«سونامی پنهان» در کشاورزی گیلان/ بحرانی که آرامآرام زیر پوست شالیزارها پیش میرود
گیلان، دیار بارانهای پیدرپی، شالیزارهای پهناور و باغهای سرسبز زیتون و فندق، سالیان طولانی در نگاه ایرانیان با طراوت، فراوانی و کشاورزی شناخته شده است؛ استانی که بخش مهمی از هویت روستایی و اقتصاد محلی آن بر محور زمین، آب و تولید محصولات کشاورزی بنا شده است. اما در پسِ این تصویر آشنا و دلانگیز، واقعیتی دیگر و نگرانکننده آرامآرام در حال شکلگیری است؛ بحرانی که برخلاف سیل، توفان یا دیگر رخدادهای ناگهانی، یکباره رخ نمینماید و بیسر و صدا، اما پیوسته، پایههای کشاورزی را دستخوش تغییر میکند.
تغییرات اقلیمی، بیثباتی و نوسان در بارشها، کاهش منابع آبی، فرسایش و افت کیفیت خاک، دگرگونی در الگوی شیوع آفات و بیماریها، افزایش هزینههای تولید، کمبود نیروی انسانی، خرد شدن و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، ضعف در نظام عرضه و رساندن محصول به بازار و رشد واسطهگری، همراه با کاهش انگیزه نسل جوان برای ماندن در این بخش، مجموعهای از دشواریها را پیشروی کشاورزی گیلان قرار دادهاند؛ چالشهایی که هر کدام جداگانه شاید تدریجی و قابل کنترل به نظر برسند، اما در کنار هم میتوانند به بحرانی عمیق و ساختاری بدل شوند.
در چنین فضایی، تعبیر «سونامی خاموش» میتواند تصویری روشن از وضعیت کنونی کشاورزی گیلان ارائه دهد؛ موجی که شاید هنوز آثار ویرانگر آن بهطور کامل در سطح جامعه دیده نشده باشد، اما آرامآرام در حال دگرگون کردن ساختار تولید، فرسایش اقتصاد کشاورزان، تهدید امنیت غذایی و تحلیل بردن سرمایههای طبیعی و انسانی استان است؛ از اینرو «بحران خاموش در کشاورزی گیلان» هشداری دقیق و تکاندهنده برای توصیف بحرانی است که کشاورزی این منطقه، بهویژه در حوزههای برنج، زیتون و فندق، با آن مواجه شده است. در این راستا با دکتر محمود هوشیارفرد، پژوهشگر و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان، به گفتوگو نشستیم تا این موضوع را دقیقتر بررسی کنیم.
دکتر محمود هوشیارفرد -عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان- در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه بیش از یک و نیم دهه است تغییراتی آرام اما بنیادین در کشاورزی گیلان در حال وقوع است، اظهار کرد: این تحولات شبیه سونامیای هستند که پیش از رسیدن، ظاهراً آرام و بیخطر به نظر میرسند، اما با نیرویی ویرانگر فرا میرسند و ساختار کشاورزی این منطقه را دگرگون میکنند.
وی افزود: اگر این روندها به نقطه بحرانی برسند، میتوانند معیشت و اقتصاد خانوادههای کشاورز و نیز امنیت غذایی منطقه را در معرض خطر قرار دهند. این بحرانها برخلاف سیل یا توفان که در لحظه وقوع، آشکار و پرصدا همهچیز را تهدید میکنند، در لایههای پنهانتر رخ میدهند.
هوشیارفرد با اشاره به بحرانهای خاموش در کشاورزی گیلان، ادامه داد: دگرگونی تدریجی اقلیم، آلودگی خاک و آب و فرسایش منابع آب زیرزمینی، از جمله بحرانهایی هستند که در حال رخ دادناند، اما صدای بلندی ندارند. دما بهآرامی بالا میرود و الگوهای بارش تغییر میکنند. کشاورز شاید هر سال تنها با اندکی دشواری بیشتر روبهرو شود، اما در مجموع، بنیان تولید در حال سست شدن و فروپاشی است.
بحران آب و تغییر الگوی بارش
وی گفت: ورود تدریجی مواد شیمیایی، شوری زمینها و افت کیفیت آبهای مورد استفاده در کشاورزی، همراه با کاهش سطح سفرههای آب زیرزمینی بر اثر برداشت بیرویه، از جمله بحرانهایی هستند که شاید بیصدا به نظر برسند اما در عمل جریان دارند. این رخدادها در ظاهر چندان به چشم نمیآیند، اما ریشههای کشاورزی را بهتدریج میفرسایند.
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان با اشاره به یکی از ستونهای اصلی این بحرانها در استان، یعنی بحران آب و تغییر الگوی بارش، اظهار کرد: گیلان که همواره بهعنوان «پربارانترین استان کشور» شناخته میشد، اکنون بر پایه دادههای جدول بارش کشور با نوسانهای جدی روبهروست و در برخی سالها بیشترین کسری بارش در سطح استانها را تجربه کرده است.
وی افزود: تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای فصلی و گاه ناگهانی و پیشبینینشده، افزایش دما یا بارشهای نامنظم، شدید و ناگهانی، نهتنها زمانبندی کشت و میزان بهرهوری را مختل کردهاند، بلکه تعادل اکوسیستم کشاورزی را نیز بر هم زدهاند.
هوشیارفرد ادامه داد: بارشهای بسیار سنگین و ناگهانی موجب آبشویی خاک و از دست رفتن مواد مغذی میشوند. شالیکار گیلانی امروز دیگر فقط با زمین، بذر و آب روبهرو نیست، بلکه ناچار است با ناپایداری و تغییر اقلیم نیز دستوپنجه نرم کند.
خرد شدن و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی
وی با اشاره به تغییر در الگوی شیوع آفات و بیماریها در گیلان، گفت: با گرمتر شدن هوا، آفات و بیماریهای تازه و نوظهور در منطقه پدیدار شدهاند یا آفات قدیمی با شدت بیشتری تکثیر و گسترش پیدا کردهاند. این مسئله اضطراب کشاورزان را افزایش میدهد و آنان را ناچار میکند از آفتکشهای بیشتری استفاده کنند؛ اقدامی که خود به تخریب بیشتر خاک منجر میشود.
هوشیارفرد، خرد شدن و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی را یکی دیگر از موجهای اصلی این «سونامی» دانست و اظهار کرد: فشارهای اقتصادی، ضعف نظارت و جذابیت ساختوساز، زمینه را برای گسترش ساختمانسازی و تبدیل بخشهایی از زمینهای کشاورزی به ویلا، بنا و کاربریهای غیرکشاورزی فراهم کرده و همزمان موجب خرد شدن اراضی شده است.
وی ادامه داد: این روند از مهمترین موجهای این «سونامی» است که با سرعتی رو به افزایش، اراضی حاصلخیز گیلان را میبلعد، بر زمینهای شالیزاری و باغها فشار وارد میکند و صرفه اقتصادی فعالیت کشاورزی را کاهش میدهد.
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان تصریح کرد: هرچند این مسیر در کوتاهمدت برای برخی افراد سودآور است، اما در بلندمدت به معنای کاهش امنیت غذایی، تضعیف اقتصاد محلی و از دست رفتن سرمایهای خواهد بود که بازگرداندن آن بسیار دشوار است. در حقیقت، زمینهای حاصلخیزی که باید پشتیبان امنیت غذایی کشور باشند، قربانی سودجویی میشوند.
دلالی و واسطهگری در بازار محصولات کشاورزی
هوشیارفرد با اشاره به اینکه در کنار همه این مسائل، ضعف در نظام بازاررسانی و نبود حمایت مؤثر از تولیدکننده نیز کشاورزی را در شرایطی نابرابر قرار داده است، گفت: هزینههای تولید از جمله بذر، کود، سم، دستمزد کارگر، سوخت و ماشینآلات، هر سال بیشتر میشوند و بهطور پیوسته افزایش مییابند.
وی ادامه داد: بسیاری از کشاورزان محصول خود را با زحمت فراوان تولید میکنند، اما هنگام فروش با زنجیرهای از واسطهها، قیمتگذاری ناعادلانه و کمبود سازوکارهای حمایتی روبهرو میشوند.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی استان اظهار کرد: در واقع، درآمد و سود بسیاری از کشاورزان در میان انبوهی از واسطهها و هزینههای سنگین کود و سم پنهان و در نهایت نابود میشود. کشاورز در یک بنبست اقتصادی گرفتار شده است؛ اگر تولید کند، زیان میبیند یا دستکم صرفه اقتصادی ندارد، و اگر تولید نکند، معیشتش به خطر میافتد.
وی افزود: این وضعیت یعنی خروج تدریجی و نظاممند تولیدکننده، بهویژه بهرهبرداران خردهپا، از چرخه تولید؛ و کشاورزی نه با یک فروپاشی ناگهانی، بلکه با فرسایشی آرام روبهرو خواهد شد. فرسایشی که شاید امروز در شلوغیهای روزمره کمتر دیده و شنیده شود، اما فردا میتواند به بحرانی جدی در معیشت، مهاجرت روستایی و کاهش تولید داخلی تبدیل شود.
هوشیارفرد یکی دیگر از بحرانهای خاموش کشاورزی گیلان را آلودگیهای زیستمحیطی عنوان کرد و گفت: نفوذ شیرابه زبالهها به منابع آب و خاک، نگرانیهایی جدی درباره کیفیت محصولات کشاورزی ایجاد کرده است. میزان و دامنه اثرات این مسئله نیازمند پایش و بررسیهای علمی مداوم است.
افزایش هزینههای تولید، کمبود نیروی کار و کاهش انگیزه نسل جوان
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان، با اشاره به افزایش هزینههای تولید، کمبود نیروی کار و کاهش انگیزه نسل جوان برای ادامه فعالیت در کشاورزی، اظهار کرد: متأسفانه این عوامل به مشکلات اقتصادی و مهاجرت روستاییان دامن زدهاند.
وی افزود: در عمل، بیثباتی در تولید سبب میشود کشاورزی برای نسل جوان کمتر بهعنوان یک شغل مطمئن و قابل اتکا دیده شود و همین موضوع آنان را به ترک این حرفه و مهاجرت به شهرها سوق میدهد.
هوشیارفرد ادامه داد: وقتی جوانان از کشاورزی فاصله بگیرند، آنچه باقی میماند فرهنگی در حال فراموشی و کشاورزیای است که با نیروی سالخورده اداره میشود.
وی پیر شدن جمعیت کشاورز را نیز هشداری بسیار جدی دانست و گفت: زمانی که نیروی جوان و آموزشدیده وارد زمین کشاورزی نشود، انتقال تجربه، نوآوری و بهرهوری دچار اختلال میشود و کشاورزی سنتی نیز بهتدریج فرسوده میگردد؛ این یعنی از بین رفتن دانش بومی و به خطر افتادن تداوم کشاورزی در آینده.
ضرورت حرکت از «مدیریت بحران» به «مدیریت پیشگیرانه»
هوشیارفرد در ادامه، با اشاره به راهکارهای مقابله با این بحرانها، اظهار کرد: گیلان، این قطب سبز ایران، دیگر آن سرزمین همیشگیِ بیدغدغه نیست.
وی گفت: در حالی که نگاهها بیشتر به بحرانهای ناگهانی دوخته شده، در لایههای زیرین کشاورزی گیلان یک بحران ساختاری و یک «سونامی خاموش» در حال پیشروی است که لحظهبهلحظه قدرت بیشتری میگیرد.
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان افزود: برای جلوگیری از چنین بحرانهایی که آثارشان آرام و تدریجی است، اما در عین حال ضربهای عمیق بر کشاورزی گیلان وارد میکنند و میتوانند امنیت غذایی، اقتصاد روستایی و محیط زیست را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند و حتی کشاورزی را از پا درآورند، راهحل در شعار نیست؛ بلکه در برنامهریزی واقعی نهفته است. به بیان دیگر، باید از «مدیریت بحران» به «مدیریت پیشگیرانه» گذر کنیم.
هوشیارفرد ادامه داد: مسئله اصلی اقلیم نیست، بلکه مشکل آنجاست که بخواهیم با ابزارها و ذهنیتهای قدیمی، با کشاورزی قرن بیستویکم مقابله کنیم.
وی افزود: مدیریت آب در گیلان میان بینظمی بارشها و سازوکار توزیع و مدیریت آب گرفتار مانده است. بنابراین، جهتگیری باید به سمت کشاورزی هوشمند، حفاظت از زیستبوم، اصلاح الگوهای تولید و آموزش کیفی کشاورزان حرکت کند.
کشاورزی هوشمند، حفاظت از زیستبوم و آموزش کشاورزان
عضو هیئت علمی با تأکید بر ضرورت حرکت بهسوی کشاورزی هوشمند، گفت: بهرهگیری از فناوریهای دقیق برای مدیریت علمی آب و نوسازی شیوههای کشت، از جمله کوددهی، از اقداماتی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
وی در بخش حفاظت از زیستبوم نیز بر محدود کردن گسترش ساختوساز در پهنههای کشاورزی تأکید کرد.
هوشیارفرد ادامه داد: همچنین حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک و مقاومتر در برابر تغییر اقلیم، آموزش نسل جدید، مجهز کردن کشاورزان به دانش روز، توسعه صنایع تبدیلی و بازارهای محلی و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین کشاورزی، از راهکارهای مقابله با این بحرانهاست.
گیلان؛ سبز در عکسهای قدیمی...
هوشیارفرد در پایان گفت: اگر امروز برای این «سونامی خاموش» در کشاورزی چارهاندیشی نشود و سیاستگذاران، مدیران و جامعه مدنی این موج پنهان را جدی نگیرند، روزی فرا خواهد رسید که گیلان تنها در کتابهای تاریخ و عکسهای قدیمی «سبز» به نظر برسد و ما صرفاً با خاطرهای از شالیزارهای پربار و باغهای زیتون و فندق روبهرو باشیم.
وی تأکید کرد: ما به شعار نیاز نداریم، به تغییر ساختار نیازمندیم. به حمایت واقعی از تولیدکننده، به برخورد قاطع با تغییر کاربری و به نوسازی هوشمندانه نیاز داریم.
انتهای پیام