موضع تاجرنیا در برابر یورش به رامین، حلقه مفقوده در شیوه اداره فوتبال ایران
فوتبال فوتبال ما کمبودهای فراوانی دارد، اما شاید برجستهترینشان نبودِ یک زیرساخت فرهنگی درست و در پی آن، فقدانِ رفتار محترمانه و انسانی در فضای ورزش است؛ جایی که قرار است رقابت و حرفهایگری، حرمت آدمها را حفظ کند، ولی در عمل دیده میشود هر حرکت ناپسند و هر تصمیم ناروا، با عنوان طرفداری و تعصب توجیه میشود و رنگِ «مجاز» به خود میگیرد.
داستان رامین رضاییان برای خیلیها روشن و آشناست؛ بازیکنی که از اندازه توان فنیاش نمیشود گذشت، اما در کنار آن، مجموعهای از رفتارهای خاص را همواره با خود داشته؛ رفتارهایی که باعث شده در هیچ تیمی نتواند برای همیشه در آرامش کامل، حاشیه امنیت داشته باشد و واکنش دیگران نسبت به او—بهویژه از سوی همبازیها—همیشه با تحمل و سازگاری همراه نبوده است. رامین دو بار به خاطر همین جنس از مسائل، از پرسپولیس جدا شد؛ در سپاهان هم نماند و حالا استقلال هم برای او برگ دیگری از گذشته است. با این حال، در تمام سالهایی که در این تیمها حضور داشته، درون زمین چمن معمولاً بهترین بازیکن تیمش به شمار میآمد و به وضوح میتوان دید که «آنچه بیرون از زمین رخ میداد» برایش هزینه داشت.
پس از آنکه رقمِ مطرحشده از سوی رامین افشا شد، موجی بزرگ از هجمهها علیه او شکل گرفت. بسیاری از افراد، این موقعیت را فرصتی مناسب برای تسویهحسابهای شخصی یا جبران اختلافها دیدند؛ نه فقط با رامین، بلکه با استقلال، مدیران فعلی و حتی مربیان سابق. خودِ این بازیکن هم در برابر این اتفاق بیتفاوت نماند و واکنش نشان داد. اما در میان همه واکنشها، چیزی که واقعاً توجه را جلب میکرد، پاسخِ مرد همهکاره استقلال بود؛ یعنی علی تاجرنیا.
تاجرنیا از رامین دفاع کرد و جملهای نوشت که حسابشده و انسانی بود: ما تعصب او به پیراهن استقلال را فراموش نمیکنیم. او تأکید کرد آدمها ممکن است روزی از هم جدا شوند، اما احترام و خاطرات خوب، قابلیت ماندگاری دارند؛ حتی وقتی مسیرها تغییر میکند.
این همان «حلقه گمشده» در فوتبال ماست؛ چیزی که کم داریم. فرهنگی که باید در مدیریت و نیز در نحوه برخورد با انسانها و اتفاقها در فوتبال حرفهای جاری باشد. همین سبک رفتار، باعث شد در کارنامه مدیریت تاجرنیا—هرچند کوتاه—یک نمره روشن ثبت شود. امیدواریم این نگاه به دیگر مدیران هم سرایت کند؛ و خود تاجرنیا نیز همان روش را در قبال دیگران و سایر رخدادها ادامه دهد، نه فقط در لحظههایی که سر و صدا زیاد است.
برخلاف برداشت برخی مدیرانی که از بیرون به فوتبال نگاه میکنند، جامها، ثروت و شهرتی که از صندلی مدیریت فوتبالی به دست میآید، قرار نیست در تاریخ بهعنوان یادگار اصلی باقی بماند. چیزی که نام افراد را تا ابد زنده نگه میدارد، خلقوخوی انسانی آنهاست؛ همان رفتارهای بزرگمنشانه و محترمانهای که در ذهن جامعه ورزش حک میشود.