امروز، چین یکی از جسورانهترین و پیشرفتهترین برنامههای توسعه نیروی دریایی را که تاریخ به خود دیده است، به پیش میبرد. براساس ارزیابیها، نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق (PLAN) در آینده نزدیک ممکن است به ناوگانی متشکل از ۶ تا ۹ ناو هواپیمابر دست یابد. به موازات این تحولات، پکن ذخیرهای خیرهکننده از موشکهای زمینی را به منظور سختتر کردن دستیابی آمریکا به بخش غربی اقیانوس آرام ایجاد کرده است. این قابلیتهای جدید بهطور متقابل تواناییهای دریایی چین را تقویت میکنند.
سپر موشکی چین و برتری استراتژیک

پیشرفتهای سریع چین در زمینه نیروی موشکی، توجه فراوانی را به خود جلب کرده است. این تحولات بهویژه بهعنوان چالشی جدی برای نیروی دریایی ایالات متحده مطرح شده است؛ چالشی که در دوران پساجنگ سرد سابقه نداشته است. موشک DF-21D با برد ۱۵۰۰ کیلومتر (۹۳۰ مایل) و موشک DF-26 با برد ۴۰۰۰ کیلومتر (۲۵۰۰ مایل) که حتی جزیره گوام را نیز تحت پوشش قرار میدهد، بخشهای وسیعی از غرب اقیانوس آرام را به خطر میاندازند.

موشک جدید DF-27 نیز دارای دامنهای تا ۸۰۰۰ کیلومتر (۵۰۰۰ مایل) است. این تسلیحات، حتی بدون استفاده، مجدداً ناظران نظامی آمریکایی را وادار به اجرای عملیاتهای محتاطانهتر کرده و توانایی ایالات متحده برای اعزام نیرو به اطراف تایوان را دشوارتر میسازند و به همین دلیل سرمایهگذاری در سیستمهای پدافند موشکی را ضروری میکنند.
چالشهای رهگیری ناوهای هواپیمابر آمریکا
اما موشکهای ضد ناو هواپیمابر ابتدا باید بتوانند هدف خود را شناسایی کنند. یک ناوگروه هواپیمابر با سرعتی بیش از ۵۵ کیلومتر در ساعت در دریا حرکت کرده و به مانور میپردازد. چین برای قفل کردن بر روی ناوهای آمریکایی، به یک «زنجیره کشتار» پیچیده نیاز دارد که شامل شناسایی، ردیابی، انتقال اطلاعات هدف و اصابت موفق میباشد. این زنجیره به ابزارهایی چون ماهوارهها، رادارها، هواپیماها، پهپادها و شبکههای ارتباطی متصل است.

ایالات متحده نیز با مختل کردن ارتباطات، فریب حسگرها و ضربه به پلتفرمهای شناسایی، روند این عملیات را دشوارتر میسازد. با این حال، هنوز بهروزرسانی و اثبات توانایی چین در غرق کردن ناوهای جنگی در میدان نبرد ضروری است، بنابراین در حالی که زرادخانه موشکی چین خطر جدی به شمار میآید، اما این موضوع به معنای پایان تسلط ایالات متحده در اقیانوس آرام نخواهد بود.
وضعیت فعلی ناوگان هواپیمابر چین
در حال حاضر، چین سه ناو هواپیمابر در اختیار دارد: «لیائونینگ» (Liaoning) که ناشی از طراحی شوروی است، «شاندونگ» (Shandong) که به صورت داخلی ساخته شده و «فوجیان» (Fujian) که نمونهای مدرنتر میباشد. اما قابل ذکر است که داشتن یک ناو هواپیمابر و انجام عملیات موفق هوانوردی دریایی، که یکی از پیچیدهترین بخشهای پروژههای نظامی محسوب میشود، کاملاً متفاوت است.

حتی در صورتی که نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق (PLAN) بتواند در آینده ۹ ناو را به حالت عملیاتی درآورد، این امر به معنای برابری با ناوهای آمریکایی نخواهد بود؛ چراکه چین به تجربه رزمی مورد نیاز در خلال دههها دست نیافته است که بهعنوان یک مزیت برای ایالات متحده به شمار میآید.
- بدترین ناوهای هواپیمابر تاریخ آمریکا؛ از غرقشدن در ۲۳ دقیقه تا پروژهای که هرگز به آب نیامد
- ناو هواپیمابر تئودور روزولت بهمنظور عملیاتی شدن در عصر پهپادها بهروز میشود
- ناو هواپیمابر هستهای USS Nimitz هرگز دوباره به ماموریتهای عملیاتی بازنخواهد گشت

جاهطلبیهای چین به روشنی مشهود است و دستیابی به ناوگانی شامل ۹ ناو هواپیمابر میتواند توازن قدرت را در اقیانوس آرام بهطور قابل توجهی تغییر دهد، اما این امر هنوز بسیار دور از واقعیت است؛ چین میبایست به ساخت سختافزارهای مورد نیاز پرداخته و مهارت استفاده از آنها در شرایط جنگی را فرا گیرد.