کد خبر 678201
۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۷:۲۹

آیا افرادی که خواستار خروج از NPT هستند، توانایی محاسبه هزینه‌های این اقدام را دارند؟

ساعت 24 - قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس و از اعضای جبهه پایداری، به همراه سخنگوی سابق این تشکل، روز گذشته با خبری درباره خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، دوباره موضوع را به عرصه سیاسی کشور بازگرداند.
پایداریچی هایی که نسخه خروج از NPT مینویسند، بلدند هزینه های این کار را حساب کنند؟

به نقل از خبرآنلاین، روزنامه اعتماد گزارش داد: وی در یک گردهمایی عمومی در قم با اشاره به شرایط جنگی کشور اظهار داشت: «مسئله خروج از NPT در حال بررسی است و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این رابطه اظهارنظر کرده است. طرح مربوط به این موضوع در مجلس نیز ارائه شده و در حال پیگیری است.»

روانبخش به تصویب این طرح یا رسیدن آن به مرحله نهایی اشاره‌ای نکرد و بر روی مطرح بودن و ادامه پیگیری طرح در مجلس تأکید داشت. او همچنین مشخص نکرد که کدام موضع‌گیری محسن رضایی درباره خروج از ان‌پی‌تی قابل تعبیر است.

خروج از NPT برای مجلس داستان جدیدی نیست. این مسئله همواره در دهه‌های اخیر یکی از موضوعاتی بوده که تعداد زیادی از نمایندگان به آن پرداخته‌اند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیأت رئیسه مجلس، اعلام کرد که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال نهایی‌سازی گزارش طرح سه‌فوریتی خروج از NPT است و پس از تکمیل آن، موضوع به صحن مجلس جهت پیگیری‌های بعدی ارائه خواهد شد. از دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، گروهی از اصولگرایان بارها در مجلس چنین طرحی را مطرح کرده‌اند؛ هرچند این مسئله هرگز به تصویب نهایی نرسیده است.

در سال ۱۳۹۸ نیز تعدادی از نمایندگان طرحی را تهیه کردند که بر اساس آن، در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، دولت موظف به خروج از NPT و قطع همکاری‌های نظارتی با آژانس بود. این طرح با امضای ۱۹ نماینده به ثبت رسید و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد، اما هیچ‌گاه به صحن مجلس نیامد. باوجود این، موضوع مطرح شده در شرایط فعلی در کشور، از جایگاه و معنایی متفاوت نسبت به دوره‌های پیشین برخوردار است؛ به گونه‌ای که تکرار این گفتگوها در شرایط جنگی، پرسش‌های مهم‌تری در زمینه سیاستگذاری کشور را رقم می‌زند؛ «خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران به همراه دارد؟» آیا چنین مواضعی به عنوان ابزار فشاری بر طرف مقابل عمل می‌کند یا ممکن است باعث افزایش تنش، پیچیده‌تر شدن مسیر دیپلماسی و به بار آوردن هزینه‌های جدید برای ایران شود؟ مسأله تنها خروج از یک پیمان بین‌المللی نیست؛ بلکه اهمیت دارد که این ایده چه زمانی، با چه بیانیه‌ای و برای چه هدفی مطرح می‌شود.
هزینه‌های خروج
در صورتی که طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله ایده و تهدید سیاسی فراتر رفته و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامدهای آن فراتر از تغییر در سیاست هسته‌ای خواهد بود. مسئله کلیدی این است که ایران در شرایطی باید چنین تصمیمی اتخاذ کند که پرونده هسته‌ای همواره یکی از محوری‌ترین موضوعات مناقشه میان تهران و کشورهای غربی بوده و هرگونه تغییر در سطح همکاری‌های هسته‌ای می‌تواند به طور مستقیم بر روابط ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل تأثیر بگذارد.

خروج از این پیمان بدین معناست که ایران یکی از اصلی‌ترین چارچوب‌های حقوقی مرتبط با فعالیت هسته‌ای خود را ترک می‌کند و به طور طبیعی طرف‌های مقابل این تصمیم را نه به عنوان یک اقدام عادی دیپلماتیک، بلکه به عنوان یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد. پیامد دوم، افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به تنهایی نشانه‌ای از پیشرفت ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نباشد،

در فضای سیاسی فعلی ممکن است این برداشت تقویت شود. این موضوع به ویژه برای کشورهای اروپایی و ایالات متحده دارای اهمیت است، زیرا مخالفان سیاست هسته‌ای ایران می‌توانند از تصمیم خروج به عنوان دلیلی برای نگرانی‌های بیشتری درباره اشاعه استفاده کنند. در چنین شرایطی، ممکن است ایران به جای بهره‌گیری از تهدید خروج به عنوان ابزاری برای کاهش فشارها، با موج جدیدی از فشارهای سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. افزون بر این، خروج از NPT می‌تواند فضای مذاکراتی را نیز پیچیده‌تر کند. یکی از ابزارهای کلیدی ایران در سال‌های اخیر، به کارگیری ظرفیت هسته‌ای در کنار دیپلماسی بوده است؛ به این معنا که تهران سعی کرده تا با تأکید بر حقوق هسته‌ای خود، از طریق مذاکرات نیز برای کاستن از فشارها اقدام کند. خروج رسمی از پیمان ممکن است این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این نتیجه برساند که ایران از خطوط مهمی در نظام عدم اشاعه عبور کرده است.

در نتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانه‌زنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته باید به این نکته توجه کرد که تهدید به خروج و خروج واقعی نباید به یک شکل دیده شوند. تهدید به خروج می‌تواند به منظور افزایش هزینه‌های تصمیم‌گیری طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما با تکرار مکرر این تهدید، اعتبار آن نیز به شدت کاهش می‌یابد. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرح‌ها صرفاً در سطح اظهارات سیاسی باقی می‌ماند، اثر بازدارندگی آنها به شدت کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، اگر ایران تهدید به خروج را عملی کند، باید برای هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد. بنابراین پرسش بنیادین درباره چنین طرحی این است که «آیا ایران می‌تواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط حاضر، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه می‌کند و در عوض چه هزینه‌هایی را برای کشور به بار خواهد آورد. اگر نتیجه آن صرفاً ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیشتر از آنکه به عنوان ابزاری برای قدرت عمل کند، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود.
چرایی پایداری؟
موضوع خروج از NPT برای بخش‌هایی از جریان اصولگرا مسئله جدیدی به شمار نمی‌رود. در سال‌های گذشته، به ویژه هرگاه تنش‌ها میان ایران و غرب به دلیل پرونده هسته‌ای افزایش یافته، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا رویکردهای همسو با آن، گزینه خروج از این پیمان را به عنوان یکی از راهکارهای پاسخ به فشارهای خارجی مطرح کرده‌اند. بنابراین اظهارنظر جدید قاسم روانبخش را نمی‌توان صرفاً یک واکنش مقطعی دانست؛ بلکه این دیدگاه بخشی از یک الگوی سیاسی چند ساله است که در آن خروج از NPT به نشان‌ دهنده «پاسخ سخت» به فشارهای غرب تبدیل شده است.

در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، به ویژه با افزایش اختلافات پیرامون برجام، ایده این‌چنینی در مجلس بارها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی به منظور خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت معرفی کردند.

در سال‌های بعد، با افزایش فشارهای غرب بر برنامه هسته‌ای ایران، دوباره ایده خروج وارد گفتمان برخی نمایندگان شد. در سال گذشته نیز موضوع طرح سه‌فوریتی خروج از NPT توسط تعدادی از نمایندگان مطرح گردید. این استمرار نشان‌دهنده این است که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک موضع‌گیری مشخص در سیاست خارجی است. اما پرسش این است که چرا این‌چنین طرح‌هایی بارها و بارها مطرح می‌شوند در حالی که هیچ‌یک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منتهی نشده است؟

بخشی از پاسخ به این سوال باید در کارکرد سیاسی این طرح‌ها جستجو شود. برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب آن است که در برابر فشارهای خارجی، کمترین امتیاز داده شود و در عوض هزینه‌های اقدامات طرف مقابل افزایش یابد. از این دیدگاه، خروج از NPT می‌تواند نماد ایستادگی و اعلام این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاماتاً به عقب‌نشینی تهران نخواهد انجامید. این طرح‌ها همچنین کارکردهایی در رقابت‌های داخلی سیاست دارند. نماینده‌ای که به خروج از NPT اشاره می‌کند، عملاً خود را در موضع مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار می‌دهد.

در مقابل، هر اداره یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تأکید ورزد، ممکن است از سوی این طیف با این پرسش روبه‌رو شود که آیا چنین رویکردی به معنای اعطای امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT نه تنها به عنوان یک گزینه فنی در سیاست هسته‌ای در نظر گرفته می‌شود؛ بلکه می‌تواند به ابزاری برای تعیین مرزهای سیاسی با دولت و جریان‌های میانه‌رو تبدیل شود. با این حال، تکرار این طرح‌ها یک تناقض مهم را نیز نمایان می‌سازد. اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در دوره‌های مختلف مجلس مطرح شده اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیم‌گیران کشور به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این نوع ادبیات چه دستاوردی خواهد داشت؟ پاسخ ممکن است این باشد: «هدف اصلی لزوماً اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این راستا، طرح پارلمانی می‌تواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی به ایالات متحده و اروپا که فشار بیشتر ممکن است ایران را به سمت انتخاب‌های رادیکال‌تر سوق دهد. اما مشکل از هنگامی آغاز می‌شود که این ابزار پیام‌رسانی به شکل افراطی تکرار شود. در این صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنش‌زایی» تیره‌تر می‌شود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام عدم انعطاف‌پذیری ایران، از این اظهارات برای افزایش نگرانی‌های هسته‌ای خود بهره برداری کند. بنابراین، مسئله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری دوباره سراغ خروج از NPT رفته‌اند؛ بلکه سوال مهم‌تر این است که «آیا این گفتمان هنوز یک ابزار مؤثر برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینه‌های فزاینده تبدیل شده است؟»


تهدید یا بازدارندگی؟
دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفاً یک بحث حقوقی پیرامون این پیمان بین‌المللی باشد، باید از منظر پیام و تأثیر آن تحلیل گردد. هر اظهار نظر سیاسی در زمینه هسته‌ای، به ویژه از سوی نمایندگان مجلس، برای طرفین خارجی بار معنایی دارد. بنابراین سوال بنیادین این است که آیا طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی می‌تواند برای ایران به عنوان ابزاری بازدارنده عمل کند یا اینکه بالعکس، به افزایش تنش و دشواری در مسیر دیپلماسی منجر خواهد شد. منطق بازدارندگی بر این اصل استوار است که یک کشور باید قادر باشد به طرف مقابل نشان دهد که ادامه فشار یا حمله هزینه‌هایی به همراه خواهد داشت.

در این راستا، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT می‌تواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشارها بر ایران ادامه یابد، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیت‌های پذیرفته شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج می‌تواند بخشی از «جعبه‌ابزار فشار متقابل» ایران باشد بدون آنکه به معنای اتخاذ یک تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی کارآیی دارد که پیام ارسال شده، واضح، منسجم و قابل وثوق باشد. اگر یک گزینه به دفعات توسط نمایندگان مختلف مطرح شود اما هرگز به یک تصمیم رسمی تبدیل نگردد، ممکن است تأثیر آن به تدریج کاهش یابد. طرف مقابل ممکن است به این نتیجه برسد که این نوع اظهارات عمدتاً برای استفاده داخلی است و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در این شرایط، تهدیدی که قرار بود هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تقلیل یابد که بازدارندگی محدودی دارد.

مسئله‌ای که اهمیت بیشتری دارد احتمال ایجاد اثر معکوس است. کشورهایی که پیش از این نگرانی‌هایی درباره برنامه هسته‌ای ایران داشته‌اند، ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان ابزاری برای چانه‌زنی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از افزایش خطر هسته‌ای تلقی کنند. در چنین حالتی، کشورهایی که در گذشته نسبت به برنامه هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کرده بودند، ممکن است خروج را بهانه‌ای برای افزایش فشارهای سیاسی، تحریم‌ها و تلاش برای ایجاد اتحاد علیه تهران قرار دهند.

بنابراین همان اقدامی که به نظر طراحان قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بین‌المللی هزینه‌های جدیدی برای ایران به همراه داشته باشد. این مسئله در شرایط جنگ از اهمیت بیشتری برخوردار است. در زمان جنگ، فضای تصمیم‌گیری و درک متقابل طرفین بسیار حساس‌تر می‌شود. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفاً به عنوان یک موضع سیاسی تلقی شود، در زمان جنگ ممکن است به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر گردد. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT می‌تواند خطر سوءتفاهم را افزایش دهد. از سویی دیگر، جنگ روانی نیز به عنوان بخشی از میدان نبرد به حساب می‌آید. طبیعی است که ایران مایل باشد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینه‌های مختلفی دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بدون هماهنگی در مورد گزینه‌های حساس سیاست خارجی موضع‌گیری کند، ممکن است پیام‌های متفاوتی به خارج ارسال شوند؛ یک مقام از مذاکره صحبت کند، نماینده‌ای درباره خروج از NPT و دیگری درباره اقدامات شدیدتر صحبت کند. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری استفاده کند.

مجلس و سیاست خارجی
بار دیگر بررسی موضوع خروج از NPT توسط برخی نمایندگان سؤالی دیگر را نیز مطرح می‌سازد: مجلس در موضوعی به این حساسیت، دقیقاً چه نقشی دارد و طرح‌های نمایندگان تا چه اندازه می‌توانند مسیر سیاست خارجی کشور را تحت تأثیر قرار دهند؟ پاسخ به این سؤال از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که میان «مطرح کردن طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله زیادی وجود دارد. طبق قانون اساسی، مجلس در زمینه قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمی‌تواند به طور کامل از این نهاد مجزا باشد. با این حال، پرونده هسته‌ای ایران فقط یک موضوع داخلی یا قانونی عادی نیست.

این موضوع به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بین‌المللی و ارتباطات ایران با نهادهایی همچون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت مرتبط است، به همین خاطر، تصمیم‌گیری در مورد تغییرات بنیادی در این حوزه نیازمند هماهنگی میان تمامی نهادهای تصمیم‌گیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این جنبه، باید میان «قدرت قانونگذاری» و «قدرت سیگنال‌دهی سیاسی» نمایندگان تفاوت قائل شد. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کرده و حتی آن را به عنوان پاسخی به فشارهای خارجی در دستور کار خود قرار دهند،

اما این اقدام پیش از آنکه به قانونی تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال می‌کند. این پیام می‌تواند حاکی از این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینه‌های سخت‌تر هنوز در دسترس است و افزایش فشارها علیه تهران ممکن است واکنش‌های شدیدتری به دنبال داشته باشد.

مشکل زمانی رخ می‌دهد که پیام مجلس با پیام سایر بخش‌های سیاست خارجی کشور مغایرت داشته باشد. در سیاست خارجی، طرف‌های مقابل معمولاً فقط به یک سخنرانی یا یک طرح توجه نمی‌کنند؛ بلکه مجموعه مواضع مسئولان و نهادهای مختلف را بررسی کرده و می‌کوشند تا متوجه شوند سیاست واقعی کشور چیست.

اگر یک طرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و در عین حال نمایندگانی درباره خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوماً به معنای وجود اختلاف نیست، اما ممکن است فضایی برای برداشت‌های متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمی‌توان نقش مجلس را صرفاً به «صدور پیام» کاهش داد. اگر نمایندگان به این تصمیم برسند که خروج از NPT برای تأمین منافع ملی ضروری است، باید استدلال‌های قوی و قابل ارزیابی در مورد دستاوردهای آن ارائه دهند. اینکه خروج چگونه می‌تواند امنیت ایران را بالا ببرد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی فعلی ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشورهای اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشارهای احتمالی جدید امید به هزینه‌ها مقابله کند، اینها سوالاتی هستند که هر طرح جدی باید به آنها پاسخ بگوید.

از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرح‌های مکرر درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید بیشتر از توضیح درباره مرحله بعدی آن برجسته می‌شود». یعنی گفته می‌شود اگر فشار ادامه یابد، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر در مورد این موضوع بحث می‌شود که بعد از خروج چه در انتظار خواهد بود و ایران چگونه باید هزینه‌های احتمالی این تصمیم را مدیریت کند. این موضوع خصوصاً در شرایط جنگ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در چنین اوضاعی، سیاست خارجی نیازمند پیام‌های دقیق و سنجیده است.

مجلس می‌تواند با مطرح کردن موضوعات حساس، دامنه گزینه‌های موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح در مورد هدف و پیامدهای آن صورت گیرد، ممکن است نتیجه معکوس دهد. بنابراین مسئله اصلی صرفاً موافقت یا مخالفت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس می‌تواند میان ایفای نقش نظارتی و قانون‌گذاری خود از یک سو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور از سوی دیگر تعادل برقرار کند؟»

در مورد موضوعاتی مانند خروج از NPT، پاسخ به این سوال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح می‌شود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند. در نهایت، پرسش این نیست که آیا ایران باید در برابر فشارها سکوت کند یا نه؛ بلکه سوال این است که «کدام تهدید می‌تواند واقعاً هزینه‌های طرف مقابل را افزایش دهد و کدام تهدید فقط هزینه‌های ایران را بالا می‌برد.» در موضوعی با حساسیت NPT، تفاوت میان این دو می‌تواند برای سیاست خارجی کشور تأثیرگذار باشد.

17302

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.