کد خبر 674875
۱۴۰۵/۰۵/۲۶ ۲۲:۰۴

10 فیلم با برترین جلوه‌های ویژه دیجیتال در تاریخ سینما؛ زمانی که CGI از حقیقت تشخیص‌ناپذیر می‌شود

ساعت 24 - جلوه‌های ویژه دیجیتال برجسته‌ترین آثار سینمایی توانسته‌اند مرزهای واقعیت را جابجا کنند و ۱۰ فیلم منتخب با CGI شگفت‌انگیز، تجربه‌ای منحصر به فرد از خلاقیت بی‌حد و مرز را برای بینندگان به ارمغان آورده‌اند.
10 فیلم با بهترین جلوه‌های ویژه کامپیوتری در تاریخ سینما؛ وقتی CGI از واقعیت قابل تشخیص نیست

جلوه‌های ویژه کامپیوتری یا CGI، به یک جزء جدایی‌ناپذیر از سینمای پرسود امروزی تبدیل شده‌اند و به‌شدت در نحوه ساخت فیلم‌ها تغییرات مثبتی ایجاد کرده‌اند. از دایناسورهای غول‌پیکر تا نبردهای محبوب قهرمانان، CGI به یکی از ابزارهای حیاتی در عرصه سینما بدل شده است. با این حال، با رشد بهره‌برداری از این تکنولوژی، همه جلوه‌ها کاملاً بی‌نقص نیستند و بهترین‌های CGI معمولاً نیازمند زمان و دقت بالایی برای تولید هستند. در این مقاله به بررسی ۱۰ فیلم می‌پردازیم که با برترین جلوه‌های ویژه کامپیوتری، تماشاگران خود را به دنیای جدیدی می‌برند و مرز میان واقعیت و خیال را محو می‌سازند.

۱. شبکه اجتماعی (The Social Network)؛ ۲۰۰۸

فیلم شبکه اجتماعی داستان مارک زاکربرگ (جسی آیزنبرگ) را روایت می‌کند که در خوابگاه هاروارد، فیس‌بوک را با دوستانش راه‌اندازی می‌کند. با اینکه این اثر یک بلاک‌باستر هالیوودی محسوب نمی‌شود، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که بیش از هزار صحنه جلوه‌های ویژه کامپیوتری در آن به کار رفته است، که این تعداد برای یک فیلم غیر بلاک‌باستری بسیار چشمگیر است. CGI در شبکه اجتماعی به قدری طبیعی جلوه می‌کند که معمولاً متوجه آن نمی‌شوید. یکی از برجسته‌ترین موارد، دوقلوهای وینکلووس هستند که آرمی همر نقش هر دو را ایفا می‌کند و به‌طرز دیجیتالی صورت او بر روی بازی جاش پنس منتقل شده است. همچنین جلوه‌های CGI دیگری نظیر تقویت صحنه‌ها یا حتی افزودن نفس‌های سرد به کار رفته‌اند. دیوید فینچر به خاطر استفاده از این نوع جلوه‌های نامرئی برای تحقق ایده‌هایی با دقت متعصبانه شهرت دارد.

۲. تلقین (Inception)؛ ۲۰۱۰

فیلم تلقین داستان دام کاب (لئوناردو دی‌کاپریو)، یک استخراج‌گر را روایت می‌کند که به خواب‌های دیگران نفوذ کرده و اطلاعات را از ناخودآگاه آن‌ها استخراج می‌کند. او با این امید که سوابق جنایی‌اش پاک شود، ماموریتی تقریباً غیرممکن برای انجام «تلقین» می‌پذیرد: کاشتن یک ایده به‌جای دزدیدن آن. برخلاف شبکه اجتماعی، تلقین از تعداد زیادی جلوه‌های بصری عملی بهره‌برداری کرده و سپس آن‌ها را با CGI ترکیب می‌کند تا انتقالی یکنواخت بسازد. به‌عنوان مثال، در سکانس پل پاریس، که کاب مکانیک رویاها را به آریادنه توضیح می‌دهد، از آینه‌های واقعی برای نمایش راهروی بی‌پایان بهره می‌برند و سپس با جلوه‌های کامپیوتری به‌طور یکپارچه به یک صحنه کاملاً دیجیتال تبدیل می‌شود. سکانس بدون جاذبه نیز نمایشی از ترکیب دقیق وسایل مکانیکی و دستکاری دیجیتالی است.

۳. تایتانیک (Titanic)؛ ۱۹۹۷

فیلم تایتانیک داستان عاشقانه‌ ای از دو شخصیت، رز دویت بوکیتر (کیت وینسلت) و جک داوسون (لئوناردو دی‌کاپریو) را روایت می‌کند که در کشتی تایتانیک با سرنوشت خود روبرو می‌شوند. جلوه‌های ویژه این فیلم نوآورانه بودند، چرا که جیمز کامرون به‌جای تکیه بر یک تکنیک خاص، از ترکیب ماکت‌های مینیاتوری، صحنه‌های کامل، عکاسی با کنترل حرکت، محیط‌های دیجیتال، مسافران CG، آب دیجیتال و ترکیب‌های گسترده استفاده کرد. در صحنه غرق شدن کشتی، بازیگران واقعی و بدلکاران با صحنه‌های عملی تعامل داشته و سپس این تصاویر با CGI تلفیق می‌شود تا نمایی فراموش‌نشدنی را خلق کند. Digital Domain، کمپانی اصلی جلوه‌های ویژه، افزونه‌های CG برای کشتی، جلوه‌های آب و دود و همچنین تعدادی افراد دیجیتالی به‌عنوان سیاهی لشکر ایجاد کرده است.

۴. گودزیلا منهای یک (Godzilla Minus One)؛ ۲۰۲۳

گودزیلا منهای یک که در پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن رقم می‌خورد، بر شیکیشیما (ریونوسوکه کامیکی) متمرکز است. این فیلم که موفق به دریافت جایزه اسکار شده، به دلیل به کارگیری تنها حدود ۳۵ هنرمند برای جلوه‌های بصری، از جمله خود کارگردان تاکاشی یامازاکی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هنرمندان مدلی بسیار دقیق ساختند که دارایی نهایی شامل میلیاردها چندضلعی بود. مهم‌تر اینکه، گودزیلا با حس وزن و آناتومی قابل توجهی متحرک شده است که هر حرکت او را عظیم جلوه می‌دهد. ترکیب جلوه‌های عملی و CGI حس واقع‌گرایی را ایجاد کرده که مخاطبان را جذب نموده است. این تیم قرار است با دنباله قریب‌الوقوع گودزیلا منهای صفر (Godzilla Minus Zero) مجدداً جهان را شگفت‌زده کند.

۵. داستان اسباب‌بازی ۴ (Toy Story 4)؛ ۲۰۱۹

داستان اسباب‌بازی ۴ در پی یک سفر جاده‌ای با صاحب جدیدشان، بانی، ماجراهای اسباب‌بازی‌ها را دنبال می‌کند. ممکن است برخی بر این باور باشند که داستان اسباب‌بازی ۴ کاملاً غیرضروری است و شاید حق با آن‌ها باشد. با این وجود، این موانع مانع از این نشد که پیکسار زیباترین فیلم انیمیشن CGI را بسازد. خود پیکسار اعلام کرد که پیشرفت‌های فناوری به حدی رسیده بود که برخی از صحنه‌ها آنقدر واقع‌گرایانه بودند که هنرمندان به‌طور عمدی میزان واقع‌گرایی را کاهش دادند. داستان اسباب‌بازی ۴ نخستین فیلم انیمیشنی است که با نسبت تصویر گسترده ۲.۳۹:۱ ارائه می‌شود، که این نوع نسبت معمولاً در فیلم‌های لایو اکشن استفاده می‌شود.

۶. کتاب جنگل (The Jungle Book)؛ ۲۰۱۶

فیلم کتاب جنگل داستان موگلی (نیل سثی)، پسربچه‌ای که در جنگل‌های هند توسط گرگ‌ها بزرگ شده است، را نقل می‌کند. این اثر جان فاورو از بهترین بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی محسوب می‌شود. با به تصویر کشیدن حیوانات واقعی‌نما که با موگلی نیل سثی هم‌نشینی دارند، زاویه‌ی لایو اکشن توجیه می‌شود. سثی تقریباً تنها عنصری است که در دنیای واقعی فیلم‌برداری شده است، در حالی که بقیه به‌یاری هنر دیجیتال ساخته شده‌اند که توسط MPC و Weta انجام شده است. برخی از جلوه‌ها به‌خصوص تحت تأثیر قرار می‌دهند. برای مثال، ویژگی‌های متمایز صورت کریستوفر واکن در کینگ لویی (King Louie) وجود دارد که شخصیت را به شکلی زنده‌تر ارائه می‌کند اما واقع‌گرایی آن نیز حفظ می‌شود.

۷. تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن (Transformers: Revenge of the Fallen)؛ ۲۰۰۹

تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن با سام ویتویکی (شایا لباف) آغاز می‌شود که بعد از اینکه به آتوبات‌ها در نجات جهان از مگاترون کمک کرده، در تلاش است زندگی عادی‌اش را از سر بگیرد. CGI در این دنباله حتی اثرگذارتر است، به‌ویژه با توجه به اینکه این فیلم در سال ۲۰۰۹ به نمایش درآمد و مایکل بِی بیشتر آن را در لوکیشن‌های واقعی به تصویری کشاند تا در استودیوهای پرده سبز. این دنباله سه برابر بیشتر از فیلم قبلی ربات‌ها را معرفی می‌کند، با این حال هیچ یک از آن‌ها غیرواقعی و نامناسب به‌نظر نمی‌رسند. سکانس دِواستِیتور به‌خاطر پیچیدگی‌اش معروف است، زیرا اجزای متحرک بی‌شماری در داخل ربات وجود دارد. همچنین سکانس چشمگیری وجود دارد که در آن اپتیموس پرایم در میانه جنگل با گروهی از دِسپتیکان‌ها در نبرد است.

۸. پادشاهی سیاره میمون‌ها (Kingdom of the Planet of the Apes)؛ ۲۰۲۴

پادشاهی سیاره میمون‌ها در نسل‌ها پس از مرگ سزار روی می‌دهد و نوآ (اوون تیگ)، یک شامپانزه جوان را دنبال می‌کند. سری فیلم‌های بازسازی سیاره میمون‌ها با هر بار اکران یک فیلم، CGI را متحول کرده‌اند و پادشاهی استاندارد را حتی فراتر می‌برد. کار Weta در اینجا بی‌نظیر است زیرا میمون‌ها در هر موقعیتی باورپذیر و واقعی به نظر می‌رسند. در یک سکانس که میمون‌ها در رودخانه هستند، نحوه تعامل خز آن‌ها با آب به قدری طبیعی است که نمی‌توان آن را صرفاً یک خلق دیجیتالی دانست. تولید این فیلم شامل بیش از ۱۵۰۰ صحنه جلوه‌های بصری است و بیش از ۳۰ دقیقه از فیلم به‌طور کامل دیجیتالی ساخته شده است.

۹. آواتار: آتش و خاکستر (Avatar: Fire and Ash)؛ ۲۰۲۵

آواتار: آتش و خاکستر قصه جیک سالی (سم ورثینگتون) و نِیتیری (زویی سالدانا) را پس از درگیری با کوآریچ (استفان لنگ) ادامه می‌دهد. اگر آواتار ما را با جلوه‌های بی‌سابقه و راه آب شگفت‌زده کرد، آواتار: آتش و خاکستر این جلوه‌ها را به‌طرز بی‌نظیری یکپارچه و روان کرده است به‌گونه‌ای که به‌راحتی می‌توان باور کرد جیمز کامرون این فیلم را در سیاره‌ای دیگر با بیگانگانی آبی واقعی فیلم‌برداری کرده است. Weta FX ده‌ها سال را صرف کرده تا فناوری مورد نیاز برای ایجاد پاندورا را به‌طور مؤثری اصلاح کند. این فیلم شامل بیش از ۳۱۰۰ صحنه جلوه‌های بصری است و همچنان تکنولوژی را به جلو می‌برد، به‌ویژه اکنون که جلوه‌های آتش به‌طرز شگفت‌انگیزی واقعی به‌نظر می‌رسند. تمامی سه فیلم آواتار برنده جایزه اسکار بهترین جلوه‌های بصری شده‌اند.

۱۰. دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest)؛ ۲۰۰۶

دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده داستان کاپیتان جک اسپارو (جانی دپ) را دنبال می‌کند که در بدهی خونی به دیوی جونز (بیل نای)، کاپیتان فاسد هلندی، قرار می‌گیرد. جالب توجه‌ترین جنبه این دنباله، دیوی جونز است. در سال ۲۰۰۶، ILM شخصیتی کاملاً دیجیتالی ایجاد کرد که می‌توانست به‌طور مؤثری در کنار بازیگران لایو اکشن قرار گیرد و وجودش به اندازه‌ی یک بازیگر واقعی احساس می‌شد. با اینکه بیل نای به‌طور کامل با صورت دیجیتالی و شاخک‌ها پوشانده شده است، بازی او همچنان قابل تشخیص و بی‌نظیر است. انیماتورها به دقت حرکات او را مرور کرده و جزئیات چهره او را به شخصیت CG منتقل کردند. همین رویکرد به هلندی سرگردان، خدمه و کراکن نیز تعمیم یافته است. ILM نزدیک به هزار صحنه VFX را در این فیلم رکوردشکن به پایان رسانده است.

بهترین فیلم ها سینما

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.