مادر شدن در سالهای بالاتر؛ از سنگینی داوریهای اجتماعی تا نیاز به آمادگی روانی
دنیا نهضت در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر اینکه تصمیم به فرزندآوری در سالهای بالاتر زندگی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل گوناگون شکل میگیرد، گفت: انتخاب برای بچهدار شدن، تصمیمی تکبعدی نیست و در آن متغیرهای مختلفی نقش دارند. بالا رفتن سطح تحصیلات زنان، اشتغال، دغدغههای اقتصادی، دشواری در پیدا کردن شریک زندگی مناسب، ناباروری و در سوی دیگر پیشرفت روشهای کمکباروری، همگی موجب شدهاند که سن نخستین بارداری در بسیاری از کشورها افزایش پیدا کند. امروز بیش از گذشته، شمار زیادی از زنان ترجیح میدهند زمانی مادر شوند که احساس کنند از نظر هویتی، عاطفی، مالی و روانی به ثبات بیشتری رسیدهاند.
وی ادامه داد: بر اساس پژوهشهای انجامشده، عواملی مانند آمادگی روانی برای پذیرش نقش والدگری، کیفیت رابطه زوجین و میزان حمایت اجتماعی، از مهمترین پیشبینیکنندههای تجربه مثبت در مسیر والد شدن به شمار میروند و در بسیاری موارد حتی از سن تقویمی نیز اهمیت بیشتری دارند. البته نباید از یاد برد که افزایش سن همچنان میتواند احتمال بروز برخی خطرات پزشکی در بارداری را بالا ببرد؛ از این رو، تصمیمگیری در این زمینه بهتر است با آگاهی کامل از ابعاد جسمی، روانی و خانوادگی زوجین صورت گیرد.
فشار قضاوتهای اجتماعی بر مادران
نهضت درباره اثر نگاه و داوری دیگران بر تجربه مادرانی که در سنین بالاتر باردار میشوند، اظهار کرد: قضاوتهای اجتماعی معمولاً یکی از مهمترین منابع تنش و اضطراب برای این زنان هستند. برخی از آنان سالها بهخاطر نداشتن فرزند زیر فشار اطرافیان بودهاند و زمانی هم که در سن بالاتر باردار میشوند، با جملاتی مانند «دیگر دیر شده» یا «از پس بزرگ کردن کودک برنمیآیی» روبهرو میشوند.
به گفته این روانشناس، آنچه از خودِ قضاوتها مهمتر است، شیوه رویارویی مادر با این افکار است. آسیب اصلی زمانی شکل میگیرد که زن این حرفها را حقیقتی قطعی و غیرقابلتردید تصور کند و درگیر آنها شود. اما اگر بتواند این قضاوتها را صرفاً در حد فکرهایی ببیند که لزوماً واقعیت نیستند، انعطافپذیری روانشناختی بیشتری خواهد داشت و راحتتر میتواند بر پایه ارزشها و انتخابی که برای زندگیاش مهم است، عمل کند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، پژوهشها نشان میدهد که حمایت اجتماعی یکی از مهمترین عوامل محافظتی در برابر اضطراب و افسردگی دوران بارداری است؛ بنابراین حضور همسر، خانواده و افرادی که بدون داوری در کنار مادر باشند، میتواند این دوره را بسیار آرامتر و دلپذیرتر کند.
عوامل تعیینکننده در سلامت روان مادر
وی با تأکید بر اینکه سن بهتنهایی شاخص تعیینکنندهای برای سلامت روان نیست، تصریح کرد: سابقه اضطراب یا افسردگی در مادر، کیفیت رابطه زناشویی، میزان حمایت خانوادگی، فشارهای اقتصادی، کیفیت خواب، تجربه ناباروری و بهطور کلی ویژگیهای شخصیتی مادر، بیش از خود سن، وضعیت سلامت روان او را پیشبینی میکنند.
وی افزود: برخی مطالعات نشان میدهند زنانی که در سنین بالاتر مادر میشوند، به دلیل ثبات بیشتر در زندگی، تابآوری و رضایت بیشتری از نقش والدگری تجربه میکنند. با این حال باید توجه داشت که اگر بارداری پس از سالها درمان ناباروری یا همراه با نگرانیهای پزشکی رخ دهد، احتمال افزایش اضطراب هم وجود دارد؛ بنابراین نمیتوان به این موضوع نگاهی صفر و یکی داشت.
نهضت درباره دشواریهای مادرانی که پس از سالها درمان ناباروری صاحب فرزند میشوند، توضیح داد: تجربه این افراد پیچیدهتر است؛ این مادران معمولاً همزمان مجموعهای از احساسات مانند شادی، امید، ترس و نگرانی را تجربه میکنند. ترس دائمی از از دست دادن جنین، کمالگرایی شدید در نقش مادری، احساس مسئولیت افراطی نسبت به فرزند، نگرانی مداوم درباره سلامت کودک و حتی دلواپسی بیش از اندازه نسبت به اینکه آیا همه چیز خوب پیش میرود یا نه، از جمله دغدغههای رایج آنان است. انتظارِ بینقص بودن در نقش مادری میتواند زمینهساز فرسودگی والدگری شود.
نهضت درباره راهکارهای کاهش استرس و افزایش آمادگی روانی برای والدگری گفت: آمادگی روانی برای والد شدن، درست به اندازه آمادگی جسمی اهمیت دارد. نخست باید بدانیم که تجربه اضطراب در آستانه والد شدن کاملاً طبیعی است؛ زیرا والدگری یکی از بزرگترین دگرگونیهای زندگی هر فرد به شمار میرود. آنچه اهمیت دارد این است که والدین با بالا بردن آگاهی خود درباره بارداری، نیازهای کودک و مهارتهای فرزندپروری، خود را برای این تغییر بزرگ آماده کنند. همچنین خوب است از خود بپرسند: «من در عمق وجودم میخواهم چه نوع پدر یا مادری باشم؟» پاسخ به این پرسش میتواند مسیر والدگری هر فرد را روشنتر کند.
وی افزود: در کنار این مسئله، یادگیری مهارت تنظیم هیجان نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. تنظیم هیجان به این معنا نیست که اضطراب، ترس یا غم را تجربه نکنیم، بلکه یعنی بتوانیم با وجود این احساسات، همچنان همان پدر یا مادری باشیم که واقعاً میخواهیم. در نهایت، والدین نباید از خود انتظار کمال داشته باشند. کودکان به والدین بینقص نیاز ندارند، بلکه به پدر و مادری «به اندازه کافی خوب» نیاز دارند؛ از همین رو، آموختن شفقت به خود بهجای خودسرزنشگریِ مداوم، میتواند از فرسودگی والدگری جلوگیری کند و به والدین کمک کند با مهربانی بیشتری با خود رفتار کنند. افزون بر این، حمایت همسر، خانواده و برخورداری از یک شبکه حمایتی امن، نقش مهمی در کاهش استرس و افزایش آمادگی روانی والدین دارد.
نهضت با اشاره به اینکه احساس گناه، تردید یا نگرانی درباره آینده فرزند در این مادران شایع است، اظهار کرد: این موارد الزاماً نشانه اختلال روانشناختی نیستند. بسیاری از مادران در سن بالاتر، درباره آینده فرزند، وضعیت جسمی خود در سالهای بعد و حتی فاصله سنی با فرزندشان نگران میشوند. مسئله زمانی جدی میشود که این نگرانیها به نشخوار فکری یا رفتارهای اجتنابی تبدیل شوند و در روند عادی زندگی فرد اختلال ایجاد کنند.
نقش همسر و خانواده در سلامت روان مادر
وی با بیان اینکه همسر و خانواده در سلامت روان مادرانِ با سن بالاتر نقش مهمی ایفا میکنند، گفت: حمایت همسر یکی از قدرتمندترین و مؤثرترین عوامل محافظتکننده از سلامت روان مادر است. همسر میتواند با مشارکت در مراقبتهای بارداری، حمایت عاطفی، تقسیم مسئولیتها و معتبر دانستن احساسات مادر، استرس او را به شکل چشمگیری کاهش دهد. خانوادهای که به جای قضاوت، با پذیرش و همدلی در کنار مادر میایستد، میتواند عبور از این دوره مهم و پرمسئولیت را تا حد زیادی برای او آسانتر کند.
این روانشناس درباره اینکه آیا زن باید در سن مناسب مادر شود یا زمانی که آمادگی روانی واقعی دارد، توضیح داد: بر اساس پژوهشها، نمیتوان در سطح جهانی یکی را مطلقاً بر دیگری برتر دانست. از یک سو نمیتوان واقعیتهای زیستی ناشی از افزایش سن را نادیده گرفت و از سوی دیگر، آمادگی روانی، کیفیت رابطه زوجین و ثبات شرایط زندگی، از مؤلفههای بسیار مهم و تعیینکننده در رشد کودک هستند. بهترین زمان، زمانی است که میان آمادگی جسمی، آمادگی روانی و شرایط زندگی زوجین تعادلی برقرار باشد؛ نه صرفاً سن پایین ضامن والدگری مطلوب است و نه فقط آمادگی روانی میتواند تمام محدودیتهای زیستی و بیولوژیکی را جبران کند.
وی با اشاره به احتمال شکاف نسلی میان والدین مسنتر و فرزندان، خاطرنشان کرد: بالا بودن سن والدین بهخودیخود مسئلهساز نیست؛ آنچه اهمیت دارد میزان انعطافپذیری آنان است. اگر والدین بتوانند با تغییرات فرهنگی، فناوری و نیازهای نسل جدید همراه شوند، فاصله نسلی به حداقل میرسد. اما اگر سبک فرزندپروری آنها سختگیرانه، کنترلگر یا غیرمنعطف باشد، احتمال بروز تعارض بیشتر میشود. خانوادههای بسیاری را میبینیم که با وجود اختلاف سنی مناسب با فرزندانشان، همچنان درگیر تنشهای فراوان هستند. یافتههای پژوهشی نشان میدهد کیفیت رابطه والد و فرزند بسیار مهمتر از فاصله سنی است.
اهمیت مراجعه به روانشناس پیش از بارداری
نهضت با بیان اینکه مراجعه به روانشناس پیش از بارداری یا در دوران بارداری باید برای زنان جدی گرفته شود، گفت: در بسیاری از کشورها، سلامت روان بخشی از مراقبتهای استاندارد بارداری برای همه گروهها محسوب میشود. مشاوره پیش از بارداری میتواند به والدین کمک کند نگرانیهای خود را شناسایی کنند، تعارضهای حلنشده زوجین را بررسی کنند و سبکهای دلبستگی و طرحوارههای خود را بهتر بشناسند تا بتوانند فارغ از آسیبهایی که شاید خودشان از کودکی تجربه کردهاند، فرزندشان را تربیت کنند.
به گفته وی، بسیاری از والدین نسبت به آسیبهایی که خودشان از آن گذشتهاند بیتوجه میمانند و ناخودآگاه بر پایه همان زخمها با فرزندانشان رفتار میکنند و بدون آنکه نیتی در میان باشد، آنان را نیز قربانی رنجهایی میکنند که خود در کودکی تجربه کردهاند. والدین میتوانند با مراجعه به روانشناس، مهارتهای تنظیم هیجان را بیاموزند. توجه به این نکته مهم است که این اقدام فقط برای پیشگیری از اختلالات روانی نیست، بلکه نوعی سرمایهگذاری برای کیفیت رابطه آینده والد و کودک به شمار میرود.
نهضت در پایان صحبتهایش با تأکید بر اهمیت مراجعه به روانشناس در دوران پیش از بارداری، یادآور شد: به جای اینکه فقط از خود بپرسید «آیا دیر شده؟» بهتر است این پرسش را مطرح کنید: «آیا در کنار مراقبتهای پزشکی، برای مراقبت از سلامت روان خودم، رابطهام با همسرم و مهارتهای والدگری نیز آمادگی دارم؟» کودکان بیش از والدین کامل، به پدر و مادری نیاز دارند که بتوانند اشتباه کنند، بیاموزند، انعطاف نشان دهند و با خود و فرزندشان مهربان باشند. سن تنها یکی از عوامل والدگری است، اما کیفیت رابطه، امنیت عاطفی و سلامت روان والدین نقشی بسیار تعیینکنندهتر در رشد سالم کودک خواهند داشت.
انتهای پیام