شش دهه گذشته، بیتوافقی؛ سه سناریو برای آینده درگیری ایران و آمریکا
بر اساس گزارش ایلنا، با پایان مهلت ۶۰ روزه مشخصشده در تفاهمنامه بین ایران و آمریکا که به «تفاهمنامه اسلامآباد» مشهور است، هر دو طرف بدون رسیدن به توافق نهایی به مرحلهای بحرانی وارد شدهاند؛ مرحلهای که هم میتواند فرصتی برای احیای دیپلماسی فراهم کند و هم احتمال رویارویی مجدد را افزایش دهد.
اختتام این مهلت به هیچ عنوان به معنای قطع تفاهم یا توقف مذاکرات نیست. در متن تفاهمنامه، ۶۰ روز بهعنوان دورانی برای مذاکره و دستیابی به توافق نهایی مشخص شده و تمدید آن تنها با رضایت دو طرف ممکن است.
با این حال، اختلافات بنیادی همچنان حل نشده باقی ماندهاند؛ مسائلی نظیر آینده برنامه هستهای ایران، چگونگی رفع تحریمها، داراییهای مسدود شده، تدابیر کشتیرانی در تنگه هرمز و برنامه بازسازی و توسعه اقتصادی ایران.
دلایل ناکامی مذاکرات
مذاکرات اولیه که در سوئیس و دوحه با میانجیگری پاکستان و قطر برگزار شد، در ابتدا نشاندهنده پیشرفتهایی بود، اما تشدید درگیریهای نظامی در اوایل ماه ژوئیه جو دیپلماتیک را مجدداً تحتالشعاع قرار داد.
همزمان، ایالات متحده برخی معافیتهای نفتی برای ایران را لغو کرد و فشارهای اقتصادی را بیشتر نمود؛ اقدامی که تهران آن را به منزله نقض تعهدات واشنگتن تلقی کرد. ایران نیز اعلام کرد که بدون احیای تعهدات آمریکا، امکان جدی برای بحث درباره تمدید مهلت یا شروع مذاکرات جدید وجود ندارد.
در خصوص پرونده هستهای، تفاهمنامه بر تأکید ایران به عدم تلاش برای تولید سلاح هستهای و بر لزوم مذاکره درباره سرنوشت ذخایر مواد غنیشده با نظارت آژانس تأکید کرد، نه برچیدن فوری برنامه یا متوقف کردن کامل غنیسازی.
در تنگه هرمز نیز ایران متعهد شده بود که برای عبور ایمن کشتیهای تجاری تلاش کند و ایالات متحده نیز باید به رفع محدودیتهای دریایی کمک میکرد و زمینه صادرات نفت ایران و دسترسی به داراییهای مسدود شده را فراهم مینمود. با این وجود، این ترتیبات نیز به توافقی پایدار منجر نشد.
دیپلماسی هنوز در حال حرکت است
با وجود افزایش اختلافات، کانالهای ارتباطی بین تهران و واشنگتن بهطور کامل مسدود نشدهاند. پاکستان همچنان در تلاش است تا پیامها را منتقل کرده و دو طرف را به میز مذاکره بازگرداند و عمان و قطر نیز در برخی زمینهها نقش تسهیلگری ایفا میکنند.
دونالد ترامپ نیز با مطرح کردن اظهارات تند علیه ایران، بیان کرده که نسبت به تهران عجلهای ندارد و زمانبندی معینی برای تصمیمگیری ندارد. او همچنین از وجود یک کانال ارتباطی محرمانه با برخی مقامات سپاه پاسداران خبر داده است.
این رویکردها به این معناست که واشنگتن همزمان در حال دنبال کردن دو مسیر است: حفظ فشار برای افزایش هزینههای ایران و باز نگهداشتن راههای ارتباطی به منظور رسیدن به توافق.
سه گزینه پیشروی تهران و واشنگتن
در حال حاضر، سه سناریو بیش از همه محتمل به نظر میرسد.
اولین گزینه، بازگشت به مذاکرات و تمدید تفاهم؛ مسیری که میتواند با توافقهای محدود و تدریجی بهویژه در خصوص تنگه هرمز آغاز شود و پروندههای پیچیدهتر به بررسیهای بعدی موکول شود. این گزینه به نظر کمهزینهترین راه برای هر دو طرف است.
دومین گزینه، افزایش فشار اقتصادی و ایجاد محاصره دریایی از سوی آمریکا بهمنظور وادار کردن تهران به پذیرش امتیازات بیشتر. این رویکرد میتواند تنشها را در تنگه هرمز افزایش دهد و تبعاتی برای بازار جهانی انرژی و حملونقل به همراه داشته باشد.
سومین گزینه، بازگشت به رویارویی تداومی است؛ یعنی استمرار حملات محدود و متناوب و گسترش تنشها به عرصههای منطقهای مانند عراق، لبنان و خلیج فارس. این سناریو در صورت ناکامی کامل در دیپلماسی، به خطرناکترین گزینه تبدیل خواهد شد.
در مجموع، پایان مهلت ۶۰ روزه بیشتر از آنکه بهعنوان پایان مذاکرات محسوب شود، میتواند آغازگر مرحلهای جدید و حیاتی باشد. تهران بر نیاز به رفع فشارها و رعایت تعهدات تأکید نموده و واشنگتن هم تلاش دارد تا از طریق ترکیبی از فشار اقتصادی و تهدید نظامی، موقعیت خود را تقویت کند.
بنابراین، سوال اصلی اکنون این نیست که آیا مهلت ۶۰ روزه به پایان رسیده است؛ بلکه این است که آیا طرفین قادر خواهند بود پیش از تبدیل فشارهای سیاسی و اقتصادی به یک بحران امنیتی جدید، چارچوبی برای ادامه مذاکره برقرار کنند یا خیر.