باید ریشههای تابآوری جامعه ایران در رخدادهای اخیر مورد واکاوی قرار گیرد
به گزارش ایسنا، احمد میدری امروز در نشست «مفاهیم، نظریهها و شاخصهای تابآوری اجتماعی و کاربست آن در وضعیت جنگی» که با حضور علی ربیعی دستیار اجتماعی رییسجمهور در سالن اجتماعات وزارت کار برگزار شد، در آغاز سخنانش به دغدغهای اشاره کرد که برای بسیاری از سیاستگذاران و پژوهشگران، در بحث «تابآوری» مشترک است. او گفت: باید این پرسش جدی را پیش بکشیم که چرا جامعه ایران در این جنگ، بیش از آنچه همگان—از جمله طراحان و برنامهریزان جنگ در سطح جهانی—انتظار داشتند، دوام آورد و رفتاری نشان داد که برای بسیاری شگفتآور بود. بهنظر میرسد در تمام معادلات سیاسیِ شکلگرفته از ابتدای سال ۱۴۰۴—از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا حوادث دیماه و سپس جنگ رمضان—(که بخشی از آنها بازتاب مطالبات مردم بوده و بخش دیگر نیز ناظر به اقدامات مسلحانه، همراه با شواهد کافی برای ارزیابی آنهاست) طراحان ماجرا، بیشتر درگیرِ سناریوی «فروپاشی جامعه» بودند؛ یعنی در نگاه آنان، هر حادثه یا رویدادی قرار است به شکل یک پدیده یکبارمصرف عمل کند؛ صرفاً یک واقعه رخ میدهد یا یک اتفاق متفاوت میافتد، و همان تفاوتِ مشاهدهشده، در علوم انسانی غالباً میتواند زمینهساز صورتبندی نظریههای تازه شود.
وزیر کار و رفاه اجتماعی در ادامه توضیح داد: گاهی یک حادثه تنها توجه یک اندیشمند یا یک گروه را جلب میکند و بعد از آن، همان توجه به شکل نظریه یا سیاست در میآید.
میدری سپس برای روشنتر کردن بحث، نگاهی گذرا به تجربههای تاریخی و جهانی انداخت و در بخش دیگری از صحبتهایش، همزمان با مناسبت روز خبرنگار، گفت: ما با یک دگرگونی بزرگ روبهرو هستیم. آنچه واقعاً باور دارم در حوزه رسانه اتفاق افتاده، این است که برای نخستین بار، رسانههای ما توانستند و توانمند شدند تصویری را به نمایش بگذارند که پیشتر حتی بزرگترین رسانههای دنیا در انتقال آن موفق بودهاند؛ اما این بار، مسیر متفاوت شد و این تصویر «شکست» خورد.
وی همچنین با اشاره به یکی از متفکران فرانسوی و نویسنده دوره سرمایهداری اظهار کرد: این اندیشمند توضیح میدهد که پیش از حمله به چین، ابتدا تلاش کردند افکار رسانهای اروپا را تغییر دهند؛ یعنی نخست «جنگ رسانهای» راه میافتد. او در ادامه با یادآوری نمونه جنگ ویتنام گفت: در آن دوره، تا چند سال آدمکشها با فیلمها و گزارشهای دروغین به عنوان قهرمان معرفی میشدند، اما این بار داستان وارونه شد؛ این بار آدمکش، آدمکش معرفی گردید. میدری افزود: دو سال پیش نیز آدمکشهای غزه در سکوتِ کشتار، دست به جنایت میزدند؛ اما پرسش اصلی این است که چه چیزی رخ داد که رسانههای ایران توانستند در نهایت جنایتکار را به عنوان «جنایتکار» به مردم بشناسانند؟ این یک مسئله بسیار بزرگ و تعیینکننده است. چه شد که حتی کودکان میناب هم به موضوعی قابل توجه در افکار عمومی تبدیل شدند؟ روشن است که این رخداد یک اتفاق معمولی و پیشپاافتاده نبود.
وزیر کار و رفاه اجتماعی تاکید کرد: در موضوع تابآوری اجتماعی باید دقیق بررسی کنیم چه سازوکارها و چه تغییراتی دست به دست هم دادند تا جامعه ایران، برخلاف پیشبینیها—و با وجود تمام دادههای منفی درباره روندهای اقتصادی، اجتماعی و نیز سرمایه اجتماعیای که در اختیار داریم—چنین تفاوت معناداری را ایجاد کند و مسیر دیگری را طی نماید.
وی در ادامه با اشاره به شاخص شکنندگی حکومتها گفت: سالهاست یک مفهوم شناختهشده با عنوان شاخص شکنندگی حکومتها مطرح میشود. این شاخص چند زیرمجموعه دارد که از جمله آنها میتوان به مولفههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و همچنین میزان انسجام اشاره کرد. به اعتقاد میدری، عاملی که به عنوان «شکنندگی» یا در نقطه مقابل آن، «ضدتابآوری» درباره جامعه ایران مطرح شده، ریشه در «شکاف میان نخبگان» دارد.
او سپس توضیح داد: اینکه چرا ما شکننده نشدیم، تنها به یک علت برنمیگردد. رفتار متفاوت نخبگان سیاسی ایران، پشتوانههای فرهنگی، مقاومتپذیری و مجموعهای از عوامل دیگر نقش داشتهاند. میدری گفت: بسیاری از دولتها و مسئولان ما در شعارها از وحدت سخن گفتهاند، اما در عمل نتوانستهاند آنطور که باید، در ایجاد وحدت واقعی میان سیاسیون موفق باشند. فارغ از اینکه دکتر پزشکیان رئیسجمهور است یا هر عنوان دیگری، واقعاً اعتقاد دارم که شیوه و رفتار ایشان متفاوت بوده است. او پرسید: چگونه آقای پزشکیان در موضوعاتی مانند حجاب، اینترنت و همین جنگ توانست بایستد و در عین حال انسجام را میان نخبگان کشور حفظ کند؟
وزیر کار و رفاه اجتماعی در ادامه به یکی دیگر از محورهای مهم اشاره کرد و گفت: وحدت میان سه قوه نیز قابل توجه است. این وحدت در متن روابط سیاسی، واقعاً بینظیر است. اینکه رئیسجمهور بپذیرد فرد دیگری رئیس مذاکرات باشد و همزمان رییس مذاکرات این بارِ سنگین را قبول کند، یک پدیده کمنظیر و منحصر به فرد است؛ و اگر چنین مسئلهای رخ نمیداد، به احتمال زیاد این مذاکرات با این شکل و این نتیجه پیش نمیرفت.
میدری در پایان با اشاره به تحریم ایران از سال ۱۳۸۹ تا امروز گفت: سرنوشت کشورهایی را که چند سال زیر فشار تحریم بودهاند بررسی کنید. اما ایران از سال ۱۳۸۹ درگیر تحریم است و در دو سال گذشته با شدیدترین تحریمها روبهرو شد. او ادامه داد: ما خودمان مانند ماهیای هستیم که در آب زندگی میکند؛ شاید گاهی متوجه نشویم دقیقاً چه اتفاقی دارد در حال رخ دادن است. سپس پرسش اصلی را اینگونه مطرح کرد: چه شد که مردم در این شبها ماندند و تسلیم نشدند؟
انتهای پیام