حکمرانی خوب از شنیدن روایت متفاوت نمیترسد
از این منظر، آزادی بیان را نباید صرفا یک حق سیاسی شهروندان تلقی کرد. آزادی نقد، همزمان یک ابزار حکمرانی است.
حکومتی که امکان نقد آزاد را فراهم میکند، در واقع برای خود یک نظام هشداردهنده ایجاد میکند. منتقدان میتوانند هزینههایی را ببینند که دستگاه رسمی هنوز ندیده است؛ خطاهایی را گوشزد کنند که در ساختار اداری پنهان مانده و پیامدهایی را مطرح کنند که ممکن است در گزارشهای رسمی کمتر دیده شوند.
به همین دلیل، حتی اگر یک حکومت به این نتیجه برسد که یک پدیده اجتماعی، از جمله تجمعات شبانه، در مجموع مثبت است، باز هم باید از نقد آن استقبال کند. اگر پس از بررسی همه نقدها مشخص شد که منافع آن پدیده بر هزینههایش غلبه دارد، آنگاه دفاع از آن بسیار مستحکمتر خواهد بود.
اما اگر نقدها نشان دادند که هزینهها بیش از منافع است، حکومت باید امکان اصلاح مسیر را داشته باشد. این، نشانه ضعف حکومت نیست؛ نشانه عقلانیت حکومت است.
شاید مهمترین تفاوت میان حکمرانی خوب و حکمرانی ضعیف همین باشد: حکمرانی خوب از شنیدن روایت متفاوت نمیترسد؛ زیرا میداند اگر امروز روایت دیگری را از منتقدان بشنود، شاید بتواند فردا از یک بحران بزرگ جلوگیری کند.
اما حکمرانیای که فقط روایت ارائهشده از یک گروه متعصب را میشنود، ممکن است روزی با واقعیتی روبهرو شود که دیگر فرصت اصلاح آن وجود نداشته باشد. بنابراین، اگر دغدغه ما واقعا منافع ملی است، نباید از نقد پدیدههایی که مورد حمایت بخشی از جامعه قرار دارند، هراس داشته باشیم. منافع ملی نه با خاموش کردن صدای منتقد، بلکه با شنیدن همه صداها و توانایی تشخیص درست از نادرست حفظ میشود.
شاید در شرایط حساس امروز، بیش از هر زمان دیگری به این اصل ساده نیاز داشته باشیم: هیچ تصمیمی آنقدر مقدس نیست که نتوان درباره هزینه و فایده آن پرسش کرد و هیچ نقدی آنقدر خطرناک نیست که پیش از شنیدن، آن را دشمن منافع ملی بدانیم.