نگاهی خوشبینانه به آموزش از سوی دولت چهاردهم/ نظام آموزشی با چه معضلاتی مواجه است
گروه جامعه ایرنا - در این راستا، در گفتوگویی جامع و ویژه با ناصر سرگزی، دبیرکل جمعیت معلمان و فرهیختگان ایران اسلامی، سعی کردیم به تحلیل چالشها، راهکارها و الزامات این مسیر پرداخته و ابعاد مختلف این تحول و چشمانداز آموزش و پرورش را از دیدگاه کارشناسانه مورد بررسی قرار دهیم.
مشروح این گفتوگو از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با دبیرکل جمعیت معلمان و فرهیختگان ایران اسلامی به شرح زیر است:
ایرنا: ارزیابی شما از توجه دولت به نظام آموزش و پرورش چیست؟
سرگزی: رئیسجمهور درک عمیق و کاملی از چالشهای حوزه آموزش و پرورش دارد و این امر فراهمکننده فرصتی استثنایی برای برنامهریزی یک آینده روشن در راستای بهبود کمی و کیفی این نظام آموزشی در کشور است.
نگاه دولت سیزدهم به آموزش و پرورش، نگاهی مثبتی است که به طور مداوم در حال پیگیری و توسعه است. خوشبختانه، تحقیق و رسیدگی به مسائل این حوزه به شدت مورد توجه رئیسجمهوری قرار دارد.
آموزش و پرورش یکی از بزرگترین نهادهای اجرایی کشور است که بیش از یک میلیون معلم و نیرو در آن مشغول به کار هستند. این نهاد تأثیر عمیق و گستردهای در جامعه دارد، زیرا نزدیک به ۱۶ میلیون دانشآموز و حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون نفر از جمعیت کشور به صورت مستقیم با نظام آموزش و پرورش در ارتباطاند. به وضوح، توجه ویژه دولت به این بخش میتواند نویدبخش آیندهای شفاف و مطلوب برای کشور باشد.
ایرنا: از دیدگاه شما، بزرگترین نیازهای نظام آموزش و پرورش کدامند؟
سرگزی: خانوادهها و دانشآموزان انتظارات و نیازهای معقولی از نظام آموزشی دارند که نیازمند توجه ویژه است. در موضوع ارتقاء کیفیت آموزش، وقوع پاندمی کرونا باعث شد که روند آموزش به نوعی مجازی گردد؛ در آن زمان، به علت کمبود زیرساخت و فضاهای لازم، تلاشهایی به منظور فعالسازی بسترهای مجازی به عمل آمد و شبکه شاد راهاندازی شد.
امروزه، علاوه بر بهبود کیفیت آموزش، یکی از دغدغههای اساسی تصمیمگیرندگان این است که معلمان توانایی کافی در فضای مجازی پیدا کنند، توانایی تحریک انگیزه دانشآموزان را داشته باشند و فرصتهای آموزشی مناسبی برای آنها فراهم آورند. همچنین، آموزش و پرورش به دلیل برخورداری از کادر متخصص و کیفی در تمامی نقاط کشور، ظرفیت بالایی دارد. اگر بتوانیم حکمرانی نخبگانی را در این وزارتخانه پیادهسازی کرده و با شناسایی اولویتهای کلیدی، برنامهها را بر اساس نیازهای موجود متمرکز کنیم، بدون شک، نظام آموزشی به جایگاه شایسته خود خواهد رسید.

ایرنا: در سال تحصیلی گذشته، نظام آموزشی با چالشهایی از جمله جنگ و تعطیلی مدارس روبرو شد که به ناچار بخشی از آموزش به فضای مجازی منتقل گردید؛ این امر چه تأثیری بر نظام آموزشی کشور گذاشت؟
سرگزی: انتقال به فضای مجازی برای مدارس با چالشهای متعددی همراه بود و اینترنت به عنوان بستر اصلی این شکل آموزشی، خارج از اختیارات مستقیم وزارت آموزش و پرورش قرار داشته و تأمین آن نیازمند همکاری با وزارت ارتباطات است.
در اوج شیوع کرونا، در زمانی که دانشآموزان به یادگیری مجازی پرداخته بودند، ما به عنوان جمعیت فرهنگیان و فرهیختگان ایران اسلامی با معلمان از سراسر کشور در ارتباط بودیم. موضوعات نگرانکننده معلمان و دانشآموزان از طریق مدیران و همکاران جمعآوری و به مسئولین مرتبط منتقل میشد.
متاسفانه، طی این دوره، زیرساختهای محدود شبکه شاد با چالشهای فنی بسیاری همراه بود. به دلیل حجم بالای کاربران و درخواستهای همزمان دانشآموزان، ظرفیت این شبکه پاسخگوی نیازها نبود. این محدودیتها حتی امکان اشتراکگذاری سادهترین مطالب مانند عکس یا ویدیوهای آموزشی را دچار اختلال میکرد و معلمان مجبور بودند در زمانهای خاصی یا در محدودیتهای زمانی کوتاه، مطالب را ارسال نمایند.
علاوه بر این، کیفیت انتقال صدا و تصویر بسیار پایین بود که این مسئله منجر به انتقال ناقص مفاهیم آموزشی میگردید. این بحران نه تنها کیفیت آموزش را کاهش داد بلکه موجب نارضایتی گستردهای میان دانشآموزان و معلمان شد.
ایرنا: نظر شما در مورد بستر شبکه شاد با توجه به برخی انتقادات چه چیزی است؟
سرگزی: با وجود ایجاد پلتفرمهای آموزشی اختصاصی مانند شبکه شاد، بهرهبرداری مؤثر معلمان از این قابلیتها با چالشهای جدی رو به رو شد. این امر موجب شد تا انتقادات وسیعی از سوی معلمان در مناطق مختلف، از پایتخت گرفته تا دورترین شهرستانها، به وجود آید. براساس مشاهدات میدانی و بررسیهای مستقیم، مشخص شد که معلمان در انتقال محتوا با اختلالات شدید اینترنتی مواجه بودند. هرچند وزارت آموزش و پرورش برای رفع این معضلات تلاشهایی کرده، اما عمده این مسائل در حوزه زیرساختهای اینترنتی قرار داشته و به حوزه اختیارات وزارت ارتباطات مربوط است، بنابراین حل کامل این مشکلات به راحتی امکانپذیر نبود.
بدون شک، عدم وجود زیرساخت مناسب، منجر به نارضایتی چشمگیری در میان کادر آموزشی و دانشآموزان گردید و پیامد اصلی آن افت کیفی در آموزش بود.
ایرنا: برخی از اندیشمندان مطرح کشور از آینده نامشخص مدارس سخن میگویند؛ آیا شما نیز بر این باورید که نظام آموزش نیازمند اصلاحات و تغییر رویه است؟
سرگزی: وقتی یک دانشآموز بداند که برای رسیدن به موفقیت نیازی به یادگیری ندارد و میتواند بدون آن هم به هدفهایش برسد، این به معنای پایان کار مدارس است. این رویکرد باعث میشود دانشآموز به راحتی از مطالعه کتابهای اصلی و تحقیق در ریشههای تاریخی و فرهنگی خود دور شود.
آموزش و پرورش باید به مقام و جایگاه واقعی خود برگردد؛ چرا که این نظام تعیینکننده سرنوشت و پیشرفت یک جامعه است. متاسفانه با وجود تلاشهای مداوم همکاران و دولتهای مختلف، شاخصهای کیفی هنوز به سطح مطلوب نرسیدهاند. این تغییرات عینی بیشتر در تغییر ضریب دروس در مقاطع پایانی (یازدهم و دوازدهم) و آزمون سراسری کنکور قابل مشاهده است.
اگر به همه دروس به طور یکسان و ارزشمند نگریسته شود و موقعیت هر یک برای دانشآموزان روشن گردد، آنها به درسها با هدفمندی بیشتری پرداخته و در غیر این صورت، تنها بر روی کتابهایی تمرکز خواهند کرد که موفقیت آنها را تضمین کنند. این نگرش یکبعدی، نه تنها منجر به افت کیفیت آموزشی میشود بلکه استعداد معلمان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت جامعه را با بحرانی از بیتفاوتی فرهنگی و علمی مواجه خواهد ساخت.
ایرنا: حذف تأثیر معدل نهایی پایه یازدهم در کنکور که بارها مطرح شده، آیا تأثیر نمرات پایه دوازدهم به تنهایی در کنکور کافی است؟
سرگزی: در سالهای اخیر، مباحث مرتبط با نظام ارزشیابی تحصیلی، چه در زمینه امتحانات حضوری و چه در زمینه مجازی، به وجود آمده که این مسئله تردیدهایی را در میان خانوادهها و نهادهای آموزشی ایجاد کرده است. تداخل در سیاستگذاریها و بیشفافیتی در تعیین مسیر مشخص برای دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم، فضای نگرانکنندهای را ایجاد کرده که عواقب آن به وضوح قابل مشاهده است. از مهمترین تبعات این تناقض، خسارات جبرانناپذیری به روند یادگیری دانشآموزان میباشد.
افزایش وابستگی به فضای مجازی و غفلت از آموزشهای حضوری باعث افت شدید تحصیلی و کاهش کیفیت یادگیری شده است. این وضعیت نه تنها انگیزههای دانشآموزان را تحت تأثیر قرار داده، بلکه مشکلات جدی را برای معلمان به دنبال داشته است؛ زیرا تدریس و ایجاد انگیزه در چنین فضایی چالشبرانگیز است. بنابراین ضروری است تا برای جلوگیری از آسیبهای بیشتر، تصمیمات شفاف و مبتنی بر ثبات در نظام آموزشی اتخاذ گردد.
ایرنا: دغدغه اصلی فرهنگیان چیست و انتظارات آنها از مسئولان چیست؟
سرگزی: در جمعیت فرهنگیان و فرهیختگان ایران اسلامی، ما خود را تنها به عنوان یک تشکل محدود نمیدانیم، بلکه به عنوان صدای رسای فرهنگیان در آموزش و پرورش اقدام میکنیم. رسالت ما تبدیل دغدغههای پراکنده معلمان به مطالبههای کارشناسی و قابل پیگیری در بدنه دولت است.
باید اذعان کنیم که نظام آموزش و پرورش یک مثلث حیاتی است که یک ضلع آن دولت و مدیران ستادی، ضلع دیگر آن خانوادهها و ضلع سوم آن معلمان و تشکلهای صنفی هستند. در صورت تضعیف این مثلث، کیفیت آموزش به شدت آسیب خواهد دید و ریشه اصلی این عدم تعادل، درگیر بودن معلمان با مسایل معیشتی است. معلمی که دغدغه تأمین معاش خانوادگیش را دارد، نمیتواند به شکل کامل روی آینده دانشآموزان تمرکز کند.
در گفتگوهایمان با وزیر آموزش و پرورش، بر دو مقدمه بسیار حساس شامل کرامت معلم و شفافیت در منابع مالی تأکید کردهایم. نباید شایستگی و منزلت معلم را با بوروکراسیهای اداری و بارگذاری مدارک کهنه زیر سؤال برد. مقام معلم نباید با ارزیابیهای عددی و رتبهبندیهای صرف آسیب ببیند؛ بلکه لازم است بر اساس تجارب و تخصص وی مورد حمایت قرار گیرد.
صندوق ذخیره فرهنگیان فراتر از یک موضوع مالی است و اعتماد جامعه هدف را هم در بر دارد. وقتی وعده میشود که این صندوق مشابه یک اتاق شیشهای عمل خواهد کرد، معلم حق دارد بداند که پولی که از حقوقش کسر شده، در چه مسیری سرمایهگذاری میشود و چه عوایدی برای او به همراه خواهد داشت. در تشکل ما، اعتقاد داریم که اگر معلم در تصمیمگیریها سهم داشته باشد، خود را جزئی از سیستم احساس خواهد کرد.

با وجود مسائل معیشتی، وزیر آموزش و پرورش به صراحت بیان کرده که برای ثبتنام در سال تحصیلی جدید هیچ مدرسهای حق دریافت هزینه از خانوادهها را ندارد، ولی در عمل مدیران مدارس با کمبود جدی امکانات مواجهاند و خانوادهها در میان وعدهها و واقعیتها سردرگم ماندهاند.
سوال این است که وضعیت بلاتکلیف نیروهای حقالتدریس و همکارانی که سالها در آموزش و پرورش فعالیت داشته و کد استخدام ندارند، چه خواهد شد؟ چرا وعدههای مربوط به ماده ۲۸ و وضعیت تبدیل این معلمان، به جای ورود به سازوکارهای اجرایی، به موضوعاتی قابل بحث تبدیل گردیده است؟ بیایید مقایسهای انجام دهیم؛ وقتی در حوزه دانشگاه، با یک بخشنامه ساده، حقوق هیأت علمی افزایش مییابد، چرا در آموزش و پرورش، رتبهبندی و حقوق معلم صرفاً به یک فرآیند ناقص و ناراضیکننده تبدیل میشود؟ ما از دولت، درخواست معجزه نداریم، بلکه شفافیت و اجرای وعدهها را میخواهیم.
ایرنا: درباره رتبهبندی معلمان و شاخصهای مرتبط با آن و فرایند اجرایی این طرح مهم چه نظری دارید؟
سرگزی: در مورد رتبهبندی، قرار بر این شد که مجلس و دولت به این موضوع ورود پیدا کنند؛ بر اساس گفتههای رئیس کمیسیون آموزش مجلس، قرار بوده که تا ۸۰ درصد از حقوق اعضای هیأت علمی دانشگاهها به معلمان داده شود، اما آنچه به واقع رخ داد، افزایش جزئی (۲ تا ۴ میلیون تومان) بود که نه تنها به مقام معلم ارتقا نمیدهد، بلکه از بار معیشتی آنها هم نخواهد کاست.
ما شاهدیم که حتی در موضوع رتبهبندی، حقوق بازنشستگان در حال نادیده گرفته شدن است، در حالیکه تمام اطلاعات آنها در سیستمهای احکام موجود موجود است، اما پرداخت آن هنوز عملی نشده است.
در حال حاضر، ما با نسلهای معلمانی در دانشگاه فرهنگیان و مدارس روبرو هستیم که برای آنها، شغل معلمی به شغلی فرعی تبدیل شده است و در شرایطی که معلم به دنبال تأمین نیازهای اولیه خود است، چگونه ممکن است به تربیت نسلهای آینده فکر کند؟
جمعیت فرهنگیان آماده است تا به عنوان پلی میان همکاران و نهادها، در زمینههای نظارتی، مشورتی و حمایتی، به حل مشکلات پرداخته و آنها را به فرصتهای تأسیس برای آینده تبدیل کند.
ایرنا: در مورد تغییر نام دانشگاه فرهنگیان آیا تغییرات جدی در این مرکز محقق خواهد شد یا خیر؟
سرگزی: وزیر آموزش و پرورش به تازگی به این نکته اشاره کرده که نام دانشگاه فرهنگیان به دانشگاه تربیت معلم تغییر میکند. من نمیدانم این تغییر بر چه اساسی خواهد بود؛ زیرا این مراکز در گذشته زیر عنوان تربیت معلم شناخته میشدند و بعد از گذشت سالها نام آنها به دانشگاه فرهنگیان تغییر یافت. حتی چنین تغییری در دوران مرحوم محمود فرشیدی (وزیر آموزش و پرورش دولت نهم) نیز مطرح شد که این مراکز باید به دانشگاه پیامبر اعظم (ص) تغییر نام بدهند.
بازگشت به نام دانشگاه تربیت معلم این پرسش را به وجود میآورد که آیا این تغییر با پیشرفتهای کیفی و نوین همراه است یا فقط یک تغییر نام صرف خواهد بود. ما هنوز از برنامههای اجرایی و اقدامات ویژهای که این تغییر نام میتواند به همراه داشته باشد، خبری نداریم.
مهم است که اگر این تغییر نام با برنامههایی برای بهبود کیفیت آموزش، افزایش ظرفیت پذیرش و توسعه زیرساختهای فیزیکی همراه گردد، و اگر دولت نیز پشتیبانی کند، قطعاً با نظام آموزشی بهتری مواجه خواهیم شد. در سالهای آتی، با خروجیهای بسیاری سروکار داریم بنابراین بهتر است ورودیهای ما تنها از طریق دانشگاه فرهنگیان تأمین شود، تا به این ترتیب کیفیت معلمان تضمین شود.
نمیتوانیم تنها به جذب نیرو از طریق ماده ۲۸ یا از طریق آزمونهای عمومی بسنده کنیم؛ زیرا ممکن است افرادی وارد سیستم شوند که تنها به منظور استخدام بوده و علاقهای به حرفه معلمی نداشته باشند و این رویکرد حتماً چالشها و موانع جدیدی را برای سیستم آموزشی ایجاد خواهد کرد.