بحران بزرگتر از نرخ بیکاری
بههمیندلیل، درک بازار کار فقط با نگاه کردن به نرخ بیکاری ممکن نیست و باید آن را در کنار نرخ مشارکت و نسبت اشتغال قرار داد.
کسب و کارت به این نرم افزار احتیاج داره(سیستم مدیریت کسب و کار)
تبلیغ
کسب و کارت به این نرم افزار احتیاج داره(سیستم مدیریت کسب و کار)
مشاوره رایگان
yn-ad
در بهار ۱۴۰۵ جمعیت ۱۵ساله و بیشتر کشور به حدود ۶۶میلیون و ۶۷۱هزار نفر رسیده است. از این جمعیت، تنها ۲۷میلیون و ۱۳۶هزار نفر شاغل بوده یا فعالانه دنبال کار میگشتهاند. در مقابل، بیش از ۳۹میلیون و ۵۳۴هزار نفر در جمعیت غیرفعال قرار داشتهاند. به زبان ساده، از هر ۱۰۰ایرانی در سن کار، تنها حدود ۴۱نفر در بازار کار حضور داشته و ۵۹نفر بیرون از آن بودهاند.
ممکن است فردی بهدلیل تحصیل، خانهداری، بازنشستگی، بیماری یا انتخاب شخصی وارد بازار کار نشود بنابراین نمیتوان تمام جمعیت غیرفعال را افراد ناامید از اشتغال دانست. بااینحال، وقتی تعداد شاغلان کاهش مییابد، بیکاری بالا میرود و همزمان جمعیت غیرفعال نزدیک به ۸۰۰هزارنفر بیشتر میشود، دیگر نمیتوان از کنار ماجرا ساده گذشت. بخشی از کسانی که در شرایط عادی میتوانستند متقاضی کار باشند، ممکن است بهدلیل فقدان فرصت، هزینه بالای جستوجو یا نااطمینانی اقتصادی از ورود به بازار منصرف شده باشند.
نکته مهمتر آن است که نرخ بیکاری در شرایط کاهش مشارکت نیز بالا رفته است. در بسیاری از دورهها، خروج نیروی کار از بازار باعث پایین آمدن مصنوعی نرخ بیکاری میشود زیرا افراد خارجشده دیگر در مخرج و صورت این نرخ قرار نمیگیرند. اینبار اما فشار چنان شدید بوده که حتی کاهش مشارکت نیز نتوانسته جلوی جهش نرخ بیکاری را بگیرد.
جنگ به کارخانه رسید؛ بیکاری به خانه کارگر
جنگ برای بنگاه اقتصادی فقط بهمعنای اصابت مستقیم به یک ساختمان نیست. گاهی دیوار کارخانه سالم میماند اما برق قطع میشود، ماده اولیه نمیرسد، مسیر حملونقل ناامن میشود، مشتری خرید خود را متوقف میکند یا بانک از تامین سرمایه در گردش عقب میکشد. در چنین شرایطی، خطتولید بدون آنکه زیر آوار رفته باشد، خاموش میشود.
گزارشهای منتشرشده پس از جنگ از آسیب دیدن هزاران واحد تولیدی و آغاز فرآیند شناسایی و جبران خسارت آنها حکایت دارد. خسارتها از تخریب ساختمان و ماشینآلات تا نابودی مواد اولیه، موجودی انبار و اختلال در شبکه تولید گسترده بوده است. این آمار هنوز برای محاسبه دقیق تعداد مشاغل ازدسترفته کافی نیست، اما نشان میدهد شوک جنگ تنها به چند واحد بزرگ محدود نمانده و لایههای مختلف تولید را درگیر کرده است.
در سمت دیگر، گزارشهای کارگری از تعدیل نیرو در واحدهایی خبر دادهاند که شاید مستقیما هدف قرار نگرفتهاند، اما بهدلیل کاهش فروش، اختلال در تولید یا ترس از آینده، از شمار کارکنان خود کاستهاند.
در این میان، استفاده از تعبیر «بیکاری ناشی از جنگ» نیازمند احتیاط است. مرکز آمار، علت بیکاری هر فرد را بهشکلی که بتوان سهم جنگ را جدا کرد، منتشر نکرده است.
نمیتوان گفت تمام ۴۵۰هزارشغل ازدسترفته مستقیما قربانی جنگ بودهاند. بخشی از این کاهش، محصول مشکلاتی است که پیش از آغاز درگیری نیز وجود داشت؛ ناترازی انرژی، فرسودگی ماشینآلات، کاهش سرمایهگذاری، بیثباتی نرخ ارز، مشکلات واردات مواد اولیه و افت تقاضای داخلی.
با این حال، جنگ یک عامل فرعی نیز نبوده است. شامخ فروردین نشان میدهد کل اقتصاد و صنعت به یکی از پایینترین سطوح تاریخی رسیدهاند. اتاق ایران صراحتا این افت را نتیجه همزمان جنگ، اختلالهای ناشی از آن و تداوم مشکلات ساختاری اقتصاد دانسته است.
در اردیبهشت و خرداد، شدت افت کمتر شد؛ شامخ صنعت ابتدا به ۳/۴۵ و سپس به ۲/۴۸ رسید اما همچنان زیر مرز رونق باقی ماند. این بهبود نسبی بیشتر به خروج از شوک اولیه شباهت داشت تا بازگشت رونق.