کد خبر 674163
۱۴۰۵/۰۵/۲۶ ۰۷:۳۱

در کدام نقطه‌ای از جهان، رئیس فدراسیون و وزیر پیشین، رهبری یک باشگاه را بر عهده می‌گیرند؟ واقعاً با وجود تاجرنیا، استقلال به مدیرعاملی نیاز دارد؟

ساعت 24 - مجدداً ماجرای گزینش مدیرعامل استقلال تبدیل به موضوعی پرطرفدار در رسانه‌ها گردید.
کجای دنیا رئیس فدراسیون و وزیر سابق، مدیریت یک باشگاه را می‌پذیرند؟ اصلا با بودن تاجرنیا استقلال چه نیازی به مدیرعامل دارد؟

دوباره، ماجرای انتخاب مدیرعامل برای باشگاه استقلال به کانون توجه رسانه‌ها تبدیل شده است. در این بین، نام شهاب‌الدین عزیزی‌خادم -رئیس پیشین فدراسیون فوتبال-، حمید سجادی -وزیر سابق ورزش و جوانان- و مصطفی متدین، از مدیران تأثیرگذار در صنعت پتروشیمی- به‌عنوان سه گزینه نهایی برای تصدی این موقعیت مطرح می‌شود. شایعه شده که کمیته انتصابات هلدینگ خلیج فارس در هفته آینده شخص جدیدی را برای هدایت تیم مدیریتی باشگاه استقلال معرفی خواهد کرد.

از آن روز که هلدینگ خلیج فارس مالکیت استقلال را به عهده گرفت و به دنبال آن، سمتی به‌عنوان نماینده تام‌الاختیار مالک در هیئت‌مدیره به وجود آمد، صندلی مدیرعامل به یکی از کم اعتبارترین موقعیت‌ها در این باشگاه تبدیل شده است! در تمامی نقاط دنیا، تصمیم‌گیری‌ها به عهده نفر اول اجرایی -که همان مدیر باشگاه است- قرار می‌گیرد و هیئت‌مدیره نقش نظارت و سیاست‌گذاری را ایفا می‌کند.

اما در باشگاه استقلال، با ورود نماینده تام‌الاختیار مالک به عرصه مدیریت، عملاً نقش مدیرعامل کمرنگ شده و به ابزاری برای تأیید تصمیمات دیگران تبدیل گردید! بدین ترتیب، شرایط به‌گونه‌ای پیش رفت که مشاهده کردیم این روند نه‌تنها مؤثر نیست، بلکه زمین‌گیر کننده بود. در هر باشگاه باید یک نفر به‌طور واضح تصمیم‌گیری کرده و مسئولیت پذیر باشد و در استقلال، این تاجرنیا بود که همیشه پیشتاز تصمیم‌سازی‌ها بود.

شاهد بودیم که وقتی مسئولیت‌ها به هیچ‌کس داده نشد، تاجرنیا خودش عهده‌دار سرپرستی مدیرعاملی شد. این موقعیت موقت بود و قرار بود مدیر جدیدی انتخاب شود، اما وقایع فصل گذشته و عدم اتمام لیگ، پروژه استقلال را به حالت تعطیلی کشاند. اکنون که فصل تازه آغاز شده و همه چیز به روال طبیعی خود برگشته، دوباره ماجرای مدیریت استقلال در آستانه تکرار است و به‌نظر می‌رسد، بار دیگر همان الگوهای قبلی شاهد خواهیم بود!

سوالی که پیش می‌آید این است؛ در حالی که تاجرنیا به‌عنوان نماینده تام‌الاختیار مالک و رئیس هیئت‌مدیره حضور دارد، چرا استقلال به دنبال مدیر جدیدی است؟ این مسئله به‌جای خود، اما حتی بین این سه گزینه مورد اشاره نیز ابهامات و سوالات زیادی وجود دارد. اگر فقط همین سه نفر کاندیدا باشند، دو نفر از آنها (عزیزی و متدین) در حوزه پتروشیمی فعالیت دارند. چرا؟ دو نفر از اینها در حوزه مدیریت ورزشی تجارب بخصوصی دارند (عزیزی و سجادی) که کارنامه‌ آنها چندان موفق نبوده و قبل از پایان دوره خود برکنار شدند! و یکی از این گزینه‌ها حتی شناخته‌شده نیست! چرا؟!

به هرحال، این سوالات تا زمان مشخص شدن مدیرعامل جدید باقی خواهد ماند! مسئله‌ای مهم‌تر هم وجود دارد؛ با وجود شهرت و اهمیت باشگاه استقلال، چگونه ممکن است که یک رئیس سابق فدراسیون فوتبال و یک وزیر سابق ورزش بر کرسی مدیریت این تیم بنشینند؟! الگوی مشابهی که پیش از این پرسپولیس با داریوش مصطفوی تجربه کرده و منجر به بن‌بست شده هم در اینجا نگران‌کننده است!

هر باشگاه، جزء ارکان اصلی فوتبال در هر کشور به‌شمار می‌آید و فدراسیون، مسئولیت تمامیت این ورزش را عهده‌دار است. بنابراین، اگرچه به‌صورت غیر مستقیم، رئیس فدراسیون فوتبال مهمترین مقام فوتبال در هر کشور است، ولی باید تذکر داد که حتی اگر آن کشور صاحب بزرگترین باشگاه‌های جهان مانند رئال مادرید و بارسلونا نیز باشد، وزیر ورزش بالاترین مقام برای مدیریت ورزش در آن کشور محسوب می‌شود. با وجود اینکه فدراسیون‌ها استقلال عمل دارند، اما سیاست‌گذاری کلی و اجرای آن، تحت نظارت دولت قرار دارد و وزیر ورزش نماینده دولت در اداره‌ی کل ورزش در تمام رشته‌هاست. پس چگونه ممکن است کسانی با عناوین پرزیدنت فوتبال و وزیر ورزش راضی شوند روی صندلی مدیریت یک باشگاه بنشینند؟!

بار دیگر یادآور می‌شویم که اعتبار استقلال و پرسپولیس تردید ناپذیر است. جایگاه مدیریت این دو تیم بزرگ، به فردی تمام‌وقت و با تجربه نیاز دارد، اما باید به یاد جمله معروف محمد دادکان افتاد، زمانی که محمد علی آبادی—رئیس وقت سازمان تربیت بدنی—در نظر داشت به رقابت ریاست فدراسیون فوتبال بپردازد. او در برنامه ۹۰ بیان کرد: "شما وقتی ۱۰۰ را دارید، چرا باید دنباله‌رو ۹۰ باشید؟ "

در نهایت، رئیس ورزش یک کشور، موقعیتی بالاتر از ریاست هر فدراسیون دارد، پس چرا باید به سمت مدیریت فوتبال گام بردارد؟ این نظریه منطقی همچنان معتبر است و در پی این سوال، سوالات دیگری به وجود می‌آید؛ آیا از ابتدا هدف این مدیران صرفاً نشستن بر صندلی مدیرعاملی یک باشگاه بود؟ -همچون حمید سجادی که سابقه مدیرعاملی سایپا را دارد- در این صورت، مشخص می‌شود که انتخاب آنها برای ریاست فدراسیون و وزارت در ابتدا اشتباه بوده که نتوانسته‌اند دوره قانونی چهار ساله خود را به پایان برسانند!

اما اگر انتخاب آنها برای این مقامات بالاتر، درست بوده و همانطور که خودشان معتقدند، مشکلات دیگری مانع کارایی‌شان شده است، پس چگونه این بار حاضر به عقبگرد شده و می‌خواهند از مدیریت یک باشگاه دوباره آغاز به کار کنند؟ به‌نظر می‌رسد پاسخ به این سؤالات به‌سادگی می‌تواند ریشه بسیاری از مشکلات موجود در ورزش و فوتبال ما را روشن کند!

بیشتر بخوانید: بلاتکلیفی استقلال ادامه دارد؛ دو گزینه جدید برای مدیرعاملی

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.