سایت جبهه پایداری بعد از پروژه "کاری به رهبری نداریم" : پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان تقصیر پزشکیان و عراقچی است!
ساعت 24 - سایت رجانیوز که چند روز قبل اظهارات میثم نیلی عضو جبهه ایداری مبنی بر اینکه "کاری به رهبری نداریم" را منتشر کرده بود، اینک به دولت پزشکیان حمله کرده است.
به گزارش خبرآنلاین این سایت نوشت:توافق عربستان، ترکیه و پاکستان را باید در چارچوبی فهم کرد که سه بازیگر منطقهای در محیط رقابتی جنوب غرب آسیا با اتکا به توان دفاعی خودشان، درحال ساختن نوعی بازدارندگی جمعی برای خود هستند که طبیعتاً یکی از محورهای آن تقابل با ایران است.درباره این توافق انتظار چنین بود که دستگاه دیپلماسی دولت، چنین طرحی را پیشبینی میکرد و برایش پاسخ متناسب طراحی میکرد؛ اما تصویری که دیده میشود، یک دیپلماسی لاغر، تکساحتی و آمریکامحور است.
دستگاه دیپلماسی دولت پزشکیان در عمل چنان در مدار مذاکره با واشنگتن غرق شده که گویی کل سیاست خارجی کشور به همین یک پرونده خلاصه شده است. در حالی که امام شهید صراحتاً و در بدو همان شروع مسیر مذاکرات گفته بودند: «این گفتگوها، یکی از دهها کار وزارت خارجه است.» اما امروز در صحنه دیپلماسی، دولت اسیر یک مسیر فرسایشی، پرهزینه و بیثمر شده است. آنچه رهبری فرموده بود، نویدبخش یک میدانداری چندبعدی در عرصه بینالمللی بود اما آنچه در عمل و در کنشهای دولت رخ داد، تبدیل شدن مذاکره با آمریکا به نقطهی کانونی و تقریباً یگانه طراحی سیاست خارجی و عدول از دستور راهبردی رهبر شهید انقلاب بود.
در این میان پیمان دفاع متقابل میان عربستان، ترکیه و پاکستان را باید یکی از مهمترین تحولات امنیتی در پیرامون ایران دانست. اهمیت این توافق در آن است که سه بازیگر با ظرفیتهای متفاوت اما مکمل، در حال ساختن نوعی چتر بازدارندگی مشترک هستند. عربستان سعودی پولهای نفتی و پیوندهای گسترده غربی را وارد این معادله میکند. ترکیه بعنوان کشوری عضو در ناتو، تجربه عملیاتی در چند جبهه و صنایع دفاعی رو به گسترش را با خود میآورد و در نهایت پاکستان نیز با ارتش بزرگ و به مثابه یک قدرت هستهای، وزن این ترکیب را بهطور جدی افزایش میدهد. جمع شدن این سه ظرفیت، یعنی آنها به سمت نوعی امنیت شبکهای درحال حرکت هستند.
این پیمان همچنین نشان میدهد عربستان سعودی به دنبال ایجاد محورهای موازی در ارکان بازدارندگی خود در کنار آمریکا است. بعبارت دیگر عربستان همزمان با آمریکا تجارت میکند، با ترکیه و پاکستان وارد تفاهم امنیتی میشود و میکوشد پرونده یمن را از یک بحران محلی به موضوع امنیت منطقهای و بینالمللی تبدیل کند. این یعنی یک دولت منطقهای در حال استفاده از تمام امکانهای دیپلماتیک برای افزایش هزینه تهدید علیه خود هستند. همین موضوع، ضعف دستگاه دیپلماسی ایران را برجستهتر میکند.
وزارت امور خارجه ایران باید پاسخ دهد که چرا در چنین محیطی، از ابتکارات مشابه استفاده نمیکند و همه چیز را در مذاکره با آمریکا خلاصه میکند. ایران با گسترهای از ظرفیتهای منطقهای، امکان طراحی پیمانهای امنیتی، ترتیبات دفاعی، و سازوکارهای بازدارندگی را دارد. با این حال، خروجی عملی دستگاه دیپلماسی بیشتر در سطح مذاکرات بینتیجه، بیانیههای کلیشهای و حتی سفرهای استانی (!) باقی مانده است.
نمونه روشن این ضعف، توافق راهبردی ایران و روسیه است. در پیمانی که عنوان «راهبردی» دارد، انتظار طبیعی آن بود که بخشی از متن به تعهدات جدیتر امنیتی و دفاعی متقابل اختصاص پیدا کند. اما حسب تعلل و اهمالکاری رئیس جمهور و مشاورانش نسبت به این پیمان، مفادی که در متن دیده میشود، صرفاً همکاری در برابر تهدیدات مشترک و خودداری از کمک به متجاوز است. اینکه شریک راهبردی متعهد شود به دشمن کمک نکند، کمترین سطح انتظار و امری بدیهی در هر پیمانی است. باید پرسید چرا پزشکیان حتی در توافق با روسیه نیز، مرعوب گوشزدهای حلقهی غربگرایان شد و از اضافه کردن تعهدی از جنس دفاع متقابل سر باز زد؟
مخاطره توافق سهجانبه اخیر، زمانی جدیتر میشود که آن را در پیوند با یمن تحلیل کرد. درگیریهای اخیر میان انصارالله و نیروهای وابسته به عربستان، نشان میدهد یمن هنوز یکی از کانونهای اصلی تقابل امنیتی در منطقه است. عربستان میکوشد فشارهای انصارالله، چه در مرزهای جنوبی و چه در دریای سرخ را از سطح تهدیدی صرفاً برای خود خارج کند و آن را ذیل عنوان امنیت منطقهای، امنیت کشتیرانی و دفاع از شرکایش بازتعریف نماید.
مهم است که فهم شود ماحصل این پیمان صرفاً متوجه یمن نخواهد بود. تضعیف آزادی عمل انصارالله، کاهش قدرت فشار آنها در دریای سرخ و افزایش پشتوانه دفاعی عربستان، مستقیماً بر بازدارندگی منطقهای ایران اثر میگذارد. ایران در حالی با چنین تهدیدی مواجه است که رقبای منطقهای در حال ساختن پیمان دفاع متقابل هستند و وزارت خارجه تنها مأموریت خود را سراب مذاکره موفق با آمریکا تعریف میکند.
17302