کد خبر 677113
۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۱۳:۰۱

واشنگتن در آستانه پذیرش کره شمالی هسته‌ای؟

ساعت 24 - اگر ترامپ واقعاً به‌دنبال مذاکره است، باید  از اینکه خلع سلاح هسته‌ای را شرط ورود به گفت‌وگو بداند دست بردارد.
ترامپ و کیم

ماه گذشته، کره جنوبی سرانجام از ایده‌ای فاصله گرفت که سال‌ها پایه اصلی سیاست غرب در قبال کره شمالی بود.

چونگ دونگ‌یونگ، وزیر اتحاد کره جنوبی، اعلام کرد سئول دیگر بر «خلع سلاح هسته‌ای کامل و فوری» کره شمالی به‌عنوان نقطه آغاز دیپلماسی اصرار نخواهد کرد. در عوض، برنامه هسته‌ای پیونگ‌یانگ باید طی یک روند سه‌مرحله‌ای محدود شود: ابتدا توقف تولید سلاح‌های جدید، سپس کاهش زرادخانه موجود و در نهایت برچیدن کامل آن.

شبه‌جزیره عاری از سلاح هسته‌ای همچنان هدف بلندمدت سئول است، اما دیگر شرط ورود به مذاکره محسوب نمی‌شود.

اهمیت اعلام این موضع از سوی سئول، کمتر به خود پیونگ‌یانگ و بیشتر به پیامی مربوط می‌شود که برای واشنگتن دارد. آمریکا، در کنار ژاپن، اکنون تقریباً جزو آخرین بازیگرانی است که همچنان بر معامله‌ای اصرار دارد که دیگران، از جمله پکن و مسکو، عملاً و بی‌سروصدا از آن فاصله گرفته‌اند.

این تحول یک فرصت واقعی ایجاد کرده است.

دونالد ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری خود هنوز سیاست مشخصی در قبال کره شمالی تعیین نکرده است. برخلاف دوره نخست او نیز دیگر چهره‌های تندرویی مانند جان بولتون در اطرافش حضور ندارند که هر توافقی کمتر از «خلع سلاح هسته‌ای کامل، قابل راستی‌آزمایی و برگشت‌ناپذیر» را نابود کنند؛ همان موضع حداکثری‌ای که نشست هانوی در سال ۲۰۱۹ را به شکست کشاند.

کیم جونگ اون نیز اعلام کرده در صورتی که واشنگتن «واقعیت را بپذیرد» و از «وسواس مضحک» خود درباره خلع سلاح هسته‌ای دست بردارد، حاضر به دیدار با ترامپ است.

ترامپ نیز در حالی که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به‌دنبال یک موفقیت در سیاست خارجی برای حزب خود است، نشانه‌هایی بروز داده که ممکن است در همین مسیر حرکت کند.

پس از آخرین نشست گروه هفت، لی جائه‌میونگ، رئیس‌جمهور کره جنوبی، به خبرنگاران گفت ترامپ اعلام کرده «وقت آن رسیده به کره شمالی توجه شود» و موافقت کرده پیشنهاد سئول برای یک رویکرد مرحله‌ای را بررسی کند.

چنین رویکردی با استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیز سازگار است؛ سندی که به‌طور قابل‌توجهی هیچ اشاره‌ای به کره شمالی یا هدف قدیمی خلع سلاح هسته‌ای این کشور نداشت. همچنین با عادت ترامپ به توصیف علنی کره شمالی به‌عنوان یک «قدرت هسته‌ای» همخوانی دارد.

ترامپ و کیم هر دو می‌دانند این پنجره فرصت با پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ بسته خواهد شد.

اگر تا آن زمان توافقی حاصل نشود، شاید فرصت بعدی سال‌ها بعد ایجاد شود. در آن زمان، زرادخانه کره شمالی احتمالاً بزرگ‌تر شده، روابطش با روسیه و چین عمیق‌تر شده و آمریکا یکی از آخرین فرصت‌های خود را برای اثبات اینکه هنوز می‌تواند بر تحولات شبه‌جزیره کره اثر بگذارد از دست داده است؛ منطقه‌ای که نفوذ واشنگتن در آن، مانند جایگاه جهانی‌اش، رو به کاهش است.

سه دهه سیاستی که دیگر جواب نمی‌دهد

سیاست آمریکا در قبال کره شمالی طی ۳۰ سال گذشته بر یک معامله ساده استوار بود: اگر پیونگ‌یانگ سلاح‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد، در مقابل تحریم‌ها کاهش پیدا می‌کنند، به رسمیت شناخته می‌شود و روابط عادی با جهان برقرار خواهد کرد.

ابتدا خلع سلاح، سپس پاداش.

این رویکرد در سال ۱۹۹۴ منطقی به نظر می‌رسید؛ زمانی که کره شمالی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و قحطی پس از آن به‌شدت آسیب دیده و آن‌قدر تحت فشار بود که حاضر می‌شد درباره کنار گذاشتن برنامه تسلیحاتی خود مذاکره کند.

اما امروز شرایط دیگر آن‌گونه نیست.

حتی همان زمان نیز «چارچوب توافق‌شده» دوام نیاورد، زیرا هم پیونگ‌یانگ و هم واشنگتن نتوانستند تعهدات خود را به‌طور کامل اجرا کنند.

از سال ۲۰۱۸، کره شمالی زرادخانه هسته‌ای خود را به حدود ۶۰ کلاهک افزایش داده و مواد شکافت‌پذیر کافی برای ساخت دست‌کم ۳۰ کلاهک دیگر نیز در اختیار دارد.

این کشور یک شراکت نظامی با روسیه ایجاد کرده و هزاران سرباز و مقادیر زیادی مهمات برای جنگ اوکراین فرستاده است؛ در مقابل نیز پول و فناوری دریافت کرده است.

تجارت کره شمالی با چین نیز گسترش یافته و پیونگ‌یانگ حتی جایگاه دائمی هسته‌ای خود را در قانون اساسی تثبیت کرده است.

کیم یو جونگ، خواهر رهبر کره شمالی و یکی از چهره‌های بانفوذ حکومت، در ماه ژوئن صریح گفت برنامه هسته‌ای این کشور «نهایی و برگشت‌ناپذیر» است و ابزاری برای معامله و واگذاری محسوب نمی‌شود.

تحریم‌ها و سال‌های انزوای ناشی از همه‌گیری کرونا، پیونگ‌یانگ را نشکست. برعکس، نشان داد این حکومت توان تحمل فشار را دارد.

اگر کیم پای میز مذاکره بیاید، این بار از موضعی بسیار قدرتمندتر خواهد آمد.

چرا کیم باید مذاکره کند؟

با این حال، سؤال مهم این است که چرا رهبر کره شمالی اصلاً باید حاضر به مذاکره شود؟

با تمام غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ترامپ، کیم ممکن است به‌درستی به این نتیجه رسیده باشد که هیچ رئیس‌جمهور بعدی آمریکا، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، احتمالاً بدون شرط خلع سلاح هسته‌ای حاضر به تعامل با او نخواهد شد؛ در حالی که ترامپ نشانه‌هایی از آمادگی برای چنین رویکردی نشان داده است.

مشوق اقتصادی هم وجود دارد.

درآمدهای قابل‌توجهی که کره شمالی به‌دلیل جنگ اوکراین از روسیه به دست آورده، دائمی نیست. با کاهش شدت جنگ، پیونگ‌یانگ باید جایگزینی برای این منبع درآمد رو به کاهش پیدا کند.

هم‌زمان، کره شمالی به شکلی خطرناک به چین وابسته شده است.

بر اساس داده‌های جدید KOTRA، در سال ۲۰۲۵ بیش از ۹۸ درصد تجارت خارجی کره شمالی از مسیر چین انجام شده است؛ وضعیتی که اهرم نفوذ بسیار بزرگی در اختیار پکن قرار می‌دهد.

نشانه‌های اولیه‌ای هم وجود دارد که کره شمالی به‌دنبال کاهش این وابستگی است.

در ماه مه، وزیر خارجه سنگاپور در سفری کم‌سابقه به پیونگ‌یانگ رفت و از کره شمالی دعوت کرد در سال ۲۰۲۷، زمانی که سنگاپور ریاست آن را بر عهده خواهد داشت، در مجمع منطقه‌ای اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا یا ASEAN شرکت کند.

با اینکه کره شمالی به‌طور علنی از ادبیات این مجمع درباره خلع سلاح هسته‌ای انتقاد کرده، هنوز حضور در آن را به‌طور کامل رد نکرده است.

از سوی دیگر، در سال‌های اخیر چند کشور غربی نیز سفارتخانه‌های خود را در پیونگ‌یانگ دوباره باز کرده‌اند.

هیچ‌کدام از این تحولات به معنای فاصله گرفتن واقعی کره شمالی از چین نیست، اما با تلاش قدیمی حکومت کیم برای حفظ آزادی عمل و جلوگیری از وابستگی بیش از حد به یک حامی خارجی سازگار است.

کیم واقعاً چه می‌خواهد؟

امروز خواسته‌های کیم بسیار روشن‌تر از سال ۲۰۱۸ است: به رسمیت شناخته شدن به‌عنوان یک دولت مشروع، سرمایه‌گذاری واقعی به‌جای کمک بشردوستانه و مهم‌تر از همه، متنوع شدن روابط تجاری.

به زبان ساده، کیم می‌خواهد کره شمالی روابطی عادی‌تر با جهان داشته باشد.

اما اصرار مداوم بر خلع سلاح هسته‌ای، سد راه چنین روندی شده است.

اگر واشنگتن واقعاً می‌خواهد پیونگ‌یانگ را پای میز مذاکره بیاورد، باید دست از این تصور بردارد که دیپلماسی عادی امتیازی است که فقط در صورت خلع سلاح باید اعطا شود.

استراتژی امنیت ملی آمریکا از قبل از موضع خلع سلاح هسته‌ای فاصله گرفته است. گام بعدی می‌تواند یک موضع‌گیری علنی و صریح باشد مبنی بر اینکه مذاکرات می‌توانند حتی بدون تعهد اولیه کره شمالی به خلع سلاح آغاز شوند.

چنین بیانیه‌ای برای واشنگتن هزینه چندانی ندارد، اما یکی از مهم‌ترین موانع موجود را از میان برمی‌دارد.

تغییر رویکرد سئول نیز دقیقاً همین واقعیت را به رسمیت می‌شناسد. منتقدانی که آن را صرفاً اقدامی نمادین می‌دانند، با معیار اشتباهی به آن نگاه می‌کنند.

پیشنهاد توقف توسعه زرادخانه شاید به‌تنهایی موضع پیونگ‌یانگ را تغییر ندهد، اما نشان می‌دهد فرمول قدیمی خلع سلاح هسته‌ای خود یکی از دلایلی بوده که صلح را دور از دسترس نگه داشته است؛ و اکنون یکی از طرف‌های اصلی درگیری حاضر است این واقعیت را علناً بیان کند.

دیپلماسی عادی را از سر بگیرید

پس از آن، آمریکا می‌تواند سازوکار عادی دیپلماسی را دوباره فعال کند؛ همان چیزی که کره شمالی مدت‌هاست خواهان آن است.

این اقدامات می‌تواند شامل کاهش تحریم‌ها، افتتاح سفارتخانه‌ها، به رسمیت شناختن دیپلماتیک و همکاری در حوزه‌هایی مانند سلامت عمومی، تغییرات اقلیمی و مدیریت بلایای طبیعی باشد؛ حوزه‌هایی که حتی اگر مذاکرات امنیتی متوقف شوند، امکان پیشرفت در آن‌ها وجود دارد.

هدف نباید یک توافق بزرگ و ناگهانی باشد، بلکه باید عادی‌سازی تدریجی روابط باشد.

یکی از نخستین گام‌ها می‌تواند لغو ممنوعیت سفر شهروندان آمریکایی به کره شمالی باشد.

این ممنوعیت، حضور دانشمندان، پزشکان، فعالان اقتصادی، سازمان‌های بشردوستانه و گروه‌های جامعه مدنی آمریکا را محدود می‌کند؛ همان گروه‌هایی که بخش بزرگی از کار عملی برای بازسازی ارتباط میان مردم دو کشور بر عهده آن‌ها خواهد بود.

ترامپ این ممنوعیت را در سال ۲۰۱۷ وضع کرد و می‌تواند به‌تنهایی آن را لغو کند.

واشنگتن همچنین می‌تواند از حضور کره شمالی در نهادهای منطقه‌ای مانند مجمع منطقه‌ای ASEAN حمایت کند، به‌جای آنکه چنین حضوری را پاداشی بداند که ابتدا باید به دست آورده شود.

ادغام منطقه‌ای حتی در صورت توقف دیپلماسی دوجانبه نیز می‌تواند ادامه پیدا کند.

یک دست دادن کافی نیست

احتمالاً گفت‌وگوهای دوجانبه دوباره با مشکلاتی روبه‌رو خواهند شد، مگر اینکه طرفین روی دیپلماسی در سطوح کارشناسی و اجرایی سرمایه‌گذاری کنند.

تجربه نشست قبلی ترامپ و کیم نشان داد یک دست دادن به‌تنهایی دستاورد چندانی ندارد، اگر مذاکره‌کنندگان و مقام‌های سطح پایین‌تر مأموریت و اختیار روشنی برای ایجاد یک رابطه دیپلماتیک گسترده‌تر نداشته باشند.

اقدام دیگری که کمتر دیده می‌شود اما اهمیت زیادی دارد، ایجاد حمایت داخلی از دیپلماسی پیش از شکل‌گیری فرصت بعدی است.

مخالفت با تعامل با کره شمالی در آمریکا موضوعی دوحزبی است. بخشی از این مخالفت از ترجیح سیاست فشار، نگرانی درباره پاداش دادن به رفتارهای نامطلوب و همچنین وجود بحران‌های متعدد دیگر در سیاست خارجی ناشی می‌شود.

اگر قرار است هرگونه گشایش دیپلماتیک بیش از یک دوره ریاست‌جمهوری دوام بیاورد، حمایت پایدار کنگره ضروری است؛ از جمله حمایت دموکرات‌هایی که ممکن است تمایلی نداشته باشند یک پیروزی سیاسی مهم را به ترامپ هدیه کنند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.