در قرن بیستم، آثار فراوانی در عرصه وحشت خلق شده است و برخی از آنها مانند "جنگیر" به نمادهای این ژانر تبدیل شدهاند. با این حال، بسیاری از منتقدان بر این باورند که سینمای وحشت در قرن بیست و یکم نیز دورهای طلایی را تجربه کرده است. برترین فیلم های ترسناک این قرن تنها به ترس از موجودات مرموز محدود نمیشوند و در تلاشند تا ابعاد مختلف ترس را به تصویر بکشند.
- غرق شدن در دنیای وحشت با بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم
- با من حرف بزن (Talk to me)
- فعالیت فراطبیعی (Paranormal Activity)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: دریاچه مونگو (Lake Mungo)
- دیگران (The Others)
- کلبهای در جنگل (The Cabin in the Woods)
- دو خواهر (A Tale of Two Sisters)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: یک مکان ساکت (A Quiet Place)
- دختری شبانه تنها به خانه میرود (A Girl Walks Home Alone at Night)
- نزول (The Descent)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: شوم (Sinister)
- تعقیب میکند (It Follows)
- احضار (Conjuring)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: وسواس (Obsession)
- میزبان (The Host)
- نیمه تابستان (Midsommar)
- جادوگر (The Witch)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: نابودی (Annihilation)
- آدم درست را راه بده (Let the Right One In)
- شیون (The Wailing)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: بابادوک (The Babadook)
- قوی سیاه (Black Swan)
- ۲۸ روز بعد (28 Days Later)
- گناهکاران (Sinners)
- بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: برو بیرون (Get Out)
- موروثی (Hereditary)
- غرق شدن در دنیای وحشت با بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم
غرق شدن در دنیای وحشت با بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم
در ادامه، به ۲۵ مورد از برترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم خواهیم پرداخت که میتوانند توجه انواع سلیقهها را جلب کنند. غیرممکن است که در این لیست فیلمی وجود نداشته باشد که شما را به شدت بترساند و ذهنتان را برای مدت طولانی درگیر کند.
با من حرف بزن (Talk to me)
این اثر در سال ۲۰۲۳ منتشر شد و دنی و مایکل فیلیپو کارگردانی آن را بر عهده داشتند. سوفی وایلد و جو برد نیز نقشهای اصلی را بازی میکنند. داستان درباره دختری نوجوان به نام میا است که هنوز از غم از دست دادن مادرش رنج میبرد و تلاش میکند با جمع دوستانش وقت بگذرانده و از زندگی جدیدی لذت ببرد.
دوستان میا به تازگی با یک سرگرمی جدید آشنا شدهاند. آنها یک دست مومیایی دارند که میتواند بهعنوان دروازه ارتباط با ارواح عمل کند. برای این کار، شخص باید دست مومیایی را در دست بگیرد، شمعی را روشن کند و یک ورد خاص را بخواند. سپس یک روح به مدت چند ثانیه به بدن او خواهد آمد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که آنها قوانین ساده را نادیده میگیرند. این ترس در فیلم نشأت گرفته از صحنههای ناگهانی و موجودات عجیب نیست، بلکه اضطراب ناشی از دانستن این است که در چند ثانیه آینده قرار است چه رخ دهد.
فعالیت فراطبیعی (Paranormal Activity)
فعالیت فراطبیعی هرگز قرار نبود کاملاً حرفهای باشد. کارگردان این فیلم، اورن پلی، یک برنامهنویس نرمافزار بود و فقط با بودجهای معادل ۱۵ هزار دلار آن را در خانهاش ساخت. فیلمبرداری این پروژه تنها ۷ روز به طول انجامید. ولی پس از مدتی فیلم از دست به دست شد و توجه بسیاری از بزرگان هالیوود را جلب کرد. استیون اسپیلبرگ بعد از دیدن فیلم آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که خواستار حفظ شکل اولیه آن شد.
داستان درباره یک زوج جوان به نام کیتی و میکا است که در یک خانه در حومه شهر زندگی میکنند. کیتی احساس میکند که یک موجود نامرئی در خانه وجود دارد و او را تعقیب میکند. میکا که میخواهد ثابت کند که شبها هیچ اتفاقی نمیافتد، یک دوربین فیلمبرداری را در اتاق خواب قرار میدهد. در شبهای اول، همه چیز عادی به نظر میرسد، اما کمکم صحنههایی در دوربین مشاهده میشود که توضیحی برای آنها وجود ندارد. پس از آن، فعالیتهای ماورایی به تدریج بیشتر و شدیدتر میشوند.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: دریاچه مونگو (Lake Mungo)
دریاچه مونگو در سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد و به سرعت به فهرست بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم راه یافت. کارگردان آن، جوئل اندرسون، در تلاش بود تا ظاهری واقعگرایانه و طبیعی برای فیلم ایجاد کند. به همین جهت، فیلم به سبک شبهمستند ساخته شده و به بازیگران اجازه داده شد تا برخی دیالوگها را بهصورت بداهه بیان کنند. داستان فیلم در مورد دختری به نام آلیس پالمر است که در سن ۱۶ سالگی در نزدیکی یک سد محلی غرق میشود.
کمی پس از دفن او، صداها و نشانههایی در خانه ظاهر میشود که خانواده را درگیر میکند. با افزایش نشانهها، خانواده به جستجوی وسایل آلیس میپردازند تا شاید سرنخی پیدا کنند. تمامی سرنخها به دریاچهای دورافتاده و وهمآلود به نام مونگو میرسد. این فیلم فاقد هیولاهایی است که ناگهان ظاهر شوند و یا افکتهای صوتی دیوانهوار است. دریچه مونگو با ایجاد حس انتظار و کاوش در دنیای ناشناخته شما را درگیر میکند.
دیگران (The Others)
برخی سلیقهها در مورد بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم شاید متفاوت باشد، اما بیشک "دیگران" در هر لیست خاصی به طور ویژهای قرار دارد. این فیلم در سال ۲۰۰۱ به کارگردانی آلخاندرو آمنابار ساخته شده و نیکول کیدمن و فیونولا فلاناگان نیز در آن نقش آفرینی کردهاند. داستان در یک عمارت بزرگ و دورافتاده در دوران پایانی جنگ جهانی دوم روایت میشود. گریس به عنوان مادر تنها، مسؤولیت مراقبت از دو فرزند خود را بر عهده دارد. 
فرزندان او به بیماری خاصی مبتلا هستند و نمیتوانند در نور مستقیم خورشید قرار بگیرند. به همین دلیل، تمام پردهها کشیده شده و فضای خانه تاریک است. همهچیز طبق یک نظم مشخص پیش میرود تا اینکه چند خدمتکار تازه وارد میشوند. پس از آن صداهای عجیب از اتاقهای خالی شنیده میشود، اشیاء به مکانهای متفاوت منتقل میشوند و یک موجود نامشخص در فضا حس میشود. اگرچه این فیلم به داستانهای کلاسیک ارواح نزدیک است، اما پایان آن شما را شگفتزده خواهد کرد.
کلبهای در جنگل (The Cabin in the Woods)
فیلمنامه "کلبهای در جنگل" تنها طی ۳ روز نوشته شد و از همان ابتدا برنامهریزی شده بود که اثری خاص و متفاوت باشد. این اثر در سال ۲۰۱۲ به نمایش درآمد و کریستن کانلی و کریس همسورث از بازیگران اصلی آن هستند. داستان درباره پنج دوست جوان است که برای گذراندن تعطیلات آخر هفته خود یک کلبه دورافتاده در طبیعت را انتخاب میکنند.
شاید گمان کنید که با یک داستان تکراری دیگر طرف هستید. اما بدون شک ترکیب آیتمهای مقدس کلبه قدیمی، جنگل دورافتاده و گروهی از جوانان که نمیدانند چه سرنوشتی در انتظار آنهاست، جایی در فهرست بهترین فیلمهای ترسناک قرن بیست و یکم نخواهد داشت. کنجکاوی کاراکترها آنها را به سمت مسیری عجیب هدایت میکند. آنها چیزهایی را کشف میکنند که بهتر بود دست نخورده باقی میماند. اینجا جایی است که اوج داستان آغاز میشود و تمام قواعد ژانر وحشت زیر پا گذاشته میشوند.
دو خواهر (A Tale of Two Sisters)
فیلم "دو خواهر" محصول سال ۲۰۰۳ کره جنوبی است و بسیاری آن را در میان بهترین فیلمهای سینما قرار میدهند. جالب است بدانید که فیلم بر اساس اقتباسی از یک افسانه قدیمی کرهای ساخته شده و کارگردان تلاش کرده بستر روایی مدرنی برای آن مهیا کند. با این حال، مخاطب بینالمللی بدون آگاهی از جزئیات این افسانه خواهد بود و متعجب میشود.
سو می و سو یون دو خواهر نوجوان هستند که پس از مدتی بستری بودن در یک مرکز درمانی به خانه خود بازمیگردند. آنها در یک خانه بزرگ و زیبا زندگی میکنند، اما رابطه بسیار پرتنشی با نامادری خود دارند. این نیز باعث میشود تا فضای خانه سنگینتر شده و اتفاقات عجیبی رقم بخورد. جابهجایی اشیاء و شنیدن صداهای نامشخص باعث میشود تا ترس دو خواهر بیشتر شده و نگران سلامتی خود شوند. در این میان رازهای تاریک خانه به تدریج نمایان میشوند.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: یک مکان ساکت (A Quiet Place)
یک مکان ساکت را نمیتوان اثر کلاسیکی از ژانر وحشت دانست. شاید بهتر باشد آن را در زمره بهترین فیلمهای علمی تخیلی قرار دهیم، زیرا داستان به جای موجودات ماورایی، به هیولاهایی از جهانهای دیگر میپردازد. هیولاهایی که ممکن است یک روز به دلیل کنجکاوی بشر در فضا به زمین بیایند.
داستان در یک بستر آخرالزمانی روایت میشود. نوعی ناشناخته از موجودات فضایی به زمین حمله کرده و تمدن بشری به شدت در خطر است. این موجودات ترسناک از نظر دیداری فاقد قدرتاند، اما به شدت به صدا حساس هستند و میتوانند به سرعت هر صدایی را از بین ببرند. در این شرایط خانوادهای باید حیات خود را ادامه دهد. آنها ناچارند بدون صدا حرکت کنند و برای ارتباط با یکدیگر از زبان اشاره استفاده کنند. با این حال، تا چه زمانی میتوانند این سبک زندگی را ادامه دهند؟
دختری شبانه تنها به خانه میرود (A Girl Walks Home Alone at Night)
احتمالاً با بهترین سریالهای خونآشامی آشنا هستید. اما نوشتاری که امروز میخواهیم معرفی کنیم، فیلمی خونآشامی است که در خیابانهای ایران روایت میشود. "دختری شبانه تنها به خانه میرود" به نویسندگی و کارگردانی آنا لیلی امیرپور در سال ۲۰۱۴ ساخته شده و به زبان فارسی فیلمبرداری شده است. این فیلم از نظر تماشا تدریجی و وهمآلود است و از خشونتهای غیرقابل توجیه و حملهها در هیولاهای سنگین پرهیز میکند. 
داستان در یک شهر خیالی و تاریک به نام بدسیتی جریان دارد. دختری ناشناس تنها با چادر سیاه و اسکیتبرد در خیابانهای سوت و کور و پر از جرم شهر ظاهر میشود. او به آرامی حرکت میکند و اهالی شهر چندان آشنایی با او ندارند. تا اینکه جوانی به نام آرش با او روبرو میشود و رابطهای عجیبی میان آنها شکل میگیرد. کارگردان از ترکیب سبکهای وسترن، فیلم نوآر، درام عاشقانه و وحشت روانشناختی برای روایت این داستان تاریک عاشقانه استفاده کرده و هر چه جلوتر میروید، جزئیات ترسناکتری از زندگی دختر و جهان خطرناکاش نمایان میشود.
اگرچه زبان فیلم فارسی است و بهنظر در یک شهر خیالی در ایران انجام میشود، اما در واقع در کالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
نزول (The Descent)
فیلم "نزول" در سال ۲۰۰۵ رونمایی شد و نیل مارشال در کارگردانی آن نقش ایفا کرد. ترس در این فیلم ابتدا بهصورت تدریجی و ناشی از اضطراب جلوه میکند، اما سپس به وحشت ناگهانی، تعقیب و گریز، خشونت و موجودات ناشناخته تبدیل میشود. همچنین میتوان گفت که عنصر اصلی ترس در این فیلم حاصل تاریکی، فضاهای بسته، گم شدن و احساس درماندگی است.
داستان در مورد ۶ زنی است که برای کشف یک سیستم غاری دورافتاده به سفر ماجراجویانه میروند. پس از ورود به غار، آنها خود را در یک شبکهای از تونلها، شکافها و حفرههای تاریک مییابند. اما مشکل آنها تنها گم شدن نیست. آنها به تدریج متوجه میشوند که در تاریکی غار تنها نیستند و موجودی در نزدیکیشان حرکتی دارد.
به جالب توجه است که تیم فیلمبرداری باور داشت حضور در غارهای تاریک و پیچیده بسیار خطرناک است. به همین دلیل غارهای مصنوعی برای فیلم ساخته شد. با مطالعه داستان افرادی که در غارها گم شدهاند، درمییابید که ترس تیم فیلمبرداری چندان نیز بیپایه نبوده است.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: شوم (Sinister)
بهطور معمول، شخصیتهای برترین فیلمهای ترسناک قرن بیست و یکم بهطور ناخواسته با موجودی ماورایی یا ترسناک روبرو میشوند. اما فیلم اسکات دریکسون دیدگاه کاملاً متفاوتی را مطرح میکند.
داستان درباره نویسندهای به نام الیسون آزبورن است که زمانی بهخاطر آثار جناییاش مشهور بوده است. مدتی است که او ایده جدیدی ندارد و فکر میکند باید یک تصمیم دیوانهوار بگیرد. بدین ترتیب، او به همراه خانوادهاش به خانهای نقل مکان میکند که بهتازگی تمام اعضای آنجا به شکلی مشکوک به قتل رسیدهاند. اوضاع بدتر میشود هنگامی که الیسون یک جعبه پر از فیلمهای ۸ میلیمتری قدیمی را در اتاق زیرشیروانی پیدا میکند و درمییابد که موجودی شیطانی در پشت ماجرا نهفته است.
با وجود نقدهای مثبت، برخی به شخصیت منفی و نحوه پایانبندی داستان انتقاد کردند.
تعقیب میکند (It Follows)
اگر از عناوین تکراری در فیلمهای ژانر وحشت خسته شدهاید و تمایلی به دیدن داستانهای مربوط به ارواح ندارید، "تعقیب میکند" قطعاً میتواند یکی از بهترین انتخابها برای شما تلقی شود. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی دیوید رابرت میچل ساخته شده و او ایده کلی داستان را از کابوسهای دوران کودکیاش الهام گرفته است.
این داستان از دختری ۱۹ ساله به نام جی آغاز میشود که پس از ارتباط جنسی با شخصی دیگر متوجه میشود که موجودی او را تعقیب میکند. این موجود هرگز ظاهری ترسناک ندارد و به آرامی و بیصدا به سوی او نزدیک میشود. بدتر اینکه گریزی از این موجود نیست، زیرا او هر بار در هر محیط جدید به عرق انسانی معمولی تبدیل شده و به سمت جی میآید. این موضوع، زندگی جی را به صحنهای مملو از اضطراب و انتظار تبدیل میکند.
احضار (Conjuring)
آیا میتوان درباره فیلمهای ترسناک صحبت کرد و به "احضار" اشارهای نکرد؟ این شاهکار سینمایی در سال ۲۰۱۳ به نمایش درآمد. ورا فارمیگا و پاتریک ویلسون در نقشهای اصلی فیلم ظاهر شدند و به عنوان دو کارآگاه ماورایی به نامهای اد و لورین وارن بازی کردند. بازی ورا فارمیگا در این نقش بهقدری تاثیرگذار بود که لقب ملکه ژانر وحشت را از آن خود کرد. 
این داستان بر اساس یک واقعه واقعی در دهه ۱۹۷۰ در رودآیلند بنا شده است. خانواده پرون به تازگی به خانه جدید خود منتقل میشوند و از ابتدا هیجانزده هستند. با اینحال کمکم اعضای خانواده احساس میکنند که جو خانه عادی نیست و وقایع عجیب آغاز میشود. با شدتگرفتن این وقایع، آنها از اد و لورین دعوت میکنند تا به منزلشان بیایند و مشکلات را با انجام آزمایشات و جنگیری حل کنند.
موفقیت "احضار" به قدری بود که سازندگان به دنبال پروندههای دیگر اد و لورین وارن رفتند و چندین فیلم دیگر بر اساس تجربیات آنها تولید کردند. خبر خوب این است که سریال "کانجورینگ" نیز به زودی ساخته خواهد شد تا طرفداران ژانر وحشت، دوباره در ماجراهای ترسناک این زوج شیرین درگیر شوند.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: وسواس (Obsession)
وسواس محصول سال ۲۰۲۶ است و این روزها همه دربارهاش صحبت میکنند. کری بارکر، کارگردان این فیلم، یک یوتیوبر بود و سابقه ساخت فیلم به این مقیاس را نداشت. این اثر با بودجه اندکی معادل ۷۵۰ هزار دلار ساخته شد؛ اما توانسته با فروش جهانی ۱۶۵ میلیون دلاری به موفقیتی چشمگیر دست یابد.
داستان "وسواس" درباره یک جوان خجالتی و درونگرا به نام بر است که به همکارش نیکی علاقهمند است. با این حال، او شهامت کافی برای ابراز علاقه را ندارد و در عذاب است. تا اینکه بهطور ناگهانی در یک فروشگاه عجیب با چیزی بهنام بید تک آرزو روبهرو میشود. ابزاری بهاینصورت که با آن میتوانید به یک آرزوی خود برسید. بر تصمیم میگیرد آرزو کند که نیکی او را از همه بیشتر دوست داشته باشد. اما خیلی زود مشخص میشود که این آرزو یک اشتباه بزرگ بوده است.
میزبان (The Host)
میزبان را باید دومین فیلم کرهای در فهرست بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم به حساب آورد. این فیلم در سال ۲۰۰۶ ساخته شده و در سئول روایت میشود. رودخانه هان از میان سئول جریان دارد و هیچ ویژگی خاصی برای اهالی ندارد. تا اینکه ناگهان روزی، هیولایی عجیب از دل رودخانه به بیرون میآید و به مردم حمله میکند. 
شخصیت اصلی داستان، فردی به نام گانگدو است که در دکه کوچکی در کنار رودخانه کار میکند. پس از این اتفاق، دخترش ربوده میشود و گانگدو هیچ کاری نمیتواند دربارهاش انجام دهد. دولت کره نیز منطقه را قرنطینه میکند تا هیچ کسی به رودخانه نزدیک نشود. اینجا است که گانگدو و دیگر اعضای خانوادهاش تصمیم میگیرند بهتنهایی به رودخانه بروند و دختر را نجات دهند، هرچند با موجودی مواجه خواهند شد که رازهای عجیبی را در خود دارد.
نیمه تابستان (Midsommar)
اگر از داستانهای تکراری ارواح و موجودات ماورایی خسته شدهاید، "میدسامر" میتواند گزینش جذابی برای تماشا باشد. فلورنس پیو و جک رینور در نقشهای اصلی این فیلم ظاهر شدهاند و زوج جوان به نامهای کریستین و دنی را تصویر میکنند. رابطه آنها در شرایط خوبی نیست و به پایان نزدیک میشود، اما مرگ اعضای خانواده کریستین به دنی این فرصت را میدهد تا یک باره دیگر به کریستین فرصتی دهد و او را برای یک جشن سنتی به یک روستای دورافتاده در سوئد ببرد.
انتظار میرود که این جشن تجربهای آرام و شاد به همراه داشته باشد. همه چیز زیبا به نظر میرسد و اهالی روستا نیز با مهمانان خود رفتار بسیار دوستانهای دارند. اما به تدریج مشخص میشود که برخی از آداب و رسوم این روستاییها چندان عادی نیست و با اصول انسانی بیگانه است. در حقیقت، هرچقدر که فیلم پیش میرود بیشتر حیرتزده خواهید شد و انتظار وقایع غیرقابل شناسایی را خواهید داشت.
جادوگر (The Witch)
جادوگر که در سال ۲۰۱۵ به سالنهای سینما آمده است، نیکول کاسل و رالف اینسون در آن نقش آفرینی کردهاند. این فیلم ترس را بهصورت تدریجی و خزنده منتقل میکند، به جای صحنههای ناگهانی. حالت ترس در آن به کمک انزوا، فضای مذهبی سنگین، جنگل مرموز و فروپاشی اعتماد میان اعضای خانواده بوجود میآید، که اضطراب را هر لحظه عمیقتر میکند. همین عامل باعث میشود تا مدتها پس از پایان فیلم، فضای تاریک آن فراموش نشود.
داستان در سال ۱۶۳۰ در نیوانگلند را روایت میکند. یک خانواده مذهبی بهدلیل ناهماهنگی با دیگر اعضای جامعهشان، تصمیم میگیرند که خانه و مزرعهشان را ترک کنند و در نزدیکی یک جنگل در یک مکان دورافتاده سکونت گزینند. در ابتدا، این مکان آرامشی غیرواقعی به همراه دارد؛ اما خیلی زود با ناپدید شدن نوزاد خانواده، وضعیت دگرگون میشود. با گذشت زمان، حوادث عجیب و شگرف نیز افزایش مییابد و اعضای خانواده به یکدیگر شک میکنند. آنها احساس میکنند که یکی از خودشان به جادوها پرداخته است.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: نابودی (Annihilation)
"نابودی" نیز یکی از آثار متفاوت در میان بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم به شمار میرود. این فیلم در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی الکس گارلند ساخته شده و ناتالی پورتمن و جنیفر جیسون لی به عنوان بازیگران اصلی آن شناخته میشوند. داستان حول داستان یک زیستشناس و استاد دانشگاه به نام لنا میچرخد که به علت مفقود شدن همسرش حال و روز بههم ریختهای دارد. در آستانه ناامیدی، همسرش به خانه برمیگردد؛ اما خیلی زود مشخص میشود که او آن فرد قبلی نیست و دچار یک حادثه وحشتناک شده است.
پس از این رویداد، لنا به همراه گروهی از دانشمندان وارد منطقهای غیبی میشوند تا نیروی غیرقابل توضیح محیط را بررسی کنند. آنها بهزودی متوجه میشوند که در یک جنگل معمولی قرار ندارند و قوانین طبیعی در آنجا صدق نمیکند. فرمها، گیاهان و حیوانات همه به شکلهای ناآشنا و عجیبی درآمدهاند. لنا از آغاز متوجه میشود که با یک مأموریت علمی ساده سروکار ندارد و ممکن است هرگز نتواند از جنگل بگریزد.
آدم درست را راه بده (Let the Right One In)
اثر "آدم درست را راه بده" محصول کشور سوئد است و در سال ۲۰۰۸ عرضه شد. این فیلم بهخاطر ترکیب عناصر وحشت روانشناختی، درام عاشقانه و ترس فیزیکی شناخته شده، اما در واقع اصلیترین داستان، یک روایت خونآشامی به شمار میرود. فضای سرد و برفی که در سوئد وجود دارد، ترس ناشی از این فیلم را تقویت میکند.
اسکار؛ پسری ۱۲ ساله و تنها است که در مدرسه وضعیت خوبی ندارد و مرتباً قربانی آزار و اذیت میشود. زندگیاش مملو از ترس و تنهایی است، تا اینکه یک شب دختری به نام الی به همراه مردی میانسال به همسایگی او نقل مکان میکنند. بین اسکار و الی رابطه دوستانهای شکل میگیرد که او را از وضعیت دشواری که در آن قرار دارد بیرون میکشد. با این وجود، به تدریج اسکار متوجه میشود که رفتارهای الی معمولی نیست و با دیگر کودکان متفاوت است.
شیون (The Wailing)
"شیون" که در سال ۲۰۱۶ به ساخته شده، در رشته بهترین فیلمهای ترسناک قرن بیست و یکم قرار میگیرد. ترس واقعی این فیلم ناشی از عدم اطمینان به آن چیزی است که باید باور کرد. به طور تقریبی، این فیلم دو ساعت و نیم زمان دارد که فضای روستا، شخصیتها و رازهای آنها را به یک کابوس پیچیده تبدیل کند. پس از آن شاهد بروز انفجار خشونت با شدت باورنکردنی خواهیم بود. این ترکیب از ترس ماورایی، آیینهای شمنی و موسیقی سنگین، از عناصر موفق این فیلم محسوب میشود.
این داستان در یک روستای کوچک و دورافتاده در کرهجنوبی اتفاق میافتد. مردم این روستا به تدریج به عارضهای ناشناخته دچار میشوند و رفتارهای غیرقابلباور از خود نشان میدهند. جونگگو، یک پلیس محلی با توانمندی کموبیش، به تحقیق در مورد این مسأله میپردازد. او در ابتدا تصور میکند که بیماری بهوجود آمده یک مسمومیت ساده است. اما با ورود یک غریبه ژاپنی، یک کشیش جوان و گرفتار کودک جونگگو به این بیماری، تمام ماجرا پیچیدهتر و به سمت موارد ماورایی سوق پیدا میکند.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: بابادوک (The Babadook)
"بابادوک" بیشتر یک فیلم ترس روانشناختی است، اما از عناصر وحشت ماورایی و موجودی نیز بهرهبرداری میکند. این فیلم در سال ۲۰۱۴ اکران شد و خیلی زود شهرت یافت. "بابادوک" به روایت مادری تنها به نام آملیا میپردازد که چندین سال از مرگ شوهرش میگذرد و مسؤولیت پرورش پسرش، ساموئل را بر عهده دارد. اما مشکل این است که ساموئل مرتب از وجود موجودی ترسناک به نام بابادوک در خانه صحبت میکند.
یک شب، آملیا بهطور تصادفی یک کتاب مصور را پیدا میکند که در آن داستان بابادوک نوشته شده. از آن به بعد، حوادث وحشتناک بیشتر و بیشتر میشود و آملیا ناچار میشود تا خط مرزی میان واقعیت و توهم را شفاف کند.
قوی سیاه (Black Swan)
قوی سیاه که به کارگردانی دارن آرونوفسکی در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. ناتالی پورتمن و میلا کونیس در آن نقشآفرینی کرده و پورتمن به خاطر این نقش موفق به کسب جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد. "قوی سیاه" اثری کلاسیک از نظر ترس نیست و وحشت آن را باید بیشتر در ذهن ناپایدار و فشار روانی شخصیت اصلی جستجو کرد. در واقع، این فیلم بیشتر یک تریلر روانشناختی محسوب میشود.
این داستان درباره یک بالرین جوان و کمالگرا به نام نینا است که در پی کسب نقش اصلی در اجرای "دریاچه قو" میباشد. او به شدت تحت فشار است تا بتواند هر دو وجه معصومیت "قوی سفید" و همچنین جنبههای اغواگر "قوی سیاه" را نمایندگی کند. در همین زمان، ورود یک بالرین جوان دیگر به نام لیلی، وضعیت را به شدت بحرانی میکند.
۲۸ روز بعد (28 Days Later)
فیلم "۲۸ روز بعد" محصول سال ۲۰۰۲ بریتانیا و با بازی کیلین مورفی و نائومی هریس ساخته شده است. این اثر نه تنها به عنوان یکی از بهترین فیلمهای ترسناک قرن بیست و یکم شناخته میشود، بلکه اغلب بهعنوان الگویی تاثیرگذار بر امواج مدرن فیلمهای زامبی-محور و آخرالزمانی مورد تقدیر واقع میشود.
جیم، پس از یک حادثه در بیمارستان بیدار میشود و متوجه میشود که لندن متروکه و خالی از سکنه شده است. هیچکس پاسخگوی او نیست و مغازهها نیز رها شدهاند. جیم متوجه میشود که ویروسی عجیب بخش وسیعی از جامعه را به زامبی تبدیل کرده است. او و چند بازمانده دیگر تلاش میکنند مکانی امن بیابند. با این حال، بهدلیل فروپاشی نظم اجتماعی، بازماندگان نیز بهناچار به اندازه زامبیها خطرناک میشوند. به همین علت، اعضای گروه باید مرتبا میان زنده ماندن و اعتماد کردن به یکدیگر تصمیم بگیرند.
گناهکاران (Sinners)
فیلم "گناهکاران" در سال ۲۰۲۵ اکران شد و توانست به سرعت نظرها را به خود جلب کند. مایکل بی جردن و مایلز کاتن در این اثر به بازی پرداخته و نقش دو برادر راست را ایفا میکنند که پس از سالها دوری به زادگاهشان در میسیسیپی برمیگردند. آنها تصمیم دارند زندگی جدیدی برای خود آغاز کنند و در این مسیر به مردم محلی کمک کنند. بنابراین، آنها یک سالن موسیقی زیبا را برای تجمع سیاهپوستان راهاندازی میکنند.
با آغاز شب، این دو برادر متوجه میشوند که هیچ چیز طبیعی نیست و باید با تهدیدی بسیار مرگبار مواجه شوند. "گناهکاران" یک فیلم وحشت با تم خونآشامی است؛ اما حال و هوای آن بهخاطر قرار گرفتن در دهه ۱۹۳۰ و تأکید بر فضای بسته و هویت فرهنگی خاصش جذابیت ویژهای به آن بخشیده است.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: برو بیرون (Get Out)
"برو بیرون" محصول مشترک آمریکا و ژاپن است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. بهخاطر داستان نوآورانه خود توانست توجهات زیادی را جلب کرده و حتی جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را دریافت کند. این فیلم با بودجه ۵ میلیون دلار ساخته شد و با فروش ۲۵۵ میلیون دلاری، به موفقیتی تجاری قابل توجه دست یافت.
داستان در مورد یک عکاس سیاهپوست به نام کریس است که برای اولین بار با خانواده دوستدختر سفیدپوستش دیدار میکند. خانواده رز در منطقهای روستایی زندگی میکنند و با مهماننوازی زیادی به او خوشامد میگویند. اما هرچه به پایان هفته نزدیک میشود، مهمانان عجیب و غریبی به خانه افزوده میشوند و کریس به رفتارهای غیرعادی آنها مشکوک میشود. هرچه بیشتر به حل معما بپردازد، وضعیت برای او وخیمتر میشود.
موروثی (Hereditary)
بدون شک، "موروثی" باید در صدر بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم قرار داشته باشد. این فیلم که در سال ۲۰۱۸ به نمایش درآمد، بهواسطه فضای سنگین و رویکرد منحصربهفردش به وحشت، به اثری شاخص تبدیل شده است. داستان از مرگ مادربزرگ خانواده گراهام آغاز میشود. در همان ابتدا وقایع عجیب و غریب آغاز میشود و اعضای خانواده دیگر هیچ امنیتی را در خانه احساس نمیکنند.
مادر خانواده فکر میکند که بالاخره از روابط پیچیده و پرتنش خود رهایی یافته است؛ اما مرگ مادربزرگ کابوسی را آغاز میکند که مدتها پنهان مانده بود. رفتار اعضای خانواده به طرز عجیبی تغییر کرده و از سوگ به سوی دیوانگی و فروپاشی روانی پیش میرود. آنها درمییابند که چیزی نامرئی در وجودشان ریشه دوانده و هیچ راهی برای فرار از آن وجود ندارد. بهراستی آنها با سرنوشت سیاه خود کنار آمده و باید آن را بپذیرند. پایان داستان نیز به قدری باور نکردنی است که شما را شگفتزده خواهد کرد.
بهنظر شما، کدام اثر از فهرست بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم جا مانده است؟