ثروت آغشته به فلاکت در جنوب ایران
هرمزگان یکی از مهمترین جابهجاییهای جدول را تجربه کرده است. این استان در بهار با شاخص ۳/۱۰۳ در رتبه نهم قرار داشت، اما در تیر با شاخص ۹/۱۱۵ به رتبه پنجم رسید. تورم نقطهای ۷/۱۰۴درصدی در کنار بیکاری ۲/۱۱درصدی، هرمزگان را به جمع بحرانیترین استانها برده است. تناقض اینجاست که هرمزگان یکی از دروازههای اصلی تجارت خارجی، بندر، ترانزیت و فعالیتهای ارزی کشور است اما خانوار ساکن آن الزاما سهمی متناسب از این ظرفیت اقتصادی ندارد.
وقتی قیمت مسکن، خوراک، حملونقل و خدمات محلی بالا میرود و اشتغال ایجادشده در فعالیتهای بزرگ بهاندازه کافی بومی، پایدار و فراگیر نیست، مجاورت با تجارت و ارز به رفاه تبدیل نمیشود.
بوشهر نیز همین تناقض را با شدت دیگری نشان میدهد. شاخص فلاکت این استان از ۴/۹۶ در بهار به ۹/۱۰۹ در تیر رسیده؛ جهشی ۵/۱۳واحدی که بوشهر را از رتبه پانزدهم به رتبه نهم رسانده است. تورم نقطهای ۴/۹۸درصدی با نرخ بیکاری ۵/۱۱درصدی جمع شده است.
استانی که بخش بزرگی از نفت، گاز، پتروشیمی و انرژی کشور را در خود جای داده، اکنون در میان ۱۰استان نخست شاخص فلاکت قرار دارد. این فقط یک عدد اقتصادی نیست؛ پرسشی درباره نحوه توزیع منافع ثروت ملی است. اگر تولید انرژی به اشتغال محلی، درآمد پایدار، زیرساخت شهری و کاهش هزینه زندگی منجر نشود، ثروت از دل استان عبور میکند بیآنکه لزوما در سفره ساکنان آن باقی بماند.
خوزستان با شاخص ۱/۱۰۸ در رتبه دهم قرار گرفته است. نرخ بیکاری ۹/۱۱درصدی آن، در کنار تورم ۲/۹۶درصدی، یکی از سنگینترین ترکیبهای بازار کار و قیمت را ساخته است. خوزستان همانند بوشهر و هرمزگان، استانی ثروتمند از نظر منابع و فقیر از نظر تبدیل کامل این منابع به رفاه عمومی است.
تفاوت آن با برخی استانهای صدر جدول این است که در خوزستان سهم بیکاری در ساخت شاخص بالاتر است. اگر تورم در ماههای آینده اندکی کاهش یابد اما نرخ بیکاری در همین سطح بماند، فشار معیشتی همچنان شدید خواهد بود. شاخص فلاکت در اینجا فقط صورتحساب گرانی نیست؛ صورتحساب فرصتهای شغلی ازدسترفته نیز هست.