کد خبر 674680
۱۴۰۵/۰۵/۲۶ ۱۷:۱۴

تسخیر هرمز نه با توییت ممکن است و نه با ناوهای هواپیمابر / ترامپ هیچ‌یک از تاریخ و جغرافیای هرمز را درک نمی‌کند

ساعت 24 - یک کارشناس مسائل بین‌المللی، ادعای دونالد ترامپ مبنی بر اینکه تنگه هرمز به‌عنوان منطقه‌ای متعلق به ایالات متحده شناخته شود را بدون پایه حقوقی ارزیابی کرده و اظهار داشته که اینگونه اظهارات را باید در زمینه جنگ روانی، مذاکرات سیاسی و تلاش‌های واشنگتن برای خروج از درگیری با ادعای پیروزی تفسیر کرد.
هرمز را نمی‌توان با توییت و ناو هواپیمابر تصرف کرد / ترامپ نه تاریخ هرمز را می‌شناسد و نه جغرافیای آن را

فرارو- دونالد ترامپ به تازگی از ادعای تسلط بر تنگه هرمز نیز فراتر رفته و اظهار داشته که پس از «شکست ایران»، این تنگه را به‌عنوان قلمرو آمریکا اعلام می‌کند؛ اظهاراتی که با واکنش شدید تهران همراه گردید. کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، در واکنش به این سخنان تأکید کرد که تنگه هرمز نمی‌توان با توییت، ناو هواپیمابر، دستورات سیاسی یا سخنرانی‌های انتخاباتی تصرف شود.

به گزارش فرارو، در چنین شرایطی این سوال مطرح می‌شود که آیا اظهارات ترامپ تنها یک تهدید تبلیغاتی است یا اینکه واشنگتن واقعا به دنبال ایجاد نظم جدیدی در این گلوگاه حیاتی انرژی در جهان است؟

حسن هانی‌زاده، کارشناس مسائل سیاست خارجی بر این باور است که بخش زیادی از ادبیات ترامپ باید در چارچوب جنگ روانی، تقویت روحیه متحدان و، بسیار حائز اهمیت، تلاش آمریکا برای خروج از جنگ با ادعای پیروزی تحلیل شود.

نه آشنایی با تاریخ هرمز دارد و نه جغرافیای آن را می‌شناسد

حسن هانی‌زاده درباره ادعاهای اخیر ترامپ در مورد تصاحب تنگه هرمز به فرارو گفت: «مدت‌هاست اظهارات دونالد ترامپ نشان‌دهنده این است که او درباره سیاست، جغرافیا و تاریخ اطلاعات دقیقی در دست ندارد. حمله جدید او به ایران نیز حکایت از آن دارد که حتی در زمینه مسائل نظامی نیز علم چندانی ندارد. به همین دلیل، او هر از گاهی اظهاراتی کاملاً مضحک بیان می‌کند؛ از جمله اینکه تنگه هرمز بخشی از قلمرو دریایی آمریکا است و آمریکایی‌ها باید بر این تنگه تسلط یابند.»

او ادامه داد: «اینکه یک رئیس جمهور اعلام کند یک آبراه بین‌المللی را جزو قلمرو کشور خود می‌شمرد، به خودی خود هیچ مبنای حقوقی به وجود نمی‌آورد. تنگه هرمز به لحاظ جغرافیایی میان ایران و عمان واقع شده و مسئله حاکمیت و حقوق عبور در آن تابع قواعد حقوق بین‌الملل است. بنابراین، اگر ترامپ بپندارد که تنها با مستقر کردن ناوهای آمریکایی می‌تواند مالکیت هرمز را به نام آمریکا ثبت کند، این خیال دست نیافتنی است.

هانی‌زاده افزود: «به نظر من، این اظهارات را نمی‌توان صرفاً تحت عنوان یک برنامه نظامی تفسیر کرد. ترامپ در بسیاری از موارد ابتدا یک ادعای بسیار بزرگ را مطرح می‌کند و سپس سعی می‌کند آن ادعا را به بخشی از مذاکرات و چانه‌زنی‌های سیاسی تبدیل کند. هرمز برای آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چراکه یک گلوگاه حیاتی انرژی محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در عبور و مرور از آن می‌تواند به‌طور مستقیم بر قیمت نفت، گاز و حتی اقتصاد کشورهای غربی تأثیر بگذارد.

موضوع اصلی، خروج از جنگ است

این کارشناس درباره اینکه آیا اظهارات ترامپ به معنای تلاش آمریکا برای ادامه حضور در منطقه و کنترل بلندمدت بر تنگه هرمز است، بیان کرد: «فکر نمی‌کنم آمریکا بتواند هرمز را به‌صورت واقعی تسخیر کند. کنترل نظامی موقتی، موضوعی متفاوت با مالکیت سرزمینی است. حتی اگر آمریکا ناوهای هواپیمابر و ناوهای جنگی خود را در منطقه مستقر کند، نمی‌تواند با یک اعلام سیاسی، جغرافیای منطقه را دگرگون سازد.

او ادامه داد: «بسیاری از صحبت‌های ترامپ با هدف تقویت روحیه هم‌پیمانانش و دادن وعده‌ به آنان بیان می‌شود. آمریکا در شش ماه گذشته از تمام توان نظامی خود بهره برد اما در نهایت با شکست مواجه شده است. این نوع اظهارات به‌تنهایی در تغییر معادلات منطقه مؤثر نخواهد بود و به‌نظر می‌رسد آمریکایی‌ها به دنبال خروجی آبرومند از وضعیت فعلی هستند و نمی‌خواهند در باتلاقی که نتانیاهو برای ترامپ ایجاد کرده باقی بمانند، در حالی که مدعی پیروزی نیز باشند.

وی افزود: «در واقع، موضوع اصلی برای ترامپ این است که اگر جنگ متوقف شود، چگونه این توقف را به‌عنوان شکست یا عقب‌نشینی در افکار عمومی آمریکا توجیه کند. بنابراین طبیعی است که قبل از هرگونه توافق، ادبیات او همچنان ادبیات پیروزی باقی بماند. این ادعا که ایران را شکست داده‌ایم یا اینکه هرمز تحت کنترل ماست، بخشی از همین روایت‌سازی به‌شمار می‌رود.

هرمز به‌عنوان اهرم فشار اقتصادی

هانی‌زاده تصریح کرد: «حضور فعال میانجی‌ها در هفته‌های اخیر نشان‌دهنده این است که ایالات متحده تمایل دارد از جنگ خارج شود، اما به‌دنبال آن است که این خروج را به‌عنوان یک دستاورد ثبت کند، نه نشانه‌ای از شکست. اگر آمریکا واقعا قصد ادامه جنگ تمام‌عیار را داشت، این حجم از تلاش‌های میانجی‌گرانه و مذاکرات غیرمستقیم بی‌معنا بود. به نظر من، واشنگتن تلاش می‌کند هم فشار خود را حفظ کند و هم راهی برای خروج پیدا کند.»

وی درباره اهمیت اقتصادی تنگه هرمز گفت: «ترامپ به‌خوبی آگاه است که موضوع هرمز تنها به ایران مربوط نمی‌شود. بخش عمده‌ای از انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند قیمت انرژی را افزایش دهد. در حال حاضر نیز آمریکا با بالا رفتن قیمت سوخت در داخل کشور مواجه است و این مسئله می‌تواند از نظر سیاسی بار سنگینی بر دوش دولت ترامپ beگذارده باشد.

بنابراین، ترامپ از یک سو می‌خواهد فشار بر ایران را افزایش دهد و از سوی دیگر نمی‌تواند تبعات اقتصادی بسته‌ماندن تنگه هرمز را برای مدت طولانی نادیده بگیرد. این نقطه‌ی تقابلی است که تنگه هرمز را به یک اهرم فشار دوطرفه تبدیل می‌کند: ایران می‌تواند از آن برای تحت فشار گذاشتن آمریکا استفاده کند و آمریکا نیز با تلاش‌های نظامی و اقتصادی سعی دارد این اهرم را از تهران بگیرد.

استراتژی فشار از درون، سناریویی نوین نیست

این کارشناس با اشاره به اظهارات اخیر مسعود پزشکیان گفت: «این سناریو تازه‌ای نیست. سال‌هاست که ایالات متحده و متحدانش از طریق اعمال تحریم‌های بیشتر به‌طور متناوب به ایران آسیب رسانده‌اند، اما حتی این رویکرد نیز به نتایج مطلوب نرسیده است. طبیعی است که در شرایط جنگی، روش‌های کنونی آمریکا در ضربه‌زدن به ایران غیرمنتظره نیست. اگر آن‌ها نتوانند در میدان جنگ به اهداف خود دست یابند، به دنبال فشار اقتصادی و ایجاد نارضایتی اجتماعی خواهند بود. بنابراین، نظر پزشکیان در مورد اینکه هدف دشمن می‌تواند ضربه‌زدن از درون باشد، از این زاویه قابل توجه است.

وی افزود: «اما نکته‌ای مهم در اینجا وجود دارد. تا زمانی که کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، مردم درک می‌کنند که شرایط اقتصادی سختی وجود دارد؛ ولی از دولت و تیم اقتصادی انتظار می‌رود که برای مدیریت بحران اقتصادی موجود آمادگی لازم را داشته باشند. نمی‌توان از جامعه انتظار داشت که هزینه‌های جنگ را به دوش کشد، در حالی که هیچ برنامه واضحی برای مدیریت اقتصاد جنگی ارائه نشده باشد.»

او ادامه داد: «در چنین مواقعی، اتحاد داخلی اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند. اگر دشمن بخواهد از فشار اقتصادی برای ایجاد تفرقه اجتماعی استفاده کند، بهترین پاسخ این است که کشور از نظر اقتصادی و اجتماعی برای مقابله آماده باشد. جنگ صرفاً در میدان نبرد تعیین تکلیف نمی‌شود؛ بخش مهمی از نتیجه جنگ به این بستگی دارد که یک کشور چقدر می‌تواند اقتصاد، جامعه و انسجام داخلی خود را حفظ کند.»

هانی‌زاده تأکید کرد: «به همین دلیل، در شرایط کنونی لازم است که دو مسیر به‌طور هم‌زمان دنبال شود: از یک سو، جلوگیری از تحمیل خواسته‌های آمریکا در موضوعاتی مانند هرمز و از سوی دیگر، مدیریت جدی اقتصاد داخلی. اگر آمریکا به دنبال خروج از جنگ باشد و در عین حال ادعای پیروزی کند، ایران نیز باید تلاش کند منافع و امنیت ملی خود را بدون ورود به جنگی فرسایشی حفظ کند.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.