آیا محسن رضایی در شورایعالی امنیت ملی پروژه لاریجانی را ادامه خواهد داد یا...؟ / جامعه پیچیده ایران را درست و عمیق فهم کنید
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه فرهیختگان نوشت: مدیریت بحرانهای اجتماعی و سیاسی کشور با کارویژه حفظ و برقراری «امنیت» بخش کلیدی وظیفهای بود که به عهده شعام گذاشته شده بود و شهید علی لاریجانی در مأموریت کوتاه 7 ماههاش، آیینهای تمامنما از اجرای مدبرانه و هوشمندانه این وظیفه محوری بود.
این نهاد کلیدی که بهموجب اصل 176 قانون اساسی، وظیفه تعیین سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور، هماهنگ نمودن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی مرتبط با تدابیر امنیتی و استفاده از امکانات کشور برای مقابله با تهدیدات خارجی را داشته و دارد روز یکشنبه در جایگاه دبیری خود تغییر و تحولاتی داشت.
رهبر معظم انقلاب در پیامی محسن رضایی را بهعنوان نماینده خود در شعام منصوب کرد و پس از آن نیز رئیسجمهور «محسن رضایی» را بهعنوان دبیر شعام منصوب کرد. «آقا محسن» روزهای جنگ، فرمانده ۲۷ساله سپاه و فردی نظامی است که نخبگانی مثل حسن باقری، حاجقاسم سلیمانی، همت و باکری را در میانه جنگ نابرابر با دشمن عراقی کشف کرد و سیاستمداری است که بیش از آنکه درگیر جناحبندیهای سیاسی باشد، خود را درون نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران تعریف کرده و میکند. او حالا در جایگاه دبیری شعام قرار گرفته است.
با این پیوست که حالا تجربه دبیری شهید لاریجانی در شعام هنوز در ذهن جامعه و فضای سیاسی کشور، زنده است و همزمان ایران همچنان درگیر یک جنگ وجودی با دشمن است. مجموع این موارد بار روی دوش محسن رضایی را سنگینتر از سایرین مینماید. ازاینجهت و بهرسم سابق روزنامه «فرهیختگان» پس از انتصاب دبیر شعام، پیشنهاداتی ناظر به آنچه دبیر جدید شورایعالی امنیت ملی شایسته است به آن توجه کند، ارائه کردیم که در ادامه از نظر میگذرانید.
اقتصاد و رفاه اجتماعی نیز ضلع دیگر مؤثر در امنیت است که برهمخوردن آن به شکلی دومینووار امنیت را در تمام سطوح تضعیف و مخدوش میکند. این مفهوم در حوزه دیپلماسی و تعاملات خارجی نیز ضرورتی غیرقابلانکار است که توجه به ساحات مختلف آن نیز از الزامات حفظ امنیت کشور است. از این منظر میبایست برای تحقق امنیت کشور، به امنیت نگاهی جامعالاطراف داشت و تمام مؤلفهها و دغدغههای یک کشور و جامعه را درهمتنیده و بههمپیوسته دید. در صورت مجزا کردن هرکدام از این ساحات یا توجه افراطی به یک بخش و بیتوجهی به ساحت دیگر، امنیت به ما هو امنیت در جامعه و فضای کشور برقرار نمیشود. گزارهای که شهید لاریجانی به آن توجه ویژه داشتند و از قضا تنها به جهت اینکه امنیت را امری جامعالاطراف میدیدند و برای بخشهای مختلف جامعه ایده داشتند، توانستند در بازه زمانی کوتاه ۷ماهه مدیریتی، ایران را در مواجهه با چالشها و فتنهانگیزیهای داخلی و خارجی، مقاوم کنند.
2- ضرورت دفاع بیلکنت از نظام
شاخصه کلیدی شهید لاریجانی دفاع بیلکنت ایشان از نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود ازاینجهت بود که دشمنان ایران نتوانستند این بیان قاطعانه و شجاعانه از ایران در جایگاه دبیری شعام را تاب بیاورند چرا که اثر عینی این بیان قاطعانه، نمایش قدرتی دیگر برای ایران اسلامی چه در فضای بینالمللی و چه در فضای سیاسی خلق میکند که امکان تحقیر و تضعیف را به شکست میکشاند. بر این مبنا دفاع بیلکنت را میبایست یکی از وظایف اصلی دبیر شعام دانست. فردی که روی صندلی دبیری شعام مینشیند، میبایست از این شاخصه اصلی برخورد باشد، به این معنا که علاوه بر آنکه در موضع عمل و اقدام، بر پیروی از خطوط قرمز نظام اصرار دارد و در تلههای جناحی و سیاسی نمیافتد در مقام بیان و اظهار نیز بهگونهای از خطوط و چهارچوبهای ایران اسلامی دفاع میکند که دشمنان ایران، قاطعیت در عمل را در مقام بیان و اظهار نیز مشاهده کنند و این گزاره برای آنان ثبت شود که هیچ ملاحظهای جز خطوط و مصالح ایران برای او اولویت نیست.
3- مواجهه درست با رسانه؛ وظیفه کلیدی دبیر شعام
نبض رسانه باید در دستان دبیر شعام باشد به این معنی که میبایست بداند که اتمسفر فضای رسانهای در موقعیتهای مختلف چه احوالاتی دارد، صحبتها و موضعگیریهای مسئولان مختلف و شخص دبیر شعام، چه تأثیری در فضای رسانهای میگذارد و اساساً فضای رسانهای کشور باید در میانه یک جنگ، چگونه مدیریت و راهبری شود. مجموع این مؤلفهها در مواجهه شهید لاریجانی با فضای رسانهای قابلرؤیت بود. او ضمن آنکه نبض رسانه را در دست داشت و میدانست اظهارات و موضعگیریهای او در فضای رسانهای داخلی و بینالمللی چه اثراتی میگذارد، در ارتباطی مستمر با رسانهها و مدیران رسانه قرار داشت بهمنظور مدیریت شرایط رسانهای کشور در میانه یک جنگشناختی.
شهید لاریجانی، رسانه را سلاحی مؤثر در زمان جنگ میپنداشت و از این سکو برای اعمال جنگ روانی علیه دشمن و تبیین مسائل برای دوستان استفاده میکرد. از این منظر محسن رضایی را نیز به جهت آنکه فردی شناخته شده در فضای رسانهای داخلی و بینالمللی است و در تعامل و ارتباط با رسانه قرار دارد، میتوان از جمله افرادی دانست که توان ایفای یکی از مهمترین وظایف دبیر شعام که ارتباط مؤثر با جامعه است را داشته باشد. امید میرود انتصاب او به دبیری شعام، زمینهساز برداشتهشدن گامهایی مؤثر، بهمنظور بهبود شرایط رسانهای کشور و ممانعت از برخوردهای سیاسی و سلیقهای در رسانههای رسمی کشور شود.
4-حفظ وحدت همچنان یکی از ضروریات جامعه ایران
وحدت، تأکید پرتکراری در بیانات و صحبتهای رهبر شهید انقلاب بود و اکنون نیز رهبر معظم انقلاب، مکرراً در شرایط جنگ به آن اشاره و تأکید داشتند. در نگاهی واقعبینانه ایجاد وحدت در جامعه و تداوم آن، امری پیچیده و چندلایه است، از این منظر مهمتر از ایجاد وحدت در شرایط جنگ، حفظ و تداوم آن در سطوح مختلف است. طبیعی است که در شرایط جنگی و فشار خارجی به واسطه اختلافنظرها و تفاوت دیدگاهها، وحدت در ساحات مختلف در موقعیتی شکننده قرار میگیرد. از این منظر کارویژه اصلی دبیر شعام، میبایست ایجاد وحدت و ترمیم شکافهای اجتماعی باشد. مواجهه شهید لاریجانی نقشه راهی پیش روی مدیران و کارگزاران نظام و مخصوصاً جایگاه دبیری شعام قرار میدهد. شهید لاریجانی در دوره ۷ماهه دبیری خود، با درنظرگرفتن شئون و بایستههای ایجاد وحدت در جامعه و فضای سیاسی در تعامل و ارتباط مستقیم با سلایق و گرایشهای مختلف سیاسی قرار داشتند و در سیاستگذاریها و تصمیمگیریها نیز مبنا را بر جلوگیری از تقویت یا ایجاد شکاف اجتماعی در جامعه قرار داده بودند و به این جهت بود که با وجود فشارهای متعدد و همهجانبه دشمنان، ایران نهتنها این نبرد را تاب آورد که توانست دست برتر را نیز پیدا کند.
5- جامعه پیچیده ایران را درست و عمیق فهم کنید
جامعه ایران، جامعهای یکدست و یک شکل نیست. ایران، جامعهای چندلایه و پیچیده است که نشان داده میتواند در موقعیتها و زمانهای مختلف، رفتاری غیرقابلپیشبینی از خود نشان دهد. این مهم ازآنجهت که جامعه ایران سطوح و لایههای مختلفی دارد، اهمیت دارد که در بحرانها و رویدادهای متعدد، واکنشی متفاوت از خود نشان میدهد. ازاینجهت دبیر شعام ازآنجاکه در جایگاه مدیریت و حفظ امنیت کشور قرار دارد، میبایست فهمی عمیق از جامعه پیچیده و چندلایه ایران داشته باشد. در نگاه به جامعه ایران باید بروزهای اجتماعی و رویدادهای مختلف آن را در سالهای متمادی در نظر گرفت. ایران همانطور که حماسه 200 شب حضور در خیابان را به چشم دیده است، رویدادهایی مثل ناآرامی آبان 98 و دیماه 96 را نیز به خود دیده است.
غرض آنکه جامعه ایران را باید با تمام تجربههای تاریخی آن در سطوح و برهههای مختلف زمانی درک کرد. در سایه همین فهم درست از جامعه است که امکان سوارشدن دشمنان ایران روی شکافهای اجتماعی و ایجاد ناآرامیها و بلواها به پایینترین حد میرسد و فرصت دستکاری اجتماعی از دشمنان ایران گرفته میشود.
6-برخورد با سادهسازی راهحلهای جنگ
سادهسازی مفاهیم و تصمیمات کلیدی حکمرانی، آفتی است که این روزها به جان فضای رسانهای کشور افتاده و در مواردی به میان برخی سیاستمداران نیز نفوذ کرده است. این برخورد سادهسازانه در هر دو سوی گرایشها و سلایق سیاسی بروز و ظهور داشته و دارد؛ طیفی معتقدند که با امتیازدادن به دشمن مثل واگذاری مدیریت تنگه هرمز میتوان جنگ را به یکباره به صلح تبدیل کرد و طیفی دیگر نیز بدون درنظرگرفتن مؤلفههای دخیل در جنگ که به سطوح و ساحتهای اقتصادی و اجتماعی تعمیم پیدا میکنند، پیروزی و شکست در میدان جنگ را تنها در ساحت نظامی فهم میکنند و ازاینجهت صرفاً نسخه جنگ برای کشور را میپیچند.
دبیر شعام در گام اول میبایست در مواجهه با برخوردهای سادهسازانه با جنگ نابرابر اخیر، برخوردی قاطع نسبت به هرگونه نسخهپیچیهای سادهانگارانه داشته باشند و در تداوم آن نیز اجازه داده نشود که این نسخهپیچیها و رویکردهای تکخطی و سادهانگارانه تداوم داشته باشد و به فضای رسانهای و اجتماعی منتقل شود و جامعه را نیز دچار خطای شناختی از راهحلهای جنگ اخیر کند.
تداوم رقابتهای انتخاباتی یا نگرانی برای ایران در حال جنگ؟
در موقعیتی که دشمنان ایران دنبال روزنهای از اختلاف و ناهماهنگی در مدیریت ارکان کشور میگردند تا بهموجب آن تصویر برساختی از ایرانی در حال فروپاشی بسازند، برخی در داخل که به رقابتهای سیاسی و انتخاباتی مبتلا هستند و گویی هنوز جنگ و مقتضیات رفتار در شرایط جنگی را در نیافتند، بیش از توجه به اصل انتخاب، برداشتهای سیاسی و جناحی از آن داشته و دارند. در واقع آنان بهنوعی فرصت را برای تسویهحسابهای انتخاباتیشان مناسب دیدند. رفتاری که برونداد آن فضای سیاسی و رسانهای کشور را به سمت قطبیدگی سوق میدهد و شکافهای سیاسی و اجتماعی را تقویت میکند. بااینحال به نظر میرسد، حافظه تاریخی دوگانهسازان از قوتی نهچندان قوی برخوردار است.
مرور تاریخ یکی دو دهه گذشته کافی است برایآنکه اثبات شود که جریاناتی که بهمنظور تسویهحسابهای سیاسیشان خود را پشت سر انتصاب جدید دبیری شعام پنهان میکنند، در برههای از زمان محسن رضایی را یکی از عاملان پایان جنگ معرفی میکردند و او را به پیروی از طیفی محکوم میکردند که «جام زهر» را به امام نوشاندند. این ادعاها در حالی مطرح میشد که رهبر شهید انقلاب، مکرراً اشاره کرده بودند که گزارههای مطرح شده در مورد نوشاندن جام زهر به امام، غیرواقعی و نادرست است بااینحال به نظر میرسید برای برخی، تسویهحسابهای سیاسی و جناحیشان بر ارائه روایت درست از رویدادهای کلیدی تاریخ انقلاب ایران، اولویت دارد. در تداوم این رویکرد و در میانه رقابتهای انتخاباتی سال 92 که جدلهای سیاسی و جناحی اوج میگیرد، بخشی از جریان ذکر شده تنها به جهت انتقاد محسن رضایی به رقیب سیاسی انتخاباتیاش به او تاختند. اگرچه عالم سیاست فرازوفرودهای بسیار دارد و دوستیها و دشمنیها میتواند، قراردادی و موقتی باشد؛ اما برای جریانی که در ظاهر به ادعای پیروی از اصول انقلاب، افراد را حذف یا تأیید میکنند، مدل مواجهه کنونی نقض غرض و اثباتکننده این واقعیت است که برای آنان بیش از آنکه اصل یک رویداد یا انتصاب اخیر موضوعیت داشته باشد، برداشتهای سیاسی و امکانات سیاسی که برای آنان ایجاد میشود، موضوعیت دارد، مواجهه و برخورد آنان نیز این گزاره را اثبات میکند که آنان بیش از آنکه در واقعیت کنونی و تحولات آن سیر کنند، همچنان در عوالم رقابتهای انتخاباتی و سیاسیشان زیست میکنند.
23302