بر اساس گزارش خبرنگار مهر، راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری ارزی در بورس جدیدترین تلاش مقامات سیاستگذار برای منتقل کردن تقاضای دلاری از بازار غیررسمی به مسیرهای رسمی است. مسئولان بر این باورند که توسعه ابزارهای ارزی میتواند به جمعآوری منابع ارزی راکد در اختیار مردم کمک کند و همچنین فشار تقاضا بر بازار آزاد را کاهش دهد؛ اما سؤال اصلی برای سرمایهگذاران این است که آیا صندوق ارزی واقعاً میتواند جایگزین نگهداری اسکناس در منزل و انجام معاملات در بازار آزاد شود یا خیر.
صندوقهای ارزی بهعنوان صندوقهای با درآمد ثابت ارزی طراحی شدهاند، به این معنی که افراد اسکناس دلار یا دیگر ارزها را به شعب بانکی یا کارگزار مشخصشده تحویل میدهند و در مقابل واحد صندوقی دریافت میکنند و در زمان ابطال، ارز متناظر طبق مقررات به آنها پرداخت میشود. این گونه، از منظر سیاستگذار، ارزها از سطح بازار جمعآوری و به سمت کانالهای رسمی برای تأمین مالی پروژههای صادراتی منتقل میگردند.
با این حال، تجربیات سالهای اخیر نشاندهنده این است که بخش عظیمی از تقاضای ارز در اقتصاد ایران فقط به منظور سرمایهگذاری مالی نیست، بلکه شامل تقاضای احتیاطی، بیاعتمادی نسبت به آینده و تمایل به نگهداری اسکناس برای دسترسی سریع است. همین تفاوت ماهیت تقاضا است که مشخص میکند صندوق ارزی تا چه اندازه میتواند بازار غیررسمی را محدود کند.
انتخاب سرمایهگذاران میان صندوق و اسکناس
حمیدرضا فرهادی، کارشناس بازار پول در گفتگو با مهر اظهار میکند که صندوق ارزی میتواند برای سرمایهگذاران حرفهای و افرادی که نگاه بلندمدت به حفظ ارزش دارایی دارند، جذاب باشد زیرا ریسک نگهداری اسکناس در منزل و هزینههای انتقال و مخاطرات امنیتی را کاهش میدهد؛ اما برای بخش عمدهای از جامعه که دلار را نماد دارایی در دسترس و خارج از سیستم رسمی تلقی میکنند، هنوز صندوق ارزی نمیتواند جای اسکناس را بگیرد.
وی توضیح میدهد که رفتار سرمایهگذاران خرد بیشتر بر مبنای تصورات امنیت و کنترل مستقیم بر دارایی تأثیر دارد تا منطق فنی ابزارها. وقتی فرد میبیند قادر است هر لحظه اسکناس را در بازار آزاد به ریال تبدیل کند، احساس میکند در برابر شوکهای ناگهانی انعطافپذیری بیشتری دارد و تا زمانی که صندوق ارزی در نظر او بهعنوان دارایی کاغذی و وابسته به مقررات به شمار رود، در مقایسه با این طرز فکر عقب خواهد ماند.
فرهادی تأکید میکند اگر طراحی صندوقها بهگونهای باشد که سرمایهگذار در زمان ابطال بدون تأخیر و محدودیت، همان ارز پایه را دریافت کند و این روند بهطور عملی چندین بار بدون مشکل انجام شود، به تدریج بخشی از تقاضای احتیاطی نیز ممکن است به سمت صندوقها جلب شود.
نقدشوندگی و اعتماد؛ حلقه مفقوده رقابت با بازار آزاد
یک نکته بحرانی دیگر که در مقایسه صندوق ارزی و بازار غیررسمی به میان میآید، نقدشوندگی است. هرچند بازار آزاد ارز غیررسمی محسوب میشود، برای بسیاری از فعالان اقتصادی آشنا و شناختهشده است؛ خریداران و فروشندگان در طول ساعات طولانی روز در دسترس هستند، مبادله با اسکناس انجام میشود و تبدیل دارایی ارزی به ریالی بهطور آنی انجام میشود. در این شرایط، صندوق ارزی باید توانمندی خود را در ارائه خروج سرمایهگذار با کمترین فاصله زمانی و قیمتی به اثبات برساند.
فرهادی در این باره خاطرنشان میکند که اگر سرمایهگذار احساس کند که در زمان نیاز، باید چند روز منتظر تسویه بماند یا قیمت ابطال واحدها با نرخ مرسوم بازار تفاوت فاحشی داشته باشد، تمایل او برای استفاده از صندوق کاهش خواهد یافت و وجود بازارگردان معتبر، وضوح زمانبندی ابطال و اتصال منطقی قیمت واحدها به نرخهای مرجع ارز از جمله الزامات لازم برای ایجاد حس نقدشوندگی است.
این کارشناس بازار پول معتقد است که نقش صندوقهای ارزی در کاهش نوسانات دلار هنگامی جدی میشود که هزینه بدعهدی سیاستگذار افزایش یابد و اگر قواعد صندوقها بهشیوهای تنظیم شوند که هر گونه تغییر ناگهانی در ضوابط بلافاصله اثر منفی بر اعتماد سرمایهگذاران و موفقیت طرح گذاشته باشد، خود سیاستگذار تشویق میشود از تصمیمات غیرمنتظره خودداری کند و این برای بازار سرمایه و همچنین ثبات انتظارات در بازار ارز سودمند خواهد بود. در کنار این موارد، یکی از مزیتهای فنی صندوقهای ارزی معافیتهای مالیاتی و شفافیت سازوکار آنهاست که میتواند امکان تأمین مالی ارزی پایدار را برای شرکتهای صادراتی فراهم کند و از این منظر، حتی اگر اثر مستقیم صندوقها بر کاهش تقاضای دلار در سطح خانوار محدود باشد، تأثیر آنها بر تأمین ارز برای بخش واقعی اقتصاد میتواند بهطور غیرمستقیم به کاهش فشار بر نرخ دلار کمک نماید.
تأثیر واقعی بر بازار غیررسمی؛ کم اما قابل توجه
تحلیل کلی این عوامل نشان میدهد که صندوقهای ارزی میتوانند بهعنوان یک سوپاپ رسمی در جذب بخشی از تقاضای دلاری ایفای نقش کنند، اما ظرفیت آنها برای محدود کردن بازار غیررسمی، بهویژه در کوتاهمدت، محدود است. این ابزارها بیشتر برای گروهی از سرمایهگذاران بهینه هستند که نگاهی سرمایهگذاری و بلندمدت به ارز دارند، با سازوکار صندوق و بازار سرمایه آشنا هستند و از بار روانی نگهداری اسکناس منزوی شدهاند و بهتدریج به ثبات مقررات این صندوقها اعتماد پیدا کردهاند.
در مقابل، تقاضای ناشی از بیاعتمادی به آینده، نیاز به نقدینگی فوری یا ترجیح ناشناسی در معاملات احتمالاً همچنان به بازار غیررسمی وابسته خواهد بود. بنابراین صندوقهای ارزی باید بهعنوان بخشی از بسته سیاستی برای مدیریت بازار ارز در نظر گرفته شوند، نه بهعنوان ابزاری مستقل و توانمند.
در پایان، فرهادی جمعبندی میکند که اگر صندوقهای ارزی با ساختار شفاف، بازارگردانی قدرتمند و تضمینهای عملی در تسویه ارز راهاندازی شوند و بهطور همزمان شکاف قیمتی میان نرخ رسمی و بازار آزاد کاهش یابد، این ابزارها میتوانند در میانمدت بخشی از تقاضای غیرمولد ارز را به کانال رسمی سوق دهند و به آرامسازی انتظارات دلاری یاری رسانند. اما اگر این شروط رعایت نشود، صندوقهای ارزی تنها به عنوان ابزاری مکمل در کنار بازار آزاد باقی خواهند ماند و نمیتوانند جای آن را بگیرند.