کد خبر 672263
۱۴۰۵/۰۵/۲۳ ۲۰:۳۵

اینفوگرافی/ روایت یک ادغام نظامی؛ چرا «قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء» با «ستاد کل نیروهای مسلح» ترکیب شد؟

ساعت 24 - آنچه که به‌نظر می‌رسد تنها ادغام دو ساختار نظامی باشد، در اعماق خود می‌تواند به بازتعریف ارتباط میان «ستاد»، «فرماندهی» و «میدان» منجر شود. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) در اصل به‌منظور حل مسئله فرماندهی مشترک در صحنه‌های جنگ کلاسیک تأسیس گردید و ستادکل نیز برای ایجاد سطحی از هماهنگی و برنامه‌ریزی جامع‌تر شکل گرفت. حال که نوع تهدیدات دچار تغییر شده، این پیوند میان دو تجربه می‌تواند تلاشی برای ساختن الگویی سازگار با جنگ‌های آتی به شمار آید.
اینفوگرافی/ داستان یک ادغام نظامی؛ چرا «قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء» در «ستاد کل نیروهای مسلح» ادغام شد؟

خبرآنلاین- تحول در **قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)** و ادغام آن در **ستادکل نیروهای مسلح** را می‌توان به عنوان بخشی از یک دگرگونی وسیع‌تر در سیستم فرماندهی کشور در نظر گرفت؛ دگرگونی‌ای که نمی‌توان نقطه شروع آن را فقط در یک تصمیم اداری یا تغییر در ساختار سازمانی خلاصه کرد. در واقع، آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، نتیجه تجمع تجربیات ارزشمندی است که در سال‌های اخیر در عرصه‌های نظامی و امنیتی حاصل شده و ضرورت بازنگری در ارتباط میان تصمیم‌گیری راهبردی و فرماندهی عملیاتی را آشکار کرده است.

از ابتدای تأسیس، **قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)** با یک مأموریت خاص تأسیس شده بود: تسهیل فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک بین نیروهای مسلح. این قرارگاه طی دوران جنگ تحمیلی به وجود آمد، زمانی که نیاز به همکاری همزمان ارتش و سپاه و هماهنگی میان ظرفیت‌های نظامی مختلف برای انجام عملیات‌های گسترده‌تر احساس می‌شد. اکنون، چهار دهه بعد، شرایط تغییر کرده است. دیگر تنها نیاز به هماهنگی میان چند یگان در یک جبهه خاص نیست؛ بلکه میدان عمل جدید شامل مجموعه‌ای از حوزه‌های متصل به هم است که شامل موشکی، پهپادی، پدافند، اطلاعات، جنگ الکترونیک و فضای سایبری می‌باشد.

در این بستر، اهمیت یک ساختار فرماندهی به توانایی آن در جمع‌آوری و پردازش سریع داده‌ها و تبدیل آن‌ها به تصمیم‌های مؤثر بستگی دارد. در جنگ‌های مدرن، زمان چندانی برای رفت‌وبرگشت‌های طولانی میان سطوح فرماندهی وجود ندارد. تهدیدات ممکن است همزمان در چندین حوزه ظاهر شوند و واکنش نیز باید با این سرعت تطبیق داده شود. بنابراین، یکی از کاربردهای اصلی انتظار می‌رود تا فاصله بین «تصمیم» و «اقدام» کاهش یابد.

این امر تفاوت‌های تاریخی میان ستادکل و **قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)** را دوباره زیر ذره‌بین می‌برد. ستادکل در چندین دهه اخیر بیشتر به عنوان مرجع سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، سازماندهی و هماهنگی کلان نیروهای مسلح شناخته شده، در حالی که قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) ارتباط مستقیم‌تری با میدان عمل و فرماندهی مشترک داشته است. اکنون تقرب این دو نهاد می‌تواند به معنای کوشش برای ایجاد یک حلقه فرماندهی یکپارچه‌تر باشد؛ حلقه‌ای که در آن اطلاعات عملیاتی، ارزیابی‌های ستادی و تصمیم‌گیری‌های راهبردی با کمترین فاصله به یکدیگر مرتبط شوند.

از این منظر، ادغام را می‌توان پاسخی به یک پرسش کلیدی عملیاتی تلقی کرد: در شرایطی که چندین حوزه نظامی به‌طور همزمان به فعالیت می‌پردازند، چه ساختاری می‌تواند نمای کاملی از میدان عمل در اختیار فرماندهی قرار دهد؟ پاسخ به این پرسش تنها به فناوری یا تجهیزات مربوط نمی‌شود. حتی پیشرفته‌ترین سیستم‌ها نیز هنگامی می‌توانند نقش خود را ایفا کنند که اطلاعات آن‌ها در یک شبکه تصمیم‌گیری یکپارچه قرار گیرد و هر بخش بداند در کنار دیگر اجزا چه مأموریتی دارد.

بدیهی است که ادغام نباید به معنای حذف مأموریت‌های خاص نیروهای مسلح تصور گردد. ارتش، سپاه، فراجا و دیگر نهادهای نظامی همواره دارای ساختارها و وظایف تخصصی خود خواهند بود. آنچه در سطح کلان تغییر خواهد کرد، شیوه ارتباط میان این ظرفیت‌هاست. به بیان دیگر، هدف می‌تواند حرکت از نوعی «هماهنگی موردی» به سمت «هماهنگی ساختارمندتر» باشد؛ به‌گونه‌ای که در شرایط بحران، نیاز به ایجاد سازوکارهای موازی برای تجمیع ظرفیت‌های مختلف به حداقل برسد.

در این راستا، انتخاب فرمانده نیز بخشی از معادله است. عبداللهی پیش از تصدی فرماندهی **قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)**، در ساختارهای ستادی نیروهای مسلح فعالیت کرده و این تجربه وی را به هر دو سطح ستاد و عملیات آشنا کرده است. بنابراین، همزمانی تغییر ساختار با حضور فرمانده‌ای با تجربه در هر دو حوزه، می‌تواند در این دوره گذار حیاتی باشد؛ دوره‌ای که در آن فقط تغییر نام یا جابه‌جایی واحدها کافی نیست و باید روابط میان بخش‌های مختلف نیز مجدداً طراحی شود.

در نهایت، اهمیت این تحول باید در چشم‌انداز آینده‌اش جست‌وجو شود. ادغام زمانی می‌تواند به تغییری مؤثر منجر شود که نتایج آن در عرصه تصمیم‌گیری نمایان شود؛ بدین معنا که اطلاعات سریع‌تر به جریان بیفتد، ارزیابی‌ها در فاصله‌ای کمتر به فرماندهی برسد، و توانمندی‌های مختلف به شکلی هم‌راستا و هماهنگ به کار گرفته شوند و در نهایت، تصمیم‌های کلان با سرعت و کارآیی بیشتری به اقدام عملیاتی تبدیل گردند.

بنابراین، آنچه که ظاهراً ادغام دو ساختار نظامی به نظر می‌رسد، در عمق خود می‌تواند بازتعریفی از رابطه میان «ستاد»، «فرماندهی» و «میدان» باشد. **قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)** زمانی برای حل معضل فرماندهی مشترک در جنگ‌های کلاسیک تأسیس شد و ستادکل نیز برای برقراری یک سطح هماهنگی و برنامه‌ریزی فراگیرتر شکل گرفت. اکنون که نوع تهدیدها دگرگون شده، اتصال این دو تجربه می‌تواند تلاشی باشد برای ایجاد الگویی متناسب با جنگ‌های پیش‌رو؛ جنگ‌هایی که در آن‌ها سرعت تصمیم‌گیری، یکپارچگی اطلاعات و هماهنگی میان حوزه‌های مختلف به اندازه قدرت نظامی اهمیت خواهد داشت.

۳۱۳۱

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.