تفسیر متفاوت رئیس مرکز پژوهشهای مجلس از توافق میان عربستان، ترکیه و پاکستان/ توافق مکه، آغازگر حرکت منطقه به سوی ائتلافهای مستقل از آمریکا و اسرائیل
بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بابک نگاهداری در تحلیل تغییرات نظم امنیتی منطقه پس از جنگ تحمیلی سوم، بیان داشت که از سالها پیش، هژمونی آمریکا در سطح جهانی و بهویژه در منطقه غرب آسیا به تدریج کاهش یافته است. بدین ترتیب، ایالات متحده به همراه رژیم صهیونیستی تلاش نموده است با ایجاد و تقویت شبکهای از ائتلافها و ترتیبات امنیتی، این روند را مهار و نظم جدیدی را در منطقه برقرار کند.
به گفته ایسنا، وی ادامه داد: «توافق ابراهیم» و همچنین پیمانهای دفاعی و امنیتی دو یا چندجانبهای که آمریکا با کشورهای منطقه بهویژه کشورهای عربی برقرار کرده، نمونههایی کلیدی از این رویکرد بودهاند. هدف اصلی این اقدامات، تشکیل یک معماری جدید امنیتی با محوریت آمریکا و رژیم صهیونیستی و تقویت جایگاه آنها در معادلات منطقهای بوده است.
شکست پروژه نظمسازی آمریکا و رژیم صهیونیستی
نگاهداری در ادامه افزود: جنگ تحمیلی سوم (رمضان) بهعنوان یک آزمون مهم برای راهبرد نظمسازی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی مطرح شد. ناکامی این دو در دستیابی به اهداف جنگی خود و از طرف دیگر، ایستادگی و تداوم استقلال دفاعی جمهوری اسلامی ایران، اعتبار سیطره امنیتی آمریکا و قدرت بازدارندگی رژیم صهیونیستی را به عنوان یکی از ارکان این معماری تضعیف کرده است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تصریح کرد: از این رو، تلاش برای ایجاد نظم منطقهای برپایه ائتلافها و پیمانهای امنیتی تحت سرپرستی آمریکا و رژیم صهیونیستی با شکست استراتژیک روبرو شده است. این وضعیت میتواند محاسبات امنیتی کشورهای منطقه را دچار تغییر نماید.
نگاهداری این روند را نشانهای از گذار تدریجی به سمت «امنیت مبتنی بر ظرفیتهای داخلی و منطقهای» تفسیر کرد و افزود: توافق سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان در قالب «توافق مکه» میتواند از این جنبه تحلیل شود.
وی همچنین اشاره کرد که برخی تحلیلها نشان میدهد توافق اخیر میان این سه کشور باید در چارچوب رقابت یا مقابله با جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شود؛ اما در سطحی وسیعتر، این توافق میتواند نتیجهای از کاهش اعتبار امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه باشد.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس ادامه داد: بنابراین، اینگونه توافقها ممکن است نشانهای از تغییر در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه و تلاش برای شکلدهی به یک نظم جدید باشد که لزوماً تابع از معماری امنیتی مدنظر آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست.
توافق مکه؛ نشانه شکلگیری معماری امنیتی منطقهای بومی
نگاهداری درباره ویژگیهای توافق مکه توضیح داد: این توافق بر پایه اصول دفاعی متقابل و دیدگاه حمله به یک عضو بهعنوان حمله به تمامی اعضا پایهگذاری شده است. از این منظر، میتوان گفت توافق مکه فراتر از آنکه تنها علیه یک کشور منطقهای باشد، نشاندهنده واکنشی به کاهش اعتبار معماری امنیتی پیشین و تلاشی برای بازتولید امنیت درونمنطقهای است.
وی اضافه کرد: در حالی که معماری امنیتی پیشنهادی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر پایه «تضمین امنیت از بیرون» قرار داشت، توافق مکه به عنوان نشانهای از حرکت در جهت «تأمین امنیت از طریق تجمیع ظرفیتهای قدرتهای منطقهای» قابل بررسی است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس خاطرنشان کرد: عربستان سعودی بهعنوان بنیانگذار این توافق در تلاش است تا ظرفیت نظامی و صنایع دفاعی ترکیه را با توانمندیهای نظامی و بازدارندگی راهبردی (هستهای) پاکستان ادغام کند. بنابراین، اهمیت کلیدی توافق مکه در ترکیب سه کشور نهفته نیست، بلکه در تغییر منطق امنیتی حاکم بر آن قرار دارد.
توافق مکه با چه چالشهایی مواجه است؟
نگاهداری به چالشهای ذاتی و عملکردی توافق مکه اشاره کرد و گفت: هرچند این توافق بهعنوان بازتابی از کاهش اعتبار نظم امنیتی قبلی به شمار میآید، اما مشخص نیست که توانایی آن در شرایط کنونی تا چه میزان پایدار و کارآمد باشد؛ چرا که توافق مکه در حال حاضر بسیاری از الزامات یک پیمان دفاع جمعی مؤثر را ندارد.
وی توضیح داد که مرجع و ادراک تهدید هر یک از کشورهای عضو این توافق با دیگری متفاوت است. در نتیجه، مسئله تعهد به دفاع متقابل نیز با مشکلاتی مواجه است؛ بهگونهای که اگر یکی از اعضا وارد جنگی شود که دو عضو دیگر آن را بهعنوان تهدید مستقیم به منافعشان درک نکنند، آنها ممکن است در میانه تعهدات ائتلافی و حفظ منافع ملی خود دچار مشکل شوند.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تأکید کرد: چالش اصلی توافق مکه، فاصله میان سطح سیاسی و سطح نهادی و اجرایی آن است. در واقع، این توافق بیشتر بهعنوان یک بیانیه سیاسی-راهبردی و نه یک ائتلاف نظامی عملیاتی شناخته میشود.
نگاهداری افزود: ارزیابی واقعی این توافق نه تنها باید بر اساس متن اعلامی آن، بلکه در مرحله پس از امضا و بر اساس توانایی اعضا برای ایجاد نهادها، سازوکارها و ظرفیتهای عملیاتی مشترک، مشخص گردد.
ضرورت جلوگیری از بازتولید منطق امنیتی آمریکا در قالبی جدید
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در پایان یادآور شد: جمهوری اسلامی ایران باید تحولات امنیتی جدید منطقه را با نگاهی استراتژیک و فراتر از شکل ظاهری ائتلافها پیگیری کند.
نگاهداری اضافه کرد: نباید اجازه داد ترتیبات امنیتی جدید منطقه، بهجای اینکه جایگزین چتر امنیتی آمریکا شوند، صرفاً به بازتولید همان منطق در قالبی بومی بیانجامند. نکته حائز اهمیت، جهتگیری این ترتیبات و منطق حاکم بر آنهاست؛ اینکه آیا به سمت خوداتکایی، گسترش همکاری و امنیت درونمنطقهای حرکت خواهند کرد یا در نهایت تبدیل به ابزارهایی برای تداوم تنشها خواهند شد.
وی همچنین مطرح کرد: بر این اساس، جنگ تحمیلی سوم تنها یک رویارویی نظامی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش معماری امنیتی در حال شکلگیری در منطقه به شمار میرود؛ آزمونی که نتایج آن میتواند تأثیر بهسزایی در بازتعریف ترتیبات امنیتی و موازنه قدرت در غرب آسیا در سالهای آتی داشته باشد.
۲۹۲۲۱