معمولاً شرکتهای تولیدکننده خودرو به بهترین مدلهای خود شناخته میشوند، اما در تاریخ هر برند بزرگ میتوان به مدلهایی عجیب و غریب بر خورد که غیرقابل باور به نظر میرسند. در بسیاری از موارد، با خودروهایی جنجالی مواجه میشویم که مشخص نیست طراحان چه هدفی را از ساخت آنها دنبال کردهاند. جالب توجه است که این نوع مشکل برای اکثر خودروسازان مشهور رخ داده است.
- ۲۲ خودروی جنجالی که به کابوس صاحبان خود تبدیل شده بودند
- جیپ جیپستر
- خودروی جنجالی شورلت کورویر
- فولکسواگن کی ۷۰
- خودروی جنجالی فورد پینتو
- فورد موستانگ ۲
- ترایمف تیآر ۷
- پورشه 924
- فراری موندیال 8
- کادیلاک سیمرون
- مازراتی بیتوربو
- خودروی جنجالی آفارومئو آرنا
- پونتیاک فیرو
- خودروی جنجالی کادیلاک الانته
- لوتوس الان ام 100
- پورشه ۹۱۱ نسل ۹۹۶
- خودرو جنجالی فیات مولتیپلا
- پونتیاک آزتک
- خودروی جنجالی رنو آوانتایم
- جگوار ایکستایپ
- خودروی جنجالی لینکولن بلکوود
- استون مارتین سیگنت
- کرایسلر ۲۰۰ نسل دوم
- ۲۲ خودروی جنجالی که به کابوس صاحبان خود تبدیل شده بودند
۲۲ خودروی جنجالی که به کابوس صاحبان خود تبدیل شده بودند
هنگام طراحی یک خودرو، بررسی و توجه به جزئیات متعدد امری الزامی است. تصمیمگیرندگان باید بازار هدف خود را شناسایی کرده و در زمینه امکانات، هزینه، کیفیت ساخت و عملکرد خودرو تعادل منطقی برقرار کنند. در صورتی که این تعادل به نوعی بر هم خورده باشد، نتیجه کار به تولید یک خودرو عجیب و نامناسب منجر خواهد شد.
جیپ جیپستر
در سال 1948، مهندسان شرکت ویلیز اورلند (مالک برند جیپ) دریافته بودند که رانندگان حومه شهرها تمایلی به خودروهای چهار چرخ محرک ندارند. به همین دلیل، تصمیم به طراحی مدل جیپستر با محور محرک عقب و ارتفاع کم از سطح زمین به منظور مناسب بودن برای جادهها گرفتند. آنها بر این گمان بودند که به سادگی میتوانند جوانان را جذب کنند و در سال نخست تولید، موفق به فروش 50 هزار دستگاه خواهند شد.
با گذشت زمان، جیپ متوجه شد که به بازار یک خودرو جنجالی و نادرست روانه کرده است. این خودرو به قیمت ۱۷۶۵ دلار به فروش میرسید که برای آن زمان مبلغی بالا تلقی میشد. همچنین موتور آن تنها ۶۳ اسب بخار قدرت داشت و برای رسیدن به سرعت ۰ تا ۱۰۰ به ۲۵ ثانیه نیاز داشت. مشکلات دیگر شامل سواری خشک، فضای کم و طراحی قدیمی مدل نیز بودند. در نهایت، بعد از سه سال و فروش تنها ۱۹ هزار دستگاه، تولید این مدل متوقف شده و آیندهاش به تاریخ پیوست.
خودروی جنجالی شورلت کورویر
کورویر با قدرتی معادل 80 اسب بخار ساخته شده و قادر بود به حداکثر سرعت 140 کیلومتر بر ساعت دست یابد. از لحاظ طراحی نیز آنچنان متفاوت نبود که در فهرست خودروهای عجیب تاریخ قرار بگیرد، اما سیستم تعلیق عقب با محور نوسانی آن را به زودی به عنوان خودرویی جنجالی معرفی کرد.
رالف نیدر، فعال حوزه خودرو، در سال 1965 کتابی انتقادی را درباره شورلت منتشر کرد و ادعا نمود که این خودرو در تمام سرعتها ناامن بوده و به راحتی میتواند دچار واژگونی شود. به جای اصلاح مشکل، شرکت جنرال موتورز تصمیم انسجام حملهای بر علیه نیدر را با همکاری یک شرکت دریافت کرد تا اطلاعات خصوصی او را کشف کند. اما این ماجرا در نهایت لو رفت و به اعتبار شورلت کورویر آسیب بیشتری وارد شد.
فولکسواگن کی ۷۰
در سال 1969، فولکس واگن شرکت NSU را خرید و به همین خاطر تمامی داراییهای فکری و مادی این شرکت را نیز در اختیار گرفت. در ابتدا، مدیران فولکس واگن قصد داشتند تا تولید تمام محصولات NSU را متوقف کنند، اما به طور خلاقانه تصمیم به عرضه یکی از مدلهای آن به نام K70 گرفتند که به مرحله تولید انبوه نزدیکی داشت. این مدل ویژگیهای جذابی داشت، اما با عرضه آن تحت برند فولکس واگن مشکلات زیادی به وجود آمد.
سازنده اصلی خودرو را با موتور جلو، آبخنک و دیفرانسیل جلو طراحی کرده بود که در واقع یک محصول آیندهنگر محسوب میشد. اما در آن زمان تقریباً تمامی محصولات فولکس واگن با ترکیب موتور عقب، هواخنک و دیفرانسیل عقب تولید میشدند. همین تغییر به شدت موجب تردید خریداری و در نتیجه شکست تجاری مدل K70 گردید.
جالب است که از شکست K70 به عنوان یک نقطه عطف برای فولکس واگن یاد میشود، زیرا آنها طراحی خودروهای خود را به سمت جهت گذاری جدید با موتور جلو، آبخنک و دیفرانسیل جلو تغییر دادند.
خودروی جنجالی فورد پینتو
فورد پینتو در سال ۱۹۷۱ روانه بازار شد و با موتور ۷۵ اسب بخار و حداکثر سرعت ۱۳۵ کیلومتر بر ساعت عرضه گردید. این خودرو به قیمت ۱۸۵۰ دلار به فروش رسید و به سرعت مورد توجه خریداران قرار گرفت، بدون اینکه آنها بدانند یک خودروی جنجالی را انتخاب کردهاند.
مخزن سوخت این خودرو در میان سپر عقب و محور عقب قرار میگرفت، که همین موضوع موجب میشد در صورت تصادف حتی در سرعت پایین، مخزن آسیب ببیند و خطر آتشسوزی به وجود بیاید. علیرغم گزارشهای متعدد، فورد عمل به اصلاح این مشکل را انکار کرد و اقدام خاصی انجام نداد. با این حال، پس از چند حادثه مرگبار، این شرکت ناچار شد یکی از بزرگترین فراخوانهای تاریخ آمریکا را انجام دهد.
در سال ۱۹۷۸، مالکان حدود 1.5 میلیون دستگاه فورد پینتو به نمایندگیهای این شرکت مراجعه کردند تا محافظ ایمنی برای مخزن سوخت نصب شود. نکته دردناک این است که فورد بهخوبی از مشکلات خودرو مطلع بود و بعد از بررسی هزینه-فایده به این نتیجه رسیده بود که رفع مشکل از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست.
فورد موستانگ ۲
در دهه ۱۹۷۰، جهان در شوک بحران نفتی ناشی از محاصره اعراب و افزایش قیمت بنزین قرار داشت. به همین دلیل، دولت آمریکا از خودروسازان خواسته بود تولید خودروهای عضلانی و قوی را متوقف کرده و بر روی کاهش مصرف سوخت و بالابردن کارایی تمرکز کنند.
نسل اول موستانگ در سال ۱۹۶۴ با قیمتی مناسب، طراحی اسپرت و موتور قوی (۲۷۱ اسب بخار) به بازار عرضه گردید. اما شرایط محدودکننده باعث شد که سازندگان یک خودرو جنجالی با نام موستانگ 2 را معرفی کنند. خودرویی که به موتور ۲.۳ لیتری با قدرت ۸۸ اسب بخار مجهز بود و تبدیل به کاریکاتوری از نسل قبلی خود شد.
ترایمف تیآر ۷
اگر در سال ۱۹۷۵ زندگی میکردید و ترایمف تیآر 7 را خریداری میکردید، به خوبی متوجه میشدید که یک خودرو جنجالی چه معنایی دارد. این مدل آنچنان اعتبار شرکت سازنده را از بین برد که امیدی به بازگشت آن باقی نمانده بود.
مشکل اصلی به کارخانه تولید این خودرو در لیورپول بازمیگشت. این کارخانه به مشکلات جدی نیروی کار، اعتصابات و اختلافات کارگری دچار بود و روند تولید همواره مختل میشد. این مساله باعث شد تا محصول نهایی کیفیت خود را از دست بدهد.
خریداران ترایمف تیآر 7 با مشکلات زیادی روبهرو بودند. از خرابی سیستم برق و موتور تا سیستم خنککننده و کیفیت پایین مونتاژ، مشکلاتی بودند که همگی باعث ناامیدی کاربران میشدند. این تجمع از مشکلات نیز به ترایمف تیآر 7 عنوان یکی از بدترین خودروهای تاریخ جهان را اعطا کرد.
پورشه 924
وجود یک مدل از پورشه در لیست ۲۲ خودروی جنجالی شاید اندکی عجیب به نظر برسد. با نگاهی به قدرتمندترین خودروهای پورشه میتوان بهراحتی متوجه شد که این برند آلمانی همیشه محصولاتی جذاب و قابل اعتمادی را به بازار ارائه داده است. اما مشکل پورشه 924 چه بود؟ در سال ۱۹۷۶، پورشه و فولکسواگن قصد داشتند محصول مشترکی را توسعه دهند. بعد از مدتی، فولکسواگن از پروژه کنارهگیری کرد، اما پورشه مصمم به ادامه کار بود.
پس از عرضه پورشه ۹۲۴ با انتقادات زیادی مواجه شد، چراکه موتور آن در جلو قرار داشت و از نوع آبخنک بود. در واقع مشترکین این برند بر این باور بودند که این تنها یک خودرو فولکسواگن است که تحت نام پورشه عرضه شده است. با این حال، پورشه 924 عملکردی بسیار خوب داشت و به موتور ۲ لیتری با قدرت ۱۲۵ اسب بخار مجهز بود که قادر بود در ۹ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد.
فراری موندیال 8
فراری به عنوان یک برند مشهور در زمینه تولید خودروهای سوپر اسپرت و لوکس شناخته میشود و همیشه جایگاه خاصی در میان بهترین هایپرخودروهای تاریخ دارد. اما در مورد موندیال داستان متفاوت بود. مدیران فراری تصمیم بر این گرفتند که خودرویی اقتصادی برای استفاده روزمره طراحی کنند و بنابراین موندیال با موتور ۲۰۰ اسب بخار ارائه شد. اما این قدرت برای خودرویی با وزن ۱.۵ تن چندان مناسب نبود.
ضعف قدرت تنها دلیل شهرت موندیال به عنوان یک خودروی جنجالی نیست. این خودرو بهصورت مکرر با مشکلات مکانیکی و برقی مواجه میشد و به همین دلیل مالکان مجبور به صرف هزینههای بالا برای تعمیر خودروهای خود شدند.
کادیلاک سیمرون
در دهه ۱۹۸۰، خودروهای اروپایی به شدت بازارهای آمریکایی را تحت فشار قرار داده بودند. در این شرایط، کادیلاک تصمیم گرفت برای گسترش سبد محصولات خود و رقابت با مدلهای اروپایی از پشتیبانی شورلت بهره ببرد. آنها از پلتفرم شورلت کاوالیر که خودرویی اقتصادی تلقی میشد استفاده کردند و سپس تجهیزاتی استاندارد را به آن افزودند.
کادیلاک تصور میکرد که دستکم سالانه ۵۰ هزار دستگاه از این خودرو را به فروش خواهد رساند، اما نظر کاربران به این خودرو چندان مثبت نبود. سیمرون نه تنها از حیث ظاهری بلکه از لحاظ کیفیت نیز به هیچوجه شباهتی به کادیلاک نداشت. با وجود این، شرکت کادیلاک قیمت بالایی را از مشتریان خود طلب میکرد. در نهایت، عدم وجود هویت موجب شد تا سیمرون با شکست تجاری مواجه شده و خط تولیدش متوقف شود.
مازراتی بیتوربو
مازراتی را میتوان یکی از معتبرترین خودروسازان ایتالیایی به شمار آورد. شرکتی که با عرضه مدلهای هیجانانگیزی مانند مازراتی گریکاله با بزرگان بازار رقابت میکند. اما حتی چنین شرکتی نیز در تاریخاش اشتباهاتی را رقم زد.
در دهه ۱۹۸۰، آنها تصمیم به عرضهی نسخهای ارزانتر و کوچکتر از محصولات خود گرفتند، که نتیجه آن تولید یک کوپهٔ کوچک با موتور V6 و دو توربوشارژ بود. این ایده در کاغذ به طرز جذابی به نظر میرسید، اما در عمل مهندسی پیچیده و ضعف در کنترل کیفیت مشکلات زیادی برای این خودرو ایجاد کرد.
مازراتی بیتوربو به خرابیهای فراوان در سیستم موتوری، سیستم برق، توربوها و سایر اجزای سازنده معایب متحمل میشد. بدتر از این، به دلیل طراحی پیچیده، هزینه تعمیرات نیز به شدت بالا بود. به وضوح چنین وضعیتی برای بازار هدف مناسب نبوده و به زودی بیتوربو به یک شکست تجاری مبدل گشت.
خودروی جنجالی آلفارومئو آرنا
در اواخر دهه ۱۹۷۰، فولکس واگن گلف موفقیت چشمگیری در بازار خودروهای کامپکت کسب کرده بود و آلفارومئو با حسرت به این وضعیت مینگریست. آنها میخواستند رقیب جذابی برای گلف ارائه دهند، اما به دلیل کمبود نقدینگی، همکاری با نیسان برای تولید آلفارومئو آرنا را آغاز کردند. در ابتدا انتظار میرفت که تلفیق مهندسی ژاپنی و طراحی ایتالیایی به نتیجهی مطلوبی بینجامد، اما در عمل چنین نشد.
ژاپنیها بیشتر بر روی بخش طراحی تمرکز نموده بودند و آلفارومئو موتور خودرو را تأمین کرده بود. نتیجه این همکاری، جمعآوری ضعفهای دو فرهنگ خودروسازی بود. افرادی که به خودروهای ژاپنی علاقه داشتند، محصولات نیسان را انتخاب میکردند و به عین حال، علاقهمندان به آلفارومئو آرنا را به عنوان یک خودرو ایتالیایی واقعی نمیدانستند. در سال ۱۹۸۶، فیات مالک آلفارومئو شد و به این ترتیب، تاریخ آرنا برای همیشه بسته شد.
پونتیاک فیرو
پونتیاک فیرو در سال ۱۹۸۴ با طراحی اسپرت و جسورانهای عرضه شد. ترکیب بدنه بسیار پایین، دو صندلی، موتور در وسط و ظاهری ویژه باعث تصور این بود که با خودرویی رویایی مواجه هستید. اما این تنها یک تصور بود، زیرا فیرو به موتور ضعیفی با قدرت ۹۲ اسب بخار مجهز شده بود و حدّاکثر سرعت آن به ۱۷۵ کیلومتر بر ساعت میرسید.
ضعف عملکرد تنها مشکل فیرو نبود. شرکت سازنده برای کاهش هزینهها از قطعات ارزانقیمت در ساخت خودرو استفاده کرده بود که همین امر باعث شده بود تا کیفیت رانندگی و فرمانپذیری پایینتر از حد انتظار باشد. علاوه بر این، این خودرو با نشت روغن موتور مواجه گردید، که نتیجهاش تماس روغن با قطعات داغ موتور و وقوع آتشسوزی در محفظه موتور بود.
این مجموع مشکلات باعث شد تا فیرو به یکی از بدنامترین خودروهای تاریخ صنعت خودرو تبدیل شود.
خودروی جنجالی کادیلاک الانته
در سال ۱۹۸۷، کادیلاک قصد داشت در بازار رودسترهای لوکس دو نفره با مرسدسبنز رقابت کند. از این رو از پینین فارینا، طراح مشهور ایتالیایی درخواست کرده تا بدنه آلانته را در تورین تولید کند. سپس بدنه با وسایل نقلیه هوایی به دیترویت فرستاده میشد تا قوای فنی بر آن نصب شود.
روش عجیب مونتاژ به هزینه تولید بالا منجر گردید و کادیلاک قیمت ۵۵۰۰۰ دلاری را برای این محصول تعیین کرد. در حالی که مرسدسبنز ۵۶۰ اسال به قیمت ۵۵۳۰۰ دلار عرضه میگردید. نکته عجیبتر این است که موتور آلانته توان ۱۷۰ اسببخار را تولید میکرد که در مقایسه با ۲۳۸ اسب بخار مرسدس حرف چندانی برای گفتن نداشت. همچنین نشتی سقف جمعشونده به بدتر شدن تصویر عمومی از این مدل افزوده بود.
در پایان، کادیلاک موفق شد تا سال ۱۹۹۳ مجموعاً فقط ۴۰۰۰ دستگاه از مدل آلانته به فروش برساند و بعد از آن تولید این خودرو متوقف شد.
لوتوس الان ام 100
در سال ۱۹۸۹، لوتوس تلاش کرد که با حمایت جنرال موتورز خودرو متفاوتی با نام الان ام 100 (Elan M100) به بازار عرضه کند. این رودستر طراحی خاصی داشت و با سیستم دیفرانسیل جلو ارائه گردید، در حالی که لوتوس به طور سنتی خودروهای خود را با دیفرانسیل عقب راهی بازار میساخت. جالب است که لوتوس امیدوار بود با این خودرو، جایگاه خاصی در بازار آمریکا کسب کند.
کارشناسان عربدتل چنین اعتقادی در مورد عملکرد سیستم تعلیق و شاسی این خودرو داشتند، اما طرفداران لوتوس، این مدل را یک بیگانه و دور از فلسفه برند خود میدانستند. در بازار آمریکا نیز کاربران، مزدا امایکس ۵ میاتا را به محصول لوتوس ترجیح میدادند. در نتیجه، شرکت بریتانیایی تنها موفق به فروش ۵۵۰ دستگاه از سیگنت در آمریکا شد، در حالی که برای طراحی آن ۳۵ میلیون پوند هزینه شده بود.
پورشه ۹۱۱ نسل ۹۹۶
در سال ۱۹۹۷، پورشه در وضعیت اقتصادی خوبی قرار نداشت و ناچار به کاهش هزینههای خود گردید. به همین خاطر از چراغهای مدل باکسر در نسل جدید پورشه ۹۱۱ استفاده کردند. این اقدام اعتراضهای شدیدی از طرف طرفداران این برند آلمانی به دنبال داشت. همچنین برای نخستین بار از سال ۱۹۶۳، پورشه تصمیم گرفت موتور شش سیلندر تخت هواخنک را کنار زده و به سمت موتور آبخنک برود.
این تغییر در موتور انتخاب مهندسان پورشه نبود، بلکه به خاطر قوانین دقیق زیستمحیطی به این اقدام اقدام کرده بودند. اگر چه گذار به خنککاری آبی، موجب محو صدای خاص موتور ۹۱۱ برای همیشه شده بود.
مشکل پورشه ۹۱۱ نسل ۹۹۶ تنها به این موارد محدود نمیشد. شرکت سازنده از شفت میانی IMS با یک بلبرینگ استفاده کرده بود که در مقایسه با اکثر خودروها میتواند به آسیب بسیار شدید و حتی نابودی کامل موتور منجر شود. حدود ۱۰ درصد از مشتریان تجربه این کابوس را داشتهاند.
خودرو جنجالی فیات مولتیپلا
برای درک دلیل قرارگیری فیات مولتیپلا در این لیست، کافی است به شکل ظاهری آن دقت کنید. مهندسان فیات قصد داشتند خودرویی خانوادگی طراحی کنند که ظرفیت پذیرش ۶ بزرگسال را در دو ردیف داشته باشد و همچنین خواهان ارائه قابلیت فرمانپذیری خوب بوده و از حیث چابکی به خوبی عمل کند. به همین دلیل مهندسان ناچار به رو آوردن به طراحی غیراستاندارد شدند.
فیات به ایمنی این خودرو نیز توجه خاصی داشته و از سیستمهای مختلفی نظیر ABS، توزیع الکترونیکی نیروی ترمز، کیسههای هوای متعدد، اتصال ایزوفیکس و تدابیر پیشگیری از آتشسوزی بهره برده بود. اما کاربران، آن را خودرویی بسیار زشت به حساب میآوردند و ترجیحی برای خرید آن نداشتند. جالب است که منتقدان همواره نظرات مثبتی در مورد این خودرو داشته و حتی در سال ۲۰۰۰ بهعنوان خودرو برتر از سوی تاپگیر انتخاب شد.
پونتیاک آزتک
بسیاری از اوقات، خودروهای مفهومی به شدت جذاب و نوآورانه میباشند و انتظارات برای وارد شدن آنها به خط تولید بسیار بالا است. با نگاهی به بهترین خودروهای مفهومی تاریخ، میتوان بهخوبی این موضوع را دریافت. اما در برخی مواقع، بهتر است که این خودروها هرگز به تولید نرسند.
پونتیاک در سال ۱۹۹۹ نسخه مفهومی خود را معرفی کرد و از همان ابتدا واکنشها به دو دسته تقسیم شد. با این وجود، این کمپانی تولیدکننده تغییرات بیشتری بر روی طراحی محصول اعمال کرد تا بازخوردها کاملاً مثبت شود. از روز نخست، پونتیاک آزتک به خاطر طراحی ناپساخته و ناهمگون خود، به شهرت رسید. حتی قابلیتهای بسزایی همچون صندلیهای جمعشونده، سیستم چهارچرخ محرک و چادر مخصوص متصل به عقب خودرو نیز قادر به جذب کاربران نشد.
آزادک تنها به دلیل طراحی بد به عنوان یک خودرو جنجالی شناخته نمیشود؛ شکست یک قطعه در ورودی مخزن سوخت موجب نشت بنزین و در نتیجه آتشسوزی میشود، که این همواره موجب صدور چندین فراخوان تعمیر از سویی سازنده بوده است.
خودروی جنجالی رنو آوانتایم
رنو آوانتایم به موتور 207 اسب بخار و حداکثر سرعت 220 کیلومتر بر ساعت موجود شد. مدیران رنو میخواستند ترکیبی از یک خودرو لوکس، کوپه و مینیون را تولید کنند و این باعث به وجود آمدن خودرویی جنجالی با طراحی عجیبغریب شد. طراحی دو در سنگین و بزرگ و نیز استفاده از مکانیزم دو لولایی برای درها به منظور تسهیل دسترسی، مشکلاتی را برای کاربران ایجاد کرد.

از همه بدتر، رنو قیمت ۴۲ هزار یورو را برای این خودرو در نظر گرفت. این قیمت نه تنها در سال ۲۰۰۱ بسیار بالا به شمار میرفت، بلکه اعتبار کافی برای پشتیبانی از خرید یک خودرو لوکس از سوی رنو وجود نداشت. آخرین ضربه به این خودروی بیچاره در سال ۲۰۰۳ وارد شد، زمانی که ماترا، شرکت تولیدکننده این مدل، بخش خودروسازی خود را تعطیل کرد.
جگوار ایکستایپ
در سال ۲۰۰۱، مدیران جگوار تصمیم گرفتند که با بیامو سری ۳ و مرسدسبنز کلاس سی به رقابت پرداخته و مدل ایکستایپ را به عنوان یک لوکس پایه معرفی کنند. اما مشکل اصلی در اینجا بود که خودرو بر مبنای یک پلتفرم مستقل ساخته نشده و بر اساس نسخهای تکاملیافته از فورد موندئو توسعه یافت.
جگوار تلاش میکرد تا سیستم چهارچرخ محرک و حذف موتور دیزلی پلتفرم اقتصادی ایکستایپ را پنهان کند. همچنین، ایکستایپ جزو نخستین خودروهایی بود که از صفحهنمایش لمسی در طراحی آن استفاده شده بود. بسیاری بر این باور بودند که انتخاب دیفرانسیل جلو برای خودرویی که باید با سری ۳ بیامو و کلاس سی مرسدسبنز رقابت کند، کاملاً نسنجیده است. همچنین حذف موتور دیزلی منجر شده بود تا این خودروی جنجالی نظر مثبتی از سوی مشتریان اروپایی به دست نیاورد.
خودروی جنجالی لینکولن بلکوود
شرکت لینکولن با مدل نویگیتور موفق به فروش قابل توجهی در بخش خودروهای SUV گردید. در نتیجه، مدیران این شرکت تصمیم گرفتهاند که همان فرمول موفق را در بخش پیکاپها به کار بگیرند. آنها یک فورد F150 چهاردر را به عنوان پلتفرم اصلی انتخاب کرده و نمایی شبیه به نویگیتور بر روی آن ایجاد کردند. همچنین کابین آن نیز با طراحی بسیار لوکس تکمیل گردید. اما چند اشتباه غیرمعمول باعث شد که بلکوود به عنوان یک خودرو جنجالی شناخته شود.
نخستین مشکل، این بود که بلکوود تنها با دیفرانسیل عقب به بازار عرضه شد، در حالی که پیکاپهای رقیب دارای چهارچرخ محرک بودند و در شرایط سخت و آبوهوای نامناسب عملکرد بهتری داشتند. دوم اینکه این خودرو به عنوان یک پیکاپ طراحی شده است، اما کارایی زیادی ندارد. لینکولن قسمت بار را با موکت پوشش داده و یک پوشش پلاستیکی بر آن قرار داده بود، به همین دلیل حداکثر ظرفیت بار قادر به حمل خریدهای روزمرهتان بود.
با توجه به این مشکلات، قیمت گزاف ۵۲ هزار دلاری برای بلکوود تعیین گردید. به همین علت در سال اول تنها ۳۷۹ دستگاه بلکوود در آمریکا به فروش رفت.
استون مارتین سیگنت
در سال ۲۰۱۱، محصولات استون مارتین شامل سوپر اسپرتهای قدرتمندی همچون وان ۷۷ بود که موردپسند کاربران قرار میگرفتند، اما نمیتوانستند نشان استاندارد آلایندگی اتحادیه اروپا را برای شرکت سازنده تأمین کنند. بنابراین، مدیران استون مارتین تصمیم به کمک از تویوتا آیکیو گرفتند.
بخش قابل توجهی از مشخصات فنی این خودرو به طور کلی از موتور و گیربکس تا شاسی و سیستم تعلیق، بدون تغییر باقی ماند و استون مارتین تنها اقدام به لوکسسازی ظاهری آن نمود. موتور ۱.۳ لیتری چهار سیلندر تویوتا با قدرت ۹۸ اسب بخار، میزان آلایندگی محصولات استون مارتین را به طور محسوسی کاهش داد. اما سیگنت به شدت در بخش تجاری شکست خورد.
سیگنت به حداکثر سرعت ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت دست مییافت و یکی از کندترین خودروهای تاریخ استون مارتین به حساب میآمد. همچنین با طول ۳ متر کوچکترین خودرو این برند محسوب میشد. با توجه به تمام این عوامل، استون مارتین قیمت ۴۰ هزار دلاری را برای آن تعیین کرده بود که عملاً دو برابر قیمت تویوتا آیکیو بود. این عوامل باعث شدند که تنها ۱۵۰ دستگاه از این خودرو به فروش برسد.
کرایسلر ۲۰۰ نسل دوم
نسل دوم کرایسلر ۲۰۰ در سال ۲۰۱۵ به بازار معرفی شد و قرار بود رقیب جدی برای سدانهای متوسطی همچون تویوتا کمری، هوندا آکورد و فورد فیوژن باشد. این خودرو از لحاظ طراحی پیشرفت واضحی را نشان میداد و بر مبنای پلتفرم مدرنتری ساخته شده بود. اما بهزودی پس از عرضه، شکایات مالکان به سمت شرکت سرازیر شدند. نسل دوم کرایسلر ۲۰۰ به شکل کلی با ۸ فراخوان رسمی مواجه شد که برای ثبت نام آن به عنوان یک خودروی جنجالی در تاریخ کاملاً کافی است.
یکی از مهمترین مشکلات این خودرو به گیربکس ۹ سرعته آن مربوط میشد. گاهی اوقات خودرو به صورت ناگهانی در حالت خلاص قرار میگرفت و این مسئله مخاطرات تصادف را بهشدت افزایش میداد. علاوه بر این، گاهی نشانگر گیربکس حالت پارک را نشان میداد در حالی که خودرو در حال حرکت بود. اختلالات در سیمکشی برق خودرو نیز باعث شد تا خودرو بهطور ناگهانی خاموش شود.
عدم ضخامت کافی سیمها نیز موجب میشد که عایق ذوب شود و در نتیجه، اتصال کوتاه ایجاد کرده که خطر آتشسوزی را به دنبال داشت. همچنین خریداران از کیفیت داخلی خودرو نیز رضایت نداشتند. جالب است که این خودروی جنجالی در سال اول با استقبال خوبی از طرف کاربران روبهرو شد و 180 هزار دستگاه از آن به فروش رفت؛ اما بعد از فاش شدن مشکلات، آمار فروش به ۱۰۰۰ دستگاه در سال کاهش یافت.