جناب آقای سعید جلیلی! پیشتر چه گفتی، اما اکنون چرا سکوت کردهای؟/ زمانی که طرفداران شما به اصل مذاکره انتقاد میکردند، چرا بیتفاوت بودی؟
ساعت 24 - سعید جلیلی به تازگی در یکی از نشستهای «حکمت سیاسی اسلام» بیان کرده است: «جنگ و مذاکره هر دو در زمره ابزارها قرار دارند؛ ممکن است در برخی شرایط مورد استفاده قرار گیرند و در شرایط دیگر بیفایده باشند. ولی آنچه که در حقیقت اهمیت دارد، مبارزه علیه ظلم، دفاع از حقوق و ایستادگی در برابر ناعدالتی است.»
بر اساس گزارش خبرآنلاین و به نقل از روزنامه خراسان، این ادعا از منظر نظری، گزارهای صحیح، واقعگرایانه و مطابق با اصول سیاست خارجی به شمار میآید. هیچ دولت معقولی بهطور ذاتی جنگ یا مذاکره را معتبر نمیداند؛ بلکه هر دو بهعنوان ابزارهایی برای دستیابی به منافع ملی و وادار ساختن دشمن به پذیرش اراده سیاسی به کار میروند.
اما مسأله درستی این گفته نیست، بلکه مشکل در زمان طرح آن است.
اما مسأله درستی این گفته نیست، بلکه مشکل در زمان طرح آن است.
در ماههای اخیر، زمانی که عدهای از حامیان و چهرههای سیاسی مرتبط با آقای جلیلی به جای نقد محتوای مذاکرات، به طور کلی به طرد اساس مذاکرات روی آورده بودند، از او موضع روشنی شنیده نشد. در زمانهایی که مذاکرهکنندگان ایرانی با تندترین شعارها در خیابانها روبهرو بودند و هر فردی که به ضرورت استفاده هوشمندانه از دیپلماسی اشاره میکرد، تحت اتهام سازش و حتی خیانت قرار میگرفت، انتظار میرفت که آقای جلیلی همین واقعیت ساده را با صدایی رسا بیان کند که جنگ و مذاکره هر دو ابزارهای مبارزهاند.
جالب اینکه رئیس تیم مذاکرهکننده ایران نیز در اوج فشارها بارها بر این نکته تأکید کرده بود که مذاکره یکی از روشهای مبارزه است و ابراز داشت: «هدف ما تنها جنگ یا مذاکره نیست؛ بلکه منظور این است که در زمان مناسب به جنگ بپردازیم و در زمانی دیگر مذاکره کنیم.» فاصله این بیان با گفتههای اخیر آقای جلیلی چندان زیاد نیست، اما تفاوت میان هزینههایی که برای بیان هر یک از این دو جمله پرداخت شده، از اهمیت زیادی برخوردار است.
سیاستمداری مسئولانه تنها به بیان حقایق درست محدود نمیشود؛ بلکه یک سیاستمدار باید حقیقت را در زمانی بیان کند که ابراز آن هزینهزا باشد، فضای اجتماعی را از افراط دور کند و مانع از قربانی شدن منافع ملی در رقابتهای جناحی گردد. بیان یک موضع منطقی پس از کاهش هیجانات، البته دارای ارزش است؛ اما نمیتواند سکوت در زمانهای تیرگی را جبران کند، زمانی که طرفداران یک جریان مرزهای میان نقد سیاسی و تخریب ناجوانمردانه را رد کرده بودند.
آقای جلیلی امروز بهدرستی به ابزاری بودن جنگ و مذاکره اشاره میکند؛ با این حال، پرسش همچنان پابرجاست: چرا این حقیقت در زمانی بیان نشد که رقبای سیاسی او برای دفاع از همین منطق، در خیابانها هزینه میپرداختند؟ شجاعت تنها در ایستادگی در برابر دشمن نمود نمییابد، بلکه گاهی اوقات مهمترین مصداق آن، ایستادن در برابر افراط نزدیکترین حامیان است.
17302