کد خبر 672503
۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ۰۸:۳۷

سرمایه‌های فرهنگی، عامل تقویت انسجام اجتماعی

ساعت 24 - هنر مدیریت در زمینه فرهنگ ممکن است از همین نقطه شروع شود: جامعه باید سرمایه‌های فرهنگی خود را قبل از اینکه به خاطرات فراموش‌شدنی تبدیل شوند، شناسایی کرده، به آن‌ها احترام بگذارد و فرصت‌های تأثیرگذاری آن‌ها را حفظ کند. در زمانی که ایران به هم‌بستگی، امید و افزایش اعتماد اجتماعی احتیاج دارد، حفاظت از این سرمایه‌ها به یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی تبدیل می‌شود.
سرمایه‌های فرهنگی، پشتوانه انسجام اجتماعی

از دست دادن مرحوم «ایرج»، با صدای جادویی و ماندگاری که نسل‌های گوناگونی از ایرانیان با آن خاطرات مشترکی دارند، ما را به تفکر درباره مفهومی عمیق و شاید ناچیز درک‌شده به نام «سرمایه اجتماعی» وادار می‌کند. این مفهوم در فضای خالی شکل نمی‌گیرد بلکه از انباشت اعتماد، یادها، تجربیات و احساس تعلقی که در گذر زمان ایجاد می‌شود، حاصل می‌آید. فرهنگ و هنر نقش مؤثری در این پروسه ایفا می‌کنند. از این منظر، هنرمندانی همچون ایرج جزو دارایی‌های اجتماعی کشور به شمار می‌روند. این مسئله در شرایط کنونی کشور از اهمیت دوچندانی برخوردار است. جامعه ایران در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌ها و چالش‌های جدی مواجه شده است.

در این زمان‌ها، معمولاً سیاست‌گذاران بیشتر به شاخص‌های اقتصادی و مدیریت امور روزمره کشور می‌پردازند. این مسائل اهمیت دارند؛ اما تجربیات نشان داده‌اند که عبور از بحران نیازمند اعتماد به نفس، امید و احساس تعلق بین شهروندان نیز هست. در این راستا، فرهنگ به موضوعی کلیدی در ارتباط با همبستگی اجتماعی تبدیل می‌شود. جامعه برای حفظ انسجام خود به مشترکات نیاز دارد؛ به انسان‌ها، یادها و داستان‌هایی که می‌توانند فارغ از تفاوت‌های سیاسی، اجتماعی و نسلی، آنان را به یکدیگر پیوند دهند. هر چه این قلمرو مشترک وسعت بیشتری داشته باشد، احتمال گفت‌وگو و هم‌زیستی نیز افزایش می‌یابد. از این دیدگاه، نگرش ما به سرمایه‌های فرهنگی نیازمند بازبینی است.

ما گاهی ارزش شخصیت‌های فرهنگی خود را تنها در زمان فقدان آن‌ها به‌خوبی درک می‌کنیم. در روزهای پس از فوت یک هنرمند، حجم واکنش‌ها و پیام‌ها از سوی مردم نشان می‌دهد که او چه جایگاهی در حافظه جمعی جامعه داشته است. این سؤال پیش می‌آید که چرا قدرشناسی نسبت به این چهره‌ها همیشه در زمان حیاتشان وجود ندارد؟ سیاست فرهنگی می‌تواند یکی از پاسخ‌ها را در دل همین سؤال بیابد. هنرمند نیازمند فرصت برای خلق و حضور است و جامعه نیز باید قادر باشد ارتباطی طبیعی با سرمایه‌های فرهنگی خود برقرار سازد. نگریستن جامع به فرهنگ، به معنای به رسمیت شناختن تنوع جامعه ایران است. هر چهره‌ای که موفق به جذب بخشی از این جامعه شود و در یاد ساکنان آن ماندگار بماند، می‌تواند پلی برای تقویت ارتباطات اجتماعی ایجاد کند.

از دست دادن یا به حاشیه راندن این ظرفیت‌ها، باعث کاهش دایره مشترکات جامعه می‌شود؛ به ویژه در زمانی که کشور به گسترش این دایره نیاز دارد. یکی از رویکردهای ابتدایی دولت نیز تأکید بر شنیدن صداهای متنوع جامعه و تقویت «وفاق» بوده است. وفاق زمانی ماندگار می‌شود که شهروندان احساس کنند تفاوت‌هایشان ارزشمند شمرده شده و آنچه برای‌شان مهم است، در فضای عمومی نیز احترام دارد. فرهنگ یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های شکل‌گیری چنین احساساتی است. به همین خاطر حفظ سرمایه اجتماعی ارتباط مستقیمی با نحوه تعامل ما با دارایی‌های فرهنگی دارد. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به افزایش مشترکات نیازمند است و نه کاهش آن‌ها؛ به شناسایی افرادی که مردم در سال‌های متمادی آن‌ها را در حافظه جمعی خود گنجانده‌اند.

فقدان «ایرج» فرصتی برای بازنگری در همین موضوع را فراهم می‌آورد. او رفت و آثارش به عنوان بخشی از میراث موسیقایی باقی خواهد ماند. اما در کنار ارادت به او، باید به چهره‌هایی بیندیشیم که امروز در میان ما حضور دارند؛ آن‌هایی که هر کدام نمایندگی بخشی از سرمایه فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را بر عهده دارند. قدرشناسی از این سرمایه‌ها اگر به مراسم‌های پس از فقدان محدود شود، بسیار دیرهنگام است.

هنر حکمرانی در دنیای فرهنگ به‌طور قطع از همین‌جا آغاز می‌گردد: جامعه باید سرمایه‌های خود را پیش از آنکه به خاطرات تبدیل شوند، بشناسد و به آنان ارج نهد و امکان اثرگذاری‌شان را حفظ نماید. در روزهایی که ایران به انسجام، امید و تقویت اعتماد اجتماعی شدیداً نیاز دارد، مراقبت از این سرمایه‌ها به یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

**سخنگوی دولت

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.