نبردی کودکانه با تقدیر؛ حال و روز اکران در سینمای انیمیشن چندان مطلوب نیست
مازیار محمدینژاد، کارگردان و نویسنده انیمیشن «نبرد با خرچنگ» که این روزها روی پرده سینماهای کشور قرار دارد، در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره مضمون این اثر توضیح داد: جرقه اولیه این فیلم سالها پیش در ذهنم شکل گرفت و در ابتدا تصمیم داشتم آن را به یک رمان تبدیل کنم، اما بعدها به این نتیجه رسیدم که این ایده برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی کاملاً ظرفیت دارد. «نبرد با خرچنگ» روایت کودکی است که با مسئلهای بسیار بزرگ روبهرو میشود و برای عبور از آن، ناچار است به امید برسد و با تکیه بر آن از بحرانش عبور کند. فیلمنامه این اثر بر پایه نظریه سفر قهرمان نوشته شده و در جریان آن، کودک با ترسها و ضعفهای خود مواجه میشود و در نهایت به مرحلهای از رشد و بلوغ میرسد.
وقتی خود کودک در فیلمنامهاش مشارکت میکند
او ادامه داد: این موضوع از ابتدا برای ما چالشی جدی بود، اما خوشبختانه هم تا امروز توانسته مخاطب را درگیر کند و هم این امکان را فراهم آورده که حرفی مهم و ارزشمند را مطرح کنیم؛ موضوعی که کمتر کسی در آثار کودکانه به آن نزدیک میشود. نکتهای که من همواره انتظار دارم در قصه و فیلمنامه به آن توجه شود، روانشناسی کودک است؛ دانشی که در واقع زیربنای یک زندگی سالم برای همه ما در آینده محسوب میشود. اگر کودک با زبان انیمیشن و به شکلی متناسب با دنیای خودش یاد بگیرد که چگونه با مشکلات روبهرو شود و بهویژه پدر و مادرهایی که همراه فرزندانشان به سالن سینما میآیند، ببینند که چگونه باید با دشواریهای کودکان برخورد کنند، اتفاقی بسیار سودمند برای آینده او رقم میخورد؛ برای ما این جنبه حتی از وجه دراماتیک انیمیشن نیز اهمیت بیشتری داشته است.
محمدینژاد با تاکید بر ضرورت انتقال غیرمستقیم مفاهیم گفت: تمام این فیلم را با نگاهی کاملاً کودکانه طراحی و اجرا کردیم. من خودم پسری همسنوسال همین مخاطبان دارم و در مرحله نگارش فیلمنامه بارها با او مشورت میکردم تا درک دقیقتری از احساسات کودکان به دست بیاورم. علاوه بر این، در طول مسیر شکلگیری داستان بیش از بیست کتاب روانشناسی مطالعه کردیم، جلسات گوناگونی داشتیم، با روانشناس کودک مشورت کردیم و در نهایت به اثری رسیدیم که به گمان من، یک بسته شاد و در عین حال درمانگر برای خانوادهها فراهم کرده است.
باقی بودن چالشهای اکران در سینمای انیمیشن
این کارگردان با اشاره به دشواریهای اکران در سینمای انیمیشن بیان کرد: با مشکلات فراوانی روبهرو بودیم. من در سال ۱۳۸۳ نخستین فیلم بلند سینمایی انیمیشن کشور را با عنوان «هفت رنگ» ساختم؛ اثری که پروانه زرین گرفت و به جشنواره فیلم فجر هم راه پیدا کرد، اما در آن زمان، با وجود اینکه سازمان صدا و سیما تهیهکننده آن بود، هیچگونه حمایتی دریافت نکرد و با اینکه حتی به نگاتیو هم تبدیل شد، امکان اکران پیدا نکرد. سالها بعد، چند فیلم مانند «تهران ۱۵۰۰» به سختی روی پرده رفتند و آرامآرام بدنه سینما متوجه شد که چه ظرفیت بزرگی در دل فیلم انیمیشن نهفته است.
او در ادامه گفت: انیمیشن ما بسیار جلوتر از زمانه خودش حرکت میکند و بهراحتی میتواند با آثار انیمیشنی جهان رقابت کند، اما هنوز مخاطبان ما به تماشای انیمیشن در سالن سینما عادت نکردهاند. البته در سالهای اخیر این وضعیت تا حدی بهتر شده، اما از نظر حمایتهای دولتی، متأسفانه شرایط اصلاً مطلوب نیست. برخی انیمیشنها خوششانس بودند، اما پروژه ما به هیچوجه پشتوانه دولتی نداشت و بودجهمان که از سوی بخش خصوصی تامین شد، تقریباً یکدهم هزینه فیلمهای معمولی در سطح جهان بود. تازه در صداوسیما قانونی تصویب شده که از فیلمهای انیمیشن پشتیبانی شود و برای آنها تیزر تبلیغاتی پخش گردد، اما این حمایت درباره کار ما اعمال نشد و تیزر اثرمان را هم پخش نکردند، چون سرمایه فیلم از بخش خصوصی تامین شده بود و در تیزر نیز تبلیغات مربوط به همان برند وجود داشت.
محمدینژاد در پایان اظهار کرد: حدود سه سال پیش نگارش فیلمنامه را آغاز کردیم و با شرکت عالیفرد بهعنوان حامی مالی پروژه به توافق رسیدیم. شخصیتهای اثر نیز از یک انیمیشن سریالی گرفته شد که پیشتر در شبکه نمایش خانگی پخش شده و مخاطبان خود را پیدا کرده بود. به همین دلیل و همچنین بهدلیل محدودیت بودجه، قالب دوبعدی را برای انیمیشن انتخاب کردیم. من نیز یک شخصیت تازه به آن کاراکترها اضافه کردم؛ شخصیتی که باید به نبرد با سرنوشت میرفت. این انیمیشن در شیراز تولید شد و تمامی هنرمندان نیز همانجا مشغول پیشبرد کار بودند.