مرد عنکبوتی پس از نجات جهان چه چیزهایی میتواند از دست بدهد؟
فرارو- زینب بیات، اخیراً نمایش جهانی فیلم «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً جدید» (Spider-Man: Brand New Day) آغاز شده است. اما این کار نهتنها بدون چالش نیست، بلکه وظیفهای سنگین بر دوش دارد. هر فیلم ابرقهرمانی که پس از «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» به روی پرده رفته، به نوعی با آن مقایسه شده است.
به نقل از فرارو، این اثر در سال 2021 با جمعآوری سه نسل از شخصیتهای مرد عنکبوتی و مجموعهای از دشمنان خاطرهانگیز، به فروش ۱.۹۲ میلیارد دلار دست پیدا کرد و عملاً معیاری جدید برای یک پایان حماسی قرار داد. هر فیلمی که بعد از آن اکران شد، مجبور به تکرار آن مقیاس یا انتخاب یک مسیر متفاوت بود.
کارگردان «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً جدید» تصمیم به انتخاب راه دوم گرفته و بهجای تمرکز بر روی شلوغیهای چندجهانی، دوربین را بر چهرهی خسته «پیتر پارکر» تثبیت کرده است. این تصمیم هم جسورانه است و هم مخاطرهآمیز.
اکنون این شخصیت دیگر یک نوجوان شاداب نیست، بلکه مردی دلتنگ است که زندگیاش را بین مبارزه با جرم و ترمیم ابزارها تقسیم کرده است. دشمنی اصلیاش دیگر یک ابرشرور نیست، بلکه آن ویرانی است که بهمنظور نجات جهان برپا ساخته است.
قهرمانی که به فراموشی سپرده شده است

در انتهای فیلم پیشین، دکتر استرنج خاطرات وی را از ذهن عزیزانش پاک کرد. اکنون کسانی که به آنها عشق میورزد، او را نمیشناسند. این تصمیم به ایجاد شخصیتی انسانیتر و آسیبپذیرتر منجر شده است. ویژگیای که از آغاز مرد عنکبوتی را از سایر ابرقهرمانان متمایز میکرد.
رابطهاش با «امجی» بهعنوان اصلیترین جنبه احساسی این بازگشت، بهشمار میآید. ایدهی اینکه دو نفر با گذشته مشترک اما بدون حافظهای مشابه در برابر یکدیگر قرار بگیرند، پتانسیل دراماتیک بالایی دارد. اما مشکل در شیوه اجراست. بهجای اینکه این موقعیت به نقطه آغازین تبدیل شود، بیش از حد بر آن تأکید میشود. تماشاگر منتظر احیای مجدد این پیوند است و نه صرفاً تماشای تکرار مکرر یک فقدان.
این وسواس برای عمق بسیار، در واقع بزرگترین نقطه ضعف فیلم محسوب میشود. کارگردان بهوضوح در پی ساخت اثری بالغتر از فرمولهای مرسوم این ژانر است و در برهههایی نیز موفق میشود، اما در برخی زمانها تلاش برای جدی بودن بهقدری شفاف میشود که بهجای همدلی با احساسات شخصیتها، مخاطب صرفاً نظارهگر تلاشی برای القای احساسات است. نتیجه، صحنههایی است که باید تأثیرگذار جلوه کنند، اما در عوض بیروح از آب درمیآیند.
شخصیتی که میتوانست به شرارت بیشتری گرایش داشته باشد

شخصیت منفی فیلم نتیجهای از یکی از انتخابهای عجیبی است که فیلمنامه در نظر گرفته است. در ابتدا، این شرور بهعنوان موجودی مرموز و ترسناک با قدرت کنترل ذهن معرفی میشود. این دشمن نه بهوسیله نیروی جسمی، بلکه با نفوذ به ذهن انسانها تهدید ایجاد میکند. این بنیاد، فضایی برای تقابلهای روانشناسانه جدی فراهم میآورد. اما فیلم بهسرعت از این مسیر منحرف میشود و انگیزهای انسانی و قابل همدلی برای او تعریف میکند. این انتخاب، تنش ابتدایی را رقیق میکند، هرچند که از منظر شخصیتپردازی قابل دفاع است.
آنچه فیلم را بیشتر جذبکننده میسازد، همچنان ارتباط تام هالند و زندایا است. هالند اینبار «پیتر پارکر» را نه با گفتار زیاد، بلکه با سکوت و زبان بدن به تصویر میکشد. این قهرمان به نظر به زندگی معمولی بازگشته، اما در درون هنوز با فقدان مبارزه میکند. همچنین زندایا فرصتی برای ارائه نوع جدیدی از بازی را پیدا کرده است. «امجی» اکنون زنی است که در برابر غریبهای ایستاده، در حالی که تماشاگر تمام گذشتگان مشترک آنها را به خاطر میآورد. این فاصله بین دانایی بیننده و نادانی شخصیت، بازی زندایا را از بزرگسازی دور نگه میدارد و به آن ظرافت میبخشد. افسوس که فیلمنامه به اندازه توانایی این دو بازیگر از ظرفیت رابطه آنها بهره نمیبرد.
بهنظر میرسد «روزی کاملاً جدید» نتواند در گیشه همان اثر موفق «راهی به خانه نیست» را رقم بزند، اما بهنظر میرسد چنین هدفی نیز ندارد. دستاورد اصلی این فیلم در جای دیگری قرار دارد. بازگشت مرد عنکبوتی به تصویر یک مرد تنها، آسیبدیده و درگیر با بحران هویت، همان خصوصیاتی است که این شخصیت را از ابتدا به وجود آورده و قابل همذاتپنداری میسازد.