پزشک خانواده؛ نقطه شروع بیماران در سیستم بهداشتی / باید انگیزههای لازم برای ماندگاری پزشکان عمومی ایجاد شود
به نقل از ایسنا، متخصصان حوزه سلامت بر این عقیدهاند که پیادهسازی برنامه پزشکی خانواده میتواند علاوه بر جلوگیری از هدر رفت منابع در نظام بهداشتی، تأثیرات مثبت قابل توجهی بر سلامت جامعه داشته باشد. در این راستا، پزشکان عمومی نقش بنیادی در اجرای این برنامه دارند و به عنوان نقطه آغازین زنجیره ارائه خدمات به شمار میروند. توجه به انتظارات و نیازهای این گروه از پزشکان، میتواند احتمال مشارکت فعال آنان در برنامه پزشکی خانواده را افزایش دهد.
رئیس انجمن پزشکان عمومی نیز بر این باور است که بدون وجود تأمین مالی پایدار، تعریف نرخهای خدمات واقعی، سیستم پرونده الکترونیک کارآمد و همچنین جلب رضایت و انگیزه پزشکان، این برنامه با تهدید جدی روبهرو خواهد بود.
غفلت از چندین مولفه حیاتی در مسیر پیادهسازی پزشکی خانواده و خطر ناکامی این طرح
دکتر احمد ولیپور، رئیس انجمن پزشکان عمومی در آستانه روز پزشک در گفتوگو با ایسنا، در خصوص برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع در ایران تصریح کرد: در صورتی که الزامات اصلی اجرای این برنامه مانند نظام تعرفهگذاری واقعی مبتنی بر هزینههای واقعی خدمات درمانی، بیمههای قوی و با منابع مالی پایدار، یک سامانه جامع و کارآمد برای پرونده الکترونیک سلامت و توجه به رضایت و انگیزه کادر درمان تأمین نشود، امکان دارد این طرح با خطر جدی عدم موفقیت روبهرو شود.
اجرای برنامه پزشکی خانواده تنها با ابلاغ دستورالعمل میسر نیست
او خاطرنشان کرد که این برنامه صرفاً با صدور دستورالعمل و تعیین وظایف پزشکان و مراکز درمانی قابل پیادهسازی نیست، و تأکید کرد: این پروژه در کشورهای مختلف بر پایه یک نظام مالی، بیمهای، اطلاعاتی و انگیزشی منسجم تدوین شده است. بنابراین باید حقوق و درآمد پزشکان و دیگر اعضای تیم سلامت متناسب با مسئولیتهایشان تعیین و پرداختها به صورت مرتب و به موقع انجام گیرد.
نگاه به برنامه پزشکی خانواده بهعنوان یک اصلاح بنیادین در نظام سلامت؛ شرط موفقیت پایدار این طرح
رئیس انجمن پزشکان عمومی ادامه داد: به اعتقاد من، اگر بخواهیم برنامه پزشکی خانواده به طور پایدار پیادهسازی شود، باید آن را به عنوان یک اصلاح ساختاری در نظام سلامت در نظر بگیریم، نه اینکه تنها یک پروژه اجرایی با زمان محدود باشد.
تفاوت نسخه کنونی با تجربیات قبلی
ولیپور در خصوص بارزترین تفاوت برنامه کنونی با طرحهای قبلی برنامه پزشکی خانواده توضیح داد: نسخه ۰۳ نسبت به برنامه ۰۲ که در دو استان فارس و مازندران و همچنین برنامه ۰۱ که عمدتاً در مناطق روستایی و شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر اجرا شد، دارای تفاوتهای بارزی است. هدف برنامه فعلی این است که سطوح دو و سه نظام سلامت به صورت واقعی در چرخه خدمترسانی قرار بگیرند؛ به این معنی که کلینیکهای تخصصی در سطح دو و بیمارستانهای تخصصی و فوقتخصصی در سطح سه باید در کنار سطح یک فعالیت کنند.
درگیرشدن تمام سطوح در برنامه فعلی
این پزشک از آنجا که باید چرخه ارائه خدمات به صورت صحیح از سطح یک شروع شود، افزود: در صورتی که نیاز باشد، بیمار باید به سطوح تخصصیتر ارجاع شود و پس از دریافت خدمات، اطلاعات و نتایج نیز از طریق پرونده الکترونیک سلامت و سازوکار بازخورد به سطح یک ارسال گردد.
ایجاد زنجیرهای کامل و یکپارچه از سطح یک تا سه
رئیس انجمن پزشکان عمومی ادامه داد: در واقع، یکی از تفاوتهای مشخص برنامه فعلی با تجربههای قبلی، تلاش برای ایجاد زنجیرهای کامل و یکپارچه میان سطوح اول تا سوم خدمات سلامت است.
دلایل ناکامی تجربیات قبلی اجرای برنامه پزشکی خانواده
ولیپور در پاسخ به این سوال که «به چه دلیل باوجود اجرای این برنامه در دو استان فارس و مازندران در سالهای گذشته، هنوز این طرح به گونهای کامل در سطح کشور پیادهسازی نشده است؟» گفت: یکی از دلایل اصلی این مسئله، عدم تأمین همزمان و کامل تمام الزامات مورد نیاز برای اجرای موفق برنامه در تجربیات قبلی بود.
او درباره تجربه اجرای برنامه پزشکی خانواده در فارس و مازندران بیان داشت: پیادهسازی این برنامه در این دو استان عمدتاً بر سطح یک متمرکز بود و ارتباط موثر و جامع بین سطوح مختلف خدمات، به خصوص نظام ارجاع و بازخورد میان سطوح یک، دو و سه به خوبی ایجاد نشد. این تجربه نشان داد که پزشکی خانواده بدون نظام ارجاع واقعی، تأمین مالی پایدار، پرونده الکترونیک کارآمد و مشارکت مؤثر بخش خصوصی نمیتواند به اهداف تعیین شده خود دست یابد.
وضعیت زیرساختها برای اجرای برنامه پزشکی خانواده
نیاز به ۳۰ هزار پزشک عمومی برای اجرای برنامه
وی درباره وضعیت زیرساختهای لازم برای پیادهسازی برنامه پزشکی خانواده گفت: از لحاظ تعداد پزشک عمومی، تصور میکنم کشور ظرفیت قابل توجهی دارد. بر اساس برآورد سرانهای که برای این برنامه در نظر گرفته شده، برای پوشش جمعیت کشور به حدود ۳۰ هزار پزشک عمومی نیاز است. در حالی که تعداد پزشکان عمومی در کشور به مراتب بیشتر از این مقدار است.
توزیع پزشک؛ مسئلهای مهمتر از تعداد پزشکان
او در خصوص چالشهای نیروی انسانی مرتبط با اجرای برنامه پزشکی خانواده گفت: مسئله اصلی فقط تعداد پزشک نیست، بلکه نحوه توزیع پزشکان، شرایط اشتغال، ایجاد انگیزه برای ماندگاری و مدل پرداخت به آنها نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
استفاده از ظرفیت بخش خصوصی
رئیس انجمن پزشکان عمومی در خصوص زیرساختهای لازم برای اجرای برنامه پزشکی خانواده اظهار داشت: همچنین باید از ظرفیتهای موجود در مراکز بهداشتی و درمانی و تعامل مؤثر با بخش خصوصی بهعنوان یکی از راههای پوشش نیازهای اجرایی برنامه بهره برد. نیازی نیست که در تمامی نقاط کشور زیرساختهای فیزیکی جدید ایجاد شود.
پرونده الکترونیک سلامت؛ چالشی برای اجرای برنامه پزشکی خانواده
او با بیان اینکه در حیطه پرونده الکترونیک سلامت و زیرساختها با چالشهای جدی روبرو هستیم، تصریح کرد: در زمینه برنامه پزشکی خانواده و سامانههای الکترونیک سلامت، تبادل اطلاعات میان سامانهها، پرونده الکترونیک سلامت و زیرساخت اینترنت همچنان با موانع و چالشهای اساسی مواجه است. اگر اطلاعات بیمار به موقع و به دقت بین سطوح مختلف نظام سلامت منتقل نشود، نظام ارجاع نمیتواند کارکرد واقعی خود را داشته باشد.
جایگاه پزشکان عمومی در برنامه فعلی
ولیپور درباره نقش پزشکان عمومی در اجرای نسخه کنونی برنامه پزشکی خانواده گفت: پزشک عمومی در سطح یک این برنامه به عنوان سرپرست تیم سلامت و مسئول ارائه خدمات اولیه, نقش کلیدی دارد. وظیفه پزشکان عمومی تنها محدود به ویزیت اولیه نیست، بلکه آنها باید مسئولیتهای مهمی در زمینه پیشگیری، تشخیص اولیه، درمان، پیگیری و مراقبت مستمر از جمعیت تحت پوشش را بر عهده داشته باشند.
رئیس انجمن پزشکان عمومی اضافه کرد: بر این اساس، پزشک عمومی در پزشکی خانواده صرفاً یک ارائهدهنده خدمات درمانی نمیباشد؛ بلکه بایستی به عنوان محور ارتباط بیمار با کل نظام سلامت عمل کرده و در صورت لزوم، بیمار را به سطح تخصصی مناسب ارجاع داده و روند درمان او را پیگیری کند.
بیتوجهی به پزشکان عمومی در دو تجربه قبلی
او در پاسخ به پرسش «آیا پزشکان عمومی از نظر درآمد، امنیت شغلی و اختیارات حرفهای، انگیزه کافی برای ورود به این برنامه دارند؟» بیان داشت: متأسفانه، در نسخههای ۰۱ و ۰۲ توجه کافی به این موارد نشده بود. یکی از عمدهترین چالشها، عدم تطابق درآمد پزشک عمومی با حجم مسئولیتها و خدمات مورد انتظار بود. همچنین، موضوع امنیت شغلی و مهمتر از آن، حفظ و تقویت اختیارات حرفهای پزشک عمومی نیز به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
ولیپور ادامه داد: همچنین محدودیت در پوشش بیمهای برخی خدمات و نسخههایی که پزشکان عمومی تجویز کردند، عملاً انگیزههای اقتصادی و حرفهای آنها برای باقی ماندن در این برنامه را کاهش داده است.
پرداختها باید متناسب با جایگاه پزشکان عمومی در اجرای برنامه پزشکی خانواده باشد
رئیس انجمن پزشکان عمومی در مورد ضرورت توجه به این گروه از پزشکان در اجرای برنامه پزشکی خانواده توضیح داد: اگر قرار است پزشک عمومی محور نظام سلامت باشد، باید از جنبههای درآمد، امنیت شغلی، جایگاه حرفهای، اختیارات تصمیمگیری و حمایت بیمهای نیز وضعیت مناسبی داشته باشد. نمیتوان انتظار داشت پزشک عمومی مسئولیت جمعیتی را بر عهده بگیرد، به مراقبت مستمر بپردازد و مسئول عملکرد تیم سلامت باشد، اما ابزار، قدرت و پرداخت متناسب با این مسئولیتها به او داده نشود.
مهمترین دغدغه پزشکان عمومی برای اجرای نظام ارجاع
نظام ارجاع باید به معنای واقعی پیادهسازی شود
ولیپور درباره نگرانیهای اصلی پزشکان عمومی نسبت به نظام ارجاع اظهار داشت: مهمترین نگرانی این است که نظام ارجاع به معنای واقعی و علمی آن پیادهسازی نشود. پزشک خانواده در نظامهای سلامت کارآمد، دروازه ورود بیمار به نظام سلامت است و ارجاع به سطح تخصصی باید بر مبنای نیاز واقعی بیمار انجام شود. پس از دریافت خدمات تخصصی، اطلاعات و نتایج درمان باید به پزشک خانواده برگشت داده شود تا مراقبت از بیمار ادامه یابد.
این پزشک افزود: اگر فقط از پزشک عمومی بخواهیم که بیمار را به سطح تخصصی ارجاع دهد، اما هیچ سازوکار مشخصی برای پذیرش ارجاع، بازخورد اطلاعات و استمرار مراقبت وجود نداشته باشد، عملاً نظام ارجاع به وجود نخواهد آمد.
تعرفهها و الگوی پرداخت باید متناسب با مسئولیتها طراحی شوند
او در مورد نیاز به تعرفهها و الگوی پرداخت برای اجرای برنامه پزشکی خانواده تأکید کرد: با توجه به مسئولیت سنگین پزشک خانواده در زمینه مراقبت مستمر، پیشگیری، پایش بیماران، مدیریت بیماریهای مزمن، ثبت و مدیریت اطلاعات سلامت و هماهنگی خدمات میان سطوح مختلف نظام سلامت، مدل پرداخت باید متناسب با این وظایف طراحی شود.
ولیپور توضیح داد: پرداخت فقط بر اساس تعداد ویزیتها برای پزشک خانواده کافی نیست؛ زیرا بخش عمدهای از خدمات پزشک خانواده شامل مراقبتهایی است که الزاما در قالب یک ویزیت قابل سنجش نیستند. به همین دلیل در بسیاری از نظامهای موفق، مدل پرداخت ترکیبی به کار گرفته میشود و عواملی نظیر تعداد و ویژگیهای جمعیت تحت پوشش، کیفیت و نوع خدمات ارائه شده، شاخصهای عملکرد و نتایج سلامت نیز در فرآیند پرداختها مدنظر قرار میگیرد.
او درباره ضرورت همخوانی پرداختها با افزایش مسئولیت پزشکان عمومی بیان کرد: بنابراین اگر مسئولیت پزشک عمومی افزایش یابد، باید مدل پرداخت و تعرفه نیز متناسب با این وظیفه به روز شود.
نیروی انسانی و اجرای برنامه پزشکی خانواده
ولیپور بیان کرد که چالش اصلی پزشکی خانواده در ایران تنها باید «کمبود پزشک» تلقی نشود، و اظهار داشت: همانطور که پیشتر مطرح شد، بر اساس سرانه جمعیتی پیشبینی شده، برای پوشش جمعیت کل کشور حدود ۳۰ هزار پزشک عمومی کافی است، در حالی که تعداد پزشکان عمومی کشور بیشتر از این تعداد است. بنابراین از منظر نیروی انسانی، کشور ظرفیت زیادی دارد.
توجه به ماندگاری پزشکان عمومی در برنامه پزشکی خانواده ضروری است
رئیس انجمن پزشکان عمومی ادامه داد: مسئله اصلی این است که بتوانیم این ظرفیت را به درستی توزیع کنیم، انگیزه ماندگاری ایجاد نماییم و شرایط اقتصادی و حرفهای مناسبی برای جذب پزشکان عمومی به برنامه فراهم کنیم.
ولیپور اظهار داشت: در واقع، چالش اصلی پزشکی خانواده در ایران را نباید «کمبود پزشک» به حساب آورد که واقعیت ندارد؛ بلکه باید آن را مجموعهای از مسائل مختلف شامل تأمین مالی پایدار، پرداخت به موقع و مناسب، توزیع عادلانه نیروی انسانی، زیرساختهای الکترونیک، نظام ارجاع واقعی و حفظ انگیزه و رضایت کادر پزشکی مورد بررسی قرار داد. در صورتی که این الزامات فراهم گردد، ظرفیت نیروی انسانی لازم برای اجرای برنامه در کشور وجود دارد.
انتهای پیام