سد سفید رود در محاصره فاضلاب منجیل
هرچند فیلم، بهتنهایی سند آزمایشگاهی درباره نوع و شدت آلودگی نیست، بااینحال، اصل مسئله تازه نیست.
پس از انتشار گزارشهایی درباره سرازیرشدن فاضلاب منجیل و پساب کارخانههای فرآوری زیتون به دریاچه پشت سد، رئیس اداره حفاظت محیطزیست رودبار و کارشناسان این اداره از خروجیهای فاضلاب، شهرک صنعتی و نوار ساحلی بازدید کردند و وعده پیگیری قضایی و الزام دستگاههای مسئول به جلوگیری از ورود پساب را دادند.
از منجیل تا بشقاب برنج
اهمیت سفیدرود به یک سد یا منظره گردشگری محدود نیست. گیلان حدود ۲۳۸ هزار هکتار شالیزار دارد؛ ۱۷۲ هزار هکتار آن از شبکه آبیاری سفیدرود آب میگیرد و حدود ۷۱ درصد آب موردنیاز شالیزارهای استان از این سامانه تأمین میشود.
بنابراین هر اختلال جدی در کیفیت آب سفیدرود، بالقوه مسئله هزاران کشاورز، تولید برنج و امنیت غذایی است. نه تخلفی محلی که بتوان آن را با یک بازدید و چند وعده اداری جمع کرد.
نگرانی درباره کیفیت آب این رودخانه صرفا بر تصاویر شبکههای اجتماعی استوار نیست. پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ در نشریه علمی Science of the Total Environment منتشر شد، با بررسی ۲۸ نمونه آب و رسوب سفیدرود نشان داد میانگین غلظت فلزات سنگین از بالادست به پاییندست افزایش مییابد.
در نمونههای آب، غلظت آرسنیک، نیکل و وانادیوم بالاتر از مقادیر راهنمای سازمان جهانی بهداشت گزارش شد. این دادهها هرچند ثابت نمیکنند که برنج گیلان آلوده است یا هر آبی که از سفیدرود وارد شالیزار میشود خطر فوری دارد، اما مسیر انتقال خطر را نیز نمیتوان انکار کرد.
میترا مشوقخواه، در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: حتی با منطق امنیتی نیز رهاکردن آب کشاورزی، خاک و تولید غذا تصمیمی علیه تابآوری جامعه است. کشوری که نگران امنیت غذایی است، نمیتواند منبع تأمین آب ۱۷۲ هزار هکتار شالیزار را بدون سامانه شفاف پایش رها کند
سازمان جهانی بهداشت، کشاورزان، ساکنان مناطق مجاور و مصرفکنندگان را سه گروه اصلی در معرض مخاطرات استفاده از فاضلاب در کشاورزی معرفی میکند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز هشدار داده است که پساب شهری، بهویژه وقتی فاضلاب صنایع و کارگاهها وارد شبکه مشترک میشود، ممکن است حاوی عناصر سمی و فلزات سنگین باشد؛ موادی که برخی از آنها در خاک باقی میمانند و در استفاده طولانیمدت میتوانند برای محصول و سلامت انسان مسئلهساز شوند.
فاضلاب علاوه بر آلودگی شیمیایی، مواد آلی، نیتروژن، فسفر و عوامل بیماریزا را وارد آب میکند. افزایش مواد مغذی، رشد جلبکها و گیاهان مهاجم را تشدید و اکسیژن محلول را کاهش میدهد؛ وضعیتی که زیستگاه آبزیان، تخمریزی ماهیان و موجودات کفزی را تخریب میکند. در سوی دیگر زنجیره، آلودگی آب آبیاری میتواند کیفیت خاک، محصول، درآمد کشاورز و اعتماد مصرفکننده به تولیدات منطقه را تحتتأثیر قرار دهد. امنیت غذایی فقط مقدار برنج تولیدشده نیست؛ سالمبودن آب، خاک و محصول نیز بخشی از آن است.
میترا مشوقخواه، کارشناس کشاورزی در این باره به «توسعه ایرانی» میگوید: «حتی با منطق امنیتی نیز رهاکردن آب کشاورزی، خاک و تولید غذا تصمیمی علیه تابآوری جامعه است. کشوری که نگران امنیت غذایی است، نمیتواند منبع تأمین آب ۱۷۲ هزار هکتار شالیزار را بدون سامانه شفاف پایش رها کند».
به اعتقاد این کارشناس، پاسخ فوری، تشکیل جلسهای دیگر نیست. بلکه «نمونهبرداری مستقل و دورهای از مخزن سفیدرود و خروجیهای منجیل، انتشار عمومی نتایج با نام و مختصات ایستگاهها، سنجش آب و خاک شالیزارهای پاییندست، تعیین تکلیف حقوقی واحدهای آلاینده، افزایش واقعی ظرفیت تصفیه شیرابه سراوان و ارائه جدول زمانی قابل سنجش برای تکمیل تصفیهخانههای حوضه تالاب انزلی است».
شمال هنوز سبز است، اما سبزی آن نباید پردهای برای پوشاندن آب آلوده باشد. طبیعت گیلان سالها هزینه توسعه بیزیرساخت و مدیریت بیپاسخ را پرداخته است. حالا صورتحساب این تعلل ممکن است روی میز کشاورز، در تور ماهیگیر و در پرونده سلامت خانوادهها گذاشته شود؛ صورتحسابی که نه جنگ، نه کمبود بودجه و نه وعده تازهای آن را باطل میکند.