وزیری که معیشت را به واردات سنجاق کرد
در چنین وضعیت ویژهای مدیران کشور باید آمادگیهای لازم برای صیانت از کشور و مردم را بهدست آورند و برای اداره کشور راهبردهای کارآمد تهیه کنند. دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان از همان روزهای نخست جنگ ۱۲روزه راهبرد تامین معاش حداقلی و آمادهسازی برای تامین کالاهای اساسی را در دستور کار قرار داده است.
بدیهی است اقتصاد معیشتی و کنار گذاشتن بخشهای دیگر اقتصاد مثل توسعه سرمایهگذاری برای ساخت و توسعه زیربناها در دستور کار قرار گرفته است. این راهبرد اما بهنظر میرسد برای بخشهایی مثل زراعت و تولید محصولات کشاورزی میتواند تفاوت ماهیتی با دیگر بخشها مانند تولید صنعتی و حتی تولید دام و طیور داشته باشد.
نخستین تفاوت در بازار مصرف است. ایرانیان در شرایط جنگی حاضر در خرید کالاهایی مثل کیف و کفش، لباس، لوازمخانگی، فرش، مبل و دیگر تولیدات صنعتی صرفهجویی کرده و در شرایط پسانداز ناکافی و کاهش قدرت خرید، مصرف کالاهای اساسی را در دستور کار قرار میدهند. تولید کالاهای زراعی مثل گندم، برنج، شکر، لبنیات و دیگر کالاها بهدلیل میزان وابستگی به خارج و داشتن منابع اصلی تولید در داخل باید در این وضعیت در دستور کار دولت قرار گیرد.
شوربختانه اما وزیر جهادکشاورزی در این وضعیت داستان رسیدگی و توجه به تولید را از دستور کار خود خارج کرده و بیشتر در نقش وزیر بازرگانی و نیز در نقش واردکننده کالاهای اساسی قرار گرفته است.
برای اثبات این موضوع کافی است شمار گفتوگوهای وزیر جهادکشاورزی با این مضمون که کالاهای اساسی بهمیزان کافی وارد شده و از این نظر کمبودی نداریم در همین یکسال تازه سپریشده را با سخنان وی برای تولید محصولات زراعی مقایسه کنیم.
این نوشته نمیخواهد نقش بازرگانی خارجی وزارت جهاد کشاورزی را انکار کند اما یادآور میشود نباید همه اختیارات و وظایف این وزارتخانه تحتالشعاع بازرگانی خارجی قرار گیرد.
وزیر جهادکشاورزی باید در این روزها که کشور با آسیبهای کمبود ارزهای معتبر برای واردات دستوپنجه نرم میکند به فکر این باشد که گرهها و سدهای پیشروی تولید کالاهای اساسی را باز کند.
بهطور مثال وزارت جهادکشاورزی میتوانست و باید به این سو برود که عملکرد در هکتار تولید زراعی در مزرعههای پراکندهشده سراسر کشور را در دستورکار قرار دهد. وزارت جهادکشاورزی میتوانست و باید به این فکر باشد که سازمان آبیاری کشاورزی را از شرایط کمبازده به شرایط پربازده تبدیل کند و بهرهوری آب را افزایش دهد.
وزارت کشاورزی وظیفه دارد با تجمیع اراضی کوچک و پراکنده به اراضی زراعی یکپارچه مسیر رشد تولیدات کالاهایی مثل گندم، جو، برنج و چغندر را افزایش دهد.
وزارت جهادکشاورزی باید اصلاح الگوی کشت در سرزمین را اجرایی کند. با این همه اما شوربختانه وزارت جهادکشاورزی آنطورکه باید و شاید در مسیر افزایش تولید و روزنهگشایی برای آمادهسازی معیشت از مسیر تولید فعالیت نکرده است.
وزارت جهادکشاورزی باید واردات کالاهایاساسی را از مسیر واردات تمامعیار در حوزه فعالیتهای خود کمرنگ کرده و به این فکر باشد که محدودیتهای ارزی ممکن است ادامه یابد و در این صورت باید به تولید داخل توجه کرد. کوشش برای تامین معاش مردم کار درستی است اما نباید از مسیر واردات تمامعیار باشد زیرا ارز در ایران با تنگنا بهدست میآید.
کوشش وزیر جهاد کشاورزی باید در این مسیر باشد که نسبت قیمت تولیدات زراعی به کالاهای صنعتی در نقطه تعادل باشد تا کشاورزان تشویق شوند اراضی و آب در اختیار خود را با بهرهوری بیشتر بهکار گیرند.