
تله لجستیکی اوکراین برای روسیه
یکی دیگر از اهداف اصلی راهبرد حملات میانبرد کییف احتمالاً این است که مسکو را وادار کند حجم بیشتری از تجهیزات و تدارکات را وارد مناطقی کند که امکان از کار انداختن یا نابودی آنها وجود دارد.
طی چند ماه گذشته، مسیرهای اصلی در مناطق اشغالی جنوب اوکراین مملو از بقایای کاروانهای تدارکاتی منهدمشده بوده است. در دریای سیاه و دریای آزوف نیز نفتکشها و کشتیها بارها هدف اپراتورهای سامانههای بدون سرنشین اوکراین قرار گرفتهاند.
جاده آر-۲۸۰ در جنوب اوکراین اکنون با الهام از صحنههای پایان جنگ خلیج فارس، «بزرگراه مرگ» جدید نامیده میشود.
این جاده مهمترین مسیر تدارکاتی روسیه در جنوب است و قرار است مرکز فرماندهی روستوف-نا-دونو را از طریق شهرهای اشغالی ماریوپل، ملیتوپل و بردیانسک به کریمه متصل کند.
به گفته یگانهای پهپادی اوکراین و منابع اطلاعاتی متنباز، ماهانه هزاران وسیله نقلیه روسی در مسیر آر-۲۸۰ منهدم میشوند؛ از جمله تانکرهای سوخت، خودروهای سنگین ترابری و وسایل نقلیه زرهی ارتش روسیه.
جایگزین کردن تجهیزات با این سرعت برای روسیه بسیار دشوار خواهد بود؛ بهویژه در شرایطی که اقتصاد جنگی این کشور زیر فشار جنگ طولانی و بحران سوخت قرار گرفته است.
در دریای آزوف نیز بیش از ۱۰۰ کشتی حملونقل، تدارکاتی و سوخترسان از کار افتاده یا غرق شدهاند. این دریا تنها چند کیلومتر با کریمه فاصله دارد.
بسیاری از این شناورها میتوانستند برای تأمین نیازهای نیروهای روسی تحت فشار در کریمه مورد استفاده قرار گیرند. انهدام آنها بحران لجستیکیای را تشدید کرده که کرملین ظاهراً قادر به مهار آن نیست.
پوتین میان دو انتخاب دشوار گرفتار شده است
کارزار حملات میانبرد اوکراین و اختلال گسترده در شبکه تدارکاتی، کرملین را در شکنندهترین موقعیت خود از زمان آغاز حمله همهجانبه به اوکراین قرار داده است.
کمبود سوخت ناشی از حملات مداوم ارتش اوکراین به زیرساختهای انرژی، روسیه را وادار کرده صادرات گازوئیل را برای مدتی نامعلوم متوقف کند و بیش از گذشته به واردات فرآوردههای نفتی از هند، ژاپن و کره جنوبی روی بیاورد.
اقتصاد جنگی روسیه که در ابتدا توانسته بود بخشی از آثار تحریمها را مهار کند، اکنون نشانههایی از فرسودگی نشان میدهد. حملات اوکراین نیز فشارهای اقتصادی و اجتماعی را تشدید کرده است.
برای نمونه، شهر اورنبورگ روسیه بهدلیل وخامت شرایط اقتصادی قادر به پرداخت دستمزد کارگران کره شمالی نیست و ناچار شده است بیش از گذشته از نیروی کار کشورهای آفریقایی استفاده کند.
ولادیمیر پوتین طی چند ماه آینده ناچار خواهد بود درباره وضعیت کریمه تصمیمهای پیچیدهای بگیرد.
روسیه برای مقابله با حملات اوکراین باید تجهیزات تدارکاتی و دفاعی به ارزش میلیاردها دلار، از جمله سامانههای پدافند هوایی و تجهیزات اخلال الکترونیکی، به کریمه منتقل کند.
اما کشتیها در دریای آزوف مرتب هدف قرار میگیرند و کاروانهای نظامی نیز در مسیر آر-۲۸۰ منهدم میشوند. بنابراین انتقال این تجهیزات برای ارتش روسیه بسیار دشوار، پرهزینه و خطرناک خواهد بود.
ممکن است پوتین ناچار شود از پل کرچ بهعنوان مسیر اصلی تدارکاتی استفاده کند؛ اقدامی که این پل را بار دیگر به یکی از مهمترین اهداف نظامی اوکراین تبدیل خواهد کرد.
پل کرچ در سال ۲۰۲۲ بر اثر انفجار یک کامیون بمبگذاریشده تا حدی فروریخت. اکنون که اوکراین هر ماه صدها موشک بالستیک تولید میکند، ارتش این کشور میتواند قطارهای حامل سوخت را هنگام عبور از این پل هدف قرار دهد.
اگر کارزار اوکراین کریمه را به منطقهای تبدیل کند که دیگر قابلحفظ نباشد و نیروهای روسی مجبور به خروج از شبهجزیره شوند، موقعیت سیاسی پوتین به ضعیفترین سطح خود خواهد رسید.
کریمه نماد بزرگ جاهطلبی ارضی روسیه و قدرت دریایی این کشور است. حملات روسیه به اوکراین در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ نیز از همین شبهجزیره آغاز شدند. بدون کریمه، کرملین در آسیبپذیرترین موقعیت خود از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی قرار خواهد گرفت.
محاصره کریمه فقط اهمیت روانی ندارد، بلکه از نظر راهبردی نیز تعیینکننده است.
اگر روسیه مجبور شود شبهجزیره را ترک کند، اوکراین یکی از مهمترین مراکز تدارکاتی ارتش روسیه را از صفحه جنگ حذف خواهد کرد و اعتبار کرملین را بیش از پیش زیر سؤال خواهد برد.
همچنین اگر ارتش اوکراین از طریق فروپاشی شبکه تدارکاتی، حفظ کریمه را برای روسیه ناممکن کند، ادامه حضور نظامی مسکو در دیگر مناطق اشغالی جنوب، از جمله خرسون و زاپوریژیا، نیز بسیار دشوار خواهد شد.